معنا در مقابل صورت همان باطن در مقابل ظاهر است. چون در تفکر مادی؛ هستی جز همین صورت ظاهر نیست. «یَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِنالْحَیَاةِالدُّنْیَا وَهُمْ عَنْالآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ»۱
در گفتمان غرب طرح معنویت سکولار برای رهایی انسان از رنجهای دست ساخته بشرِ پروردهی مکتب مادی است. بشر بعد مواجهه با رنجهای فراوان؛ دریافت که علم پوزیتیویستی نه تنها پاسخگوی نیازهای او نبوده و علم حسی فاقد معنا و معنویت؛ رهاوردش آرامش و رضایت نیست بلکه بر اضطرابها افزوده و رغم همه دستآوردهای فنی و رفاهی از بیقراری، تحیر و رنج او چه متکمن و چه مسکین، چه دارا و چه ندار، نکاسته و برای این رنجها، اضطرابها و آلام هیچ دارو و درمانی ندارد. از این رو هر آنچه نسخه نوشتند بر دردها افزودند، از جمله آن نسخها، معنویت و عرفان سکولار است.
معنویت جدید تلاشی است برای مهار انسانی که ابزار و قدرت در اختیار دارد اما عامل مهارکننده ندارد. این نسخه نه تنها شفابخش و راهگشا نبوده بلکه کژراههای است که تشنگان معنا را در سرابپوچی و تحیرتشنهتر رها ساخته است!
معنویت بدون دیانت کوبیدن بر بینیازی از دین است که جوهره حیات آدمی است و بیاتکای به دین؛ ساز استقلال زدن، آب طلبیدن از جبل تفتان در تابستان باشد.
بشر مدرن در مدرنیته غربی همانطور که در تسخیر عالم طبیعت مستقل عمل کرد و بر محیط زیست ظلمهای بیحد روا داشت و زیست سالم توحیدی را تباه ساخت، به توهم درصدد بر آمد تا در معناو معرفت هم به خِرد خود تکیه کند و دم از "خردِخود بنیاد" زند.
البته نباید از یاد بُرد که بخشی از این کژراههها حاصل تحجر ارباب کلیسا در قرون میانی بوده که هر نوع ارتباط میان ایمان و عقلانیت را گسسته بودند و معنویت و ایمان را در خلأ عقلانیت میجستند. ایمانگرایی ضد عقلانی، به عقل انحصارگرا روی آورده، چون پنداشته دین و ایمان دینی غیرعقلانیاند.
از دیگر سو تجربهاش حکم میکند که از معنویت نیز گریزی نیست، لذا پروژه معنویت جدید را طرح کرده که ثمرهاش جز بحران معنا نباشد.
در چنین فضایی انقلاب اسلامی گفتمانی جدیدی در انداخت و معنویت وحیانی را که بر بال معرفت نشسته؛ احیا و دین را در به مدار زیست اجتماعی برگرداند. بر پایه و امتداد همین گفتمان و جریان، حرکت بزرگ الهی اربعین که این انقلاب بر پایه ارزشهای آن به رهبری عالم ربانی، خمینی کبیر و اهل ایمان تکوین یافته، به عنوان آیه رحمت و موهبت الهی احیا شد، درست در دوره و زمانهای که به بیان امام شهید، سخت بدان نیازمند بودیم.
"حماسه اربعین یک پدیده فوقالعادهای است که به لطف و فضل الهی در هنگامی که دنیای اسلام نهایت نیاز را به اینچنین حماسهای دارد، به وجود آمده است."۲
انقلابی رخ داد و نظامی تأسیس کرد که هدفش ایجاد تمدن نوین اسلامی است. تمدنی بر بنیان معنویت، لذا فرصتها و محیطهایی که نفوس مستعد از جوانان و زنان و مردان را بهسوی معنا و معرفت بخواند، روح این جنبش الهی را بالندهتر کند و مغتنم است. هر فضایی که جانهایی پاک را به دعا و معنا و آستانهای معنویت بخواند و در معرض تابش اشعه خورشید ولایت الهی قرار بدهد، زمینه ساز و عامل پیشبرنده برای آن مقصد متعالی خواهد بود. چنان که قائد شهید فرمود:
"یکی از مهمترین مظاهر تمدّن اسلامی، معنویّت دینی است."۳
این رویکرد تمدنی درست مقابل گفتمان تمدن مادی غرب قرار دارد که گسست بشر از دیانت و معنویت دینی را همت خویش ساخته است و عکس آن؛ مدنیت اسلامی جوهرهاش معنویت است. براین مبنا آن حکیم فرزانه فرمود:
"معنویّت دینی بزرگترین مانع رشد تمدّن سراسر مادّی غرب است."۴
اربعین مسیری نو باز کرد و جهان را به کانون معنویت مبتنی بر وحی و انسانهایی که تجسد معنا بودند، فراخواند.
"در اربعین، «همه راه میافتند به سمت آن معدن و سرچشمه معنویّت و آزادگی، و این را به رخ دنیای مادّیِ امروز میکشند.»۵
اگر تمدن اسلامی مبتنی بر معنویت و اعتلای معنوی انسان و ثمرهاش رهاندن انسان از رنج، تحیر و ظلمت درون و برون است، یعنی ظلمت و سیاهی جهل و گرفتار در مادیت و غفلت و ظلم ظالمان باشد، اربعین به عنوان رسانه پرقدرت عاشورا، رسالتش زدودن جهالت و تحیر از انسان و جامعه انسانی است.
"وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَهِ وَ حَیْرَهِ الضَّلَالَهِ"
حميد احمدی
۳مرداد۱۴۰۵
----------------
۱- روم،۷
۲-از بیانات در۱۳۹۸/۷/۲۱
۳-همان،۱۳۹۷/۷/۱۲
۴همان
۵-همان