ستاد مرکزی اربعین|کمیته فرهنگی، آموزشی

banner-img banner-img-en
logo

 اخبار

 ادبیات و پژوهش

«اربعین » و نگاهی به عدد۴۰

واژه «اربعین » در متون دینی و مجموعه های حدیثی از ارزش والایی برخوردار است . آثار حفظ چهل حدیث، اخلاص عمل در چهل روز و دعای عهد در چهل صبح وبرگزاری عبادت در چهل شب چهارشنبه برای دیدار حضرت ولی عصر علیه السلام، از جمله مواردی است که ارزش و جایگاه این اصطلاح اسلامی و عرفانی را مشخص می سازد .
به مناسبت اربعین شهادت امام حسین علیه السلام برخی از کاربردهای اربعین که در فرهنگ اسلامی به مناسبتهای گوناگون از آن یاد شده و گاهی پیامهای اخلاقی و دستورهای الهی با آن همراه شده است را بررسی و منتشر می­کند.  *  احتکار بیش ازچهل روز امام صادق علیه السلام به تاجرانی که برای منافع مادی خود اجناس مورد نیاز مردم را انبار کرده، با قیمتهای گزاف می فروشند، شدیدا هشدار می دهد و می فرماید: «الحکرة فی الخصب اربعون یوما وفی الشدة والبلاء ثلاثة ایام فمازاد علی الاربعین یوما فی الخصب فصاحبه ملعون ومازاد علی ثلاثة ایام فی العسرة فصاحبه ملعون؛ (تهذیب الاحکام، ج 6،)  مدت احتکار جنسهای مورد نیاز مردم در روزگار فراوانی، چهل روز است و در روزهای سخت فقط سه روز . اگر بازرگانی در ایام فراوانی جنس، بیش از چهل روز و در هنگام دشواری بیش از سه روز انبار کند، لعنت خدا بر او باد .» * شهادت چهل مؤمن امام صادق علیه السلام فرمود: «اذا مات المؤمن فحضر جنازته اربعون رجلا من المؤمنین وقالوا: اللهم انا لانعلم منه الا خیرا وانت اعلم به منا، قال الله تبارک وتعالی: قد اجزت شهاداتکم وغفرت له ما علمت مما لا تعلمون؛ (1) هرگاه یکی از اهل ایمان بمیرد و بر جنازه او چهل نفر از مؤمنین حضور یابند و گواهی دهند که پروردگارا! ما به جز خوبی و نیکی از این شخص ندیده ایم و تو از ما داناتر هستی، خداوند متعال می فرماید: من نیز شهادت شما را پذیرفتم و آنچه [از بدیها و گناهان] از او می دانستم که شما بی اطلاع بودید، همه را بخشیدم .» همچنین امام صادق علیه السلام می فرماید: «در بنی اسرائیل عابدی بود که پیوسته به عبادت و راز و نیاز اشتغال داشت . خداوند متعال به حضرت داوود علیه السلام وحی فرستاد: ای داوود! این مرد عابد، فردی ریاکار و غیرمخلص است . هنگامی که او مرد، حضرت داوود علیه السلام به تشییع جنازه اش حاضر نشد . اما چهل نفر از بنی اسرائیل حضور یافتند و در درگاه الهی به نیکی و خوبیهای ظاهری وی شهادت دادند و از خداوند طلب عفو و آمرزش برای وی نمودند . در هنگام غسل نیز چهل نفر دیگر چنین کردند و در هنگام دفن چهل نفر دیگر آمده، بعد از گواهی به نیکمردی عابد از خداوند متعال آمرزش او را خواستار شدند . در آن حال، خداوند به حضرت داوود علیه السلام الهام کرد که من او را به خاطر شهادت آن عده بخشیدم و اعمال بد و ریایی او را نادیده گرفتم . (2)  * دعا برای چهل مؤمن پیشوای ششم یکی از مهم ترین عوامل استجابت دعا را تقدیم دیگر مؤمنین در هنگام دعا می داند . آن حضرت می فرماید: «من قدم اربعین من المؤمنین ثم دعا استجیب له؛ (3) هر کس چهل نفر از مؤمنین را در دعا کردن بر خود مقدم بدارد، سپس حاجات خود را بطلبد، دعای او به اجابت خواهد رسید .» آن حضرت تاکید می فرماید که اگر این گونه دعا کردن در نماز شب و بعد از آن باشد، تاثیر بیشتری خواهد داشت . (4) همچنین دعا کردن چهل مؤمن در قنوت نماز وتر در دل شبهای تار اجابت دعا را نزدیک تر و سریع تر می نماید . (5)  * دعای چهل نفره دعا کردن همیشه خوب و یکی از سلاح های مؤمن و وسیله ارتباط با پروردگار عالمیان است . هنگامی که انسان خود را از هر جهت درمانده و عاجز می بیند با جان و دل زمزمه می کند که: سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی دل زتنهایی به جان آمد خدایا همدمی در آن لحظات حساس، دعا همچون نور امیدی در دل انسان می تابد و دعاکننده علاوه بر آرامش درون، اعتماد به نفس، تلطیف روح، عشق و معرفت خویش را نیز به نمایش می گذارد . امام صادق علیه السلام در یکی از رهنمودهای حکیمانه خویش ما را به دعای دسته جمعی فرا می خواند و می فرماید: «اگر گروهی چهل نفره جمع شوند و خدای خویش را بخوانند، مطمئنا دعای آنان مستجاب خواهد شد و اگر چهل نفر نبودند گروه چهار نفره، ده بار خدا را بخوانند که همین اثر را دارد و اگر بیش از یک نفر نباشد و چهل بار خدا را صدا بزند، خدای عزیز و جبار خواسته او را برآورده خواهد کرد .» (6)   * کمال در چهل سالگی از مهم ترین نکاتی که در زندگی انسان وجود دارد و در مرحله تکامل معنوی و شخصیت وی مؤثر است، رسیدن به مراتبی از سن و سال است که انسان کامل تر و پخته تر می شود . خداوند متعال در این زمینه چهل سالگی را اوج کمال انسانی می داند و می فرماید: «... حتی اذا بلغ اشده وبلغ اربعین سنة قال رب اوزعنی ان اشکر نعمتک التی انعمت علی وعلی والدی وان اعمل صالحا ترضیه واصلح لی فی ذریتی انی تبت الیک وانی من المسلمین » ؛ (7) «تا زمانی که به کمال قدرت و رشد برسد و به چهل سالگی بالغ گردد، می گوید: پروردگارا! مرا توفیق ده تا شکر نعمتی را که به من و پدر و مادرم دادی، به جا آورم و کار شایسته ای انجام دهم که از آن خشنود باشی و فرزندان مرا صالح گردان! من به سوی تو باز می گردم و توبه می کنم و از مسلمانان می باشم .»  *. آثار چهل روز اخلاص امام رضا علیه السلام از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله چنین نقل فرمود: «ما اخلص عبد لله عزوجل اربعین صباحا الا جرت ینابیع الحکمة من قلبه علی لسانه؛ (8) هیچ بنده ای چهل روز اعمال خود را خالصانه به درگاه حضرت حق انجام نمی دهد، مگر اینکه خداوند متعال چشمه سارهای حکمت را از قلب او به زبانش جاری می سازد .» حافظ با اشاره به این حدیث می گوید: سحرگه رهروی در سرزمینی***همی گفت این معما با قرینی که ای صوفی شراب آنگه شود صاف***که در شیشه بماند اربعینی   * یاران حضرت مهدی علیه السلام هنگامی که حضرت مهدی علیه السلام ظهور می کند هر یک از یاران و شیعیان آن حضرت معادل نیروی چهل مرد قدرت روحی و بدنی خواهد داشت . امام سجاد علیه السلام فرمود: «اذا قام قائمنا اذهب الله عزوجل عن شیعتنا العاهة وجعل قلوبهم کزبر الحدید وجعل قوة الرجل منهم قوة اربعین رجلا؛ (9) هرگاه قائم ما قیام کند، خداوند متعال از شیعیان ما آفت، بلا و سستی را دور خواهد کرد و دلهای آنان را همانند پاره های آهن قوی و محکم می نماید و نیروی هر یک از آنان را معادل نیروی چهل مرد قرار خواهد داد .»   * بعثت انبیاء در چهل سالگی در روایت آمده است که اکثر انبیاء در چهل سالگی به رسالت مبعوث شده اند . (10) همچنان که رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نیز در چهل سالگی به رسالت مبعوث گردید . (11) امام باقر علیه السلام فرمود: «پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در 63 سالگی از دنیا رفت، که آخر سال دهم هجرت بود . آن حضرت بعد از تولد خویش هنگامی که چهل سالش کامل گردید، به پیامبری رسید و 13 سال دیگر در مکه بود که در 53 سالگی به مدینه هجرت کرد و بعد از ده سال در مدینه به سرای جاویدان منتقل شد .» (12)  * حفظ چهل حدیث حضرت رسول صلی الله علیه و آله در زمینه پاسداری از فرهنگ و معارف اسلام می فرماید: «من حفظ من امتی اربعین حدیثا مما یحتاجون الیه من امر دینهم بعثه الله یوم القیامة فقیها عالما؛ (13) هر کس از امت من چهل حدیث از احادیث دینی مورد نیاز جامعه را حفظ کند خداوند متعال او را در روز قیامت به عنوان فقیه و دانشمند محشور خواهد کرد .» براساس همین حدیث، دانشمندان بزرگ شیعه تلاش کرده اند که کتابهایی را به نامهای الاربعین و چهل حدیث از خود به یادگار بگذارند تا شاید مشمول این کلام نورانی رسول گرامی اسلام بشوند، نظیر: اربعین شیخ بهائی، اربعین شهید اول، اربعین مجلسی دوم، اربعین جامی و چهل حدیث امام خمینی رحمه الله .  * آثار گناه تا چهل روز آثار گناهانی که انسان مرتکب می شود تا چهل روز در روح و روان او باقی است . امام صادق علیه السلام فرمود: «لا تقبل صلاة شارب الخمر اربعین یوما الا ان یتوب؛ (14) کسی که از شراب و مسکرات حرام استفاده کند تا چهل روز نمازش پذیرفته نمی شود، مگر اینکه حقیقتا توبه کند .»  * اصلاح تا چهل سالگی اساسا افراد سعادتمند و کسانی که به دنبال خوشبختی و کمال هستند تا سن چهل سالگی در اعمال و رفتارشان نشانه های اصلاح پیدا می شود؛ اما اگر تا سن چهل سالگی تغییراتی در رفتارهای زشت و ناپسند آنان ایجاد نگردد، بعد از آن اصلاح آنان مشکل خواهد بود . رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در این زمینه به مسلمانان هشدار داده و فرموده است: «اذا بلغ الرجل اربعین سنة ولم یغلب خیره شره قبل الشیطان بین عینیه وقال: هذا وجه لایفلح؛ (15) هنگامی که شخص به سن چهل سالگی پا می گذارد و کارهای نیک او از اعمال زشتش بیشتر نباشد، شیطان پیشانی او را بوسیده، می گوید: این چهره ای است که دیگر روی سعادت و خوشبختی را نخواهد دید .» و در حدیث دیگری آن حضرت افراد چهل ساله ای را که به سوی صلاح گام برنمی دارند از دوزخیان به شمار می آورد و می فرماید: «فرد چهل ساله ای که در اندیشه کارهای نیک نباشد، برای ورود به آتش جهنم خود را آماده کند که نجات او مشکل است .» (16)  امام زین العابدین علیه السلام فرمود: «اذا بلغ الرجل اربعین سنة نادی مناد من السماء دنا الرحیل فاعد زادا ولقد کان فیما مضی اذا اتت علی الرجل اربعون سنة حاسب نفسه؛ (17) هرگاه شخصی به سن چهل سالگی برسد فرشته ای از سوی خداوند در آسمان ندا می دهد که هنگام سفر نزدیک است، زاد و توشه سفر را مهیا کن و در گذشته هنگامی که فردی به    * عواقب چهل روز گوشت نخوردن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «من ترک اللحم اربعین صباحا ساء خلقه؛ (18) هر کس چهل روز از خوردن گوشت خودداری کند، اخلاقش بد خواهد شد .»   * حقوق همسایه تاچهل خانه رسول گرامی اسلام به منظور سالم سازی و ایجاد روحیه اعتماد و اطمینان به همدیگر و همچنین تقویت وحدت و انس و الفت در جامعه اسلامی درباره حدود همسایگی و رعایت حقوق آنان می فرماید: «کل اربعین دارا جیران من بین یدیه ومن خلفه وعن یمینه وعن شماله؛ (19) تا چهل خانه از چهار سوی منزل یک مسلمان، از روبه رو، پشت سر، از سمت راست و از سمت چپ، همسایه یک مسلمان به شمار می آید .» پیامبر صلی الله علیه و آله ضمن بیان این پیام حکیمانه، به حضرت علی علیه السلام و سلمان و ابوذر و مقداد دستور داد که در میان مسلمانان ندا دهند که ای مردم! این حدود همسایگی است و: «انه لاایمان لمن لم یامن جاره بوائقه؛ (20) کسانی که همسایگانشان از شر و آزار آنان در امان نیستند، ایمان ندارند .»  * مهلت چهل روزه برای ترک گناه   برخی از مسلمانان که در رعایت مسائل دینی و حفظ ناموس خود اهل تسامح و تساهل هستند، مورد خشم و غضب الهی قرار می گیرند و خداوند متعال به آنان چهل روز مهلت می دهد که خود و خانواده هایشان را اصلاح کنند و در صورت ادامه سهل انگاری و بی تفاوتی چشم و قلبشان وارونه شده و از دیدن حقیقت ناتوان می گردند . رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: هرگاه مردی در محیط خانواده خود عمل ناپسند و زشتی را مشاهده کند و در مورد آن حساسیت و غیرت دینی از خود نشان ندهد و اعضاء خانواده اش را از ارتکاب گناه و معصیت باز ندارد و در صدد اصلاح برنیاید، خداوند متعال پرنده ای سفید را مامور می کند که چهل صبح بر در خانه وی پرهایش را بگسترد و هنگام ورود و خروج آن مرد مسامحه کار، بگوید: اصلاح کن! اصلاح کن! غیرت داشته باش! غیرت داشته باش! اگر خانواده اش را اصلاح کرد که چه بهتر وگرنه آن پرنده سفید بالهایش را به چشمهای او می کشد و بعد از آن او وارونه می بیند؛ یعنی خوبیها را خوب نمی بیند و بدیها را بد نمی بیند .» (21)  * اربعین در قرآن در برخی از آیات قرآن به واژه «اربعین » اشاره شده است، مثل: فرازی از قصه حضرت موسی علیه السلام که می فرماید: «واذ واعدنا موسی اربعین لیلة » ؛ (22) «[به یاد آورید] آن هنگامی را که با موسی علیه السلام (برای یافتن پیامهای آسمانی) چهل شب وعده قرار گذاشتیم .» نیز می فرماید: «وواعدنا موسی ثلثین لیلة واتممناها بعشر فتم میقات ربه اربعین لیلة » ؛ (23) «و ما با موسی سی شب وعده گذاشتیم، سپس آن را با ده شب دیگر تکمیل نمودیم . به این ترتیب، میعاد پروردگارش با چهل شب تمام شد .» قرآن کریم در مورد نافرمانی بنی اسرائیل از حضرت موسی علیه السلام و سرپیچی آنان از دستورات الهی و مجازات آن گروه از یهودیان با چهل سال سرگردانی، می فرماید: «فانها محرمة علیهم اربعین سنة یتیهون فی الارض فلا تاس علی القوم الفاسقین » (24) ؛ «این سرزمین مقدس تا چهل سال بر آنها ممنوع خواهد بود و آنان همواره در مدت چهل سال در این بیابان سرگردان هستند، پس تو درباره سرنوشت این جمعیت گناهکار ناراحت نباش!»   * چله نشینی برای حاجت مولای متقیان علی علیه السلام فرمود: «خداوند متعال به حضرت داوود وحی کرد: «انک نعم العبد لولا انک تاکل من بیت المال ولا تعمل بیدک شیئا» ؛ «ای داوود! اگر از بیت المال تغذیه نمی کردی و از دست رنج خودت امرار معاش می نمودی، چقدر بنده خوبی بودی!» حضرت داوود چهل صبح با ناله و زاری به درگاه احدیت استغاثه کرد و از خداوند خواست تا مشکل او را رفع نماید . خداوند متعال نیز مقدمات آهنگری را در اختیار او گذاشت . به این ترتیب، حضرت داوود، به کار زره سازی پرداخت . او هر روز یک زره می ساخت و به هزار درهم می فروخت تا اینکه با ساختن سیصد و شصت زره که به مبلغ سیصد و شصت هزار درهم فروخت، سرمایه ای به دست آورد و از بیت المال بی نیاز شد .» (25)   * چهل روزعزاداری آسمان وزمین  بر امام حسین علیه السلام امام صادق علیه السلام در روایتی به بیان گریه موجودات عالم بر سالار شهیدان پرداخته، به زراره می فرماید: «یا زرارة! ان السماء بکت علی الحسین علیه السلام اربعین صباحا بالدم وان الارض بکت اربعین صباحا بالسواد و ان الشمس بکت اربعین صباحا بالکسوف والحمرة ... وان الملائکة بکت اربعین صباحا علی الحسین علیه السلام؛ (26) ای زراره! آسمان چهل روز بر حسین علیه السلام خون گریه کرد و زمین چهل روز برای عزای آن حضرت گریست به تیره و تار شدن و خورشید با کسوف و سرخی خود چهل روز گریست ... و ملائکه الهی برای آن حضرت چهل روز گریستند .»  پی نوشت ها: 1) الکافی، ج 5، ص 165 . 1) من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 166، ح 472؛ مستدرک سفینة البحار، ج 4، ص 64 . 2) مستدرک الوسائل، ج 2، ص 471 . 3) الکافی، ج 2، ص 509، ح 5 . 4) بحارالانوار، ج 90، ص 389 . 5) کشف الغطاء، ج 1، ص 246 . 6) الکافی، ج 2، ص 487 . 7)  احقاف/15 . 8) عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج 1، ص 74، ح 321 . 9) الخصال، ج 2، ص 541، ح 14 . 10 ) بحارالانوار، ج 13، ص 50 . 11) تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 22 . 12) کشف الغمه، ج 1، ص 14 . 13) الخصال، ج 2، ص 541، ح 15 . 14) مستدرک الوسائل، ج 17، ص 57 . 15) مشکاة الانوار، ص 295 . 16) همان . 17) مستدرک الوسائل، ج 12، ص 156؛ مجموعه ورام، ج 1، ص 35 . 18) همان، ج 16، ص 305 .  19) وسائل الشیعة، ج 12، ص 132 . 20) مستدرک الوسائل، ج 8، ص 431 . 21) الجعفریات، شیخ صدوق، ص 89 .  22) بقره/51 . 23) اعراف/141 . 24) مائده/26 .  25) وسائل الشیعه، ج 17، ص 37 .  26) مستدرک الوسائل، ج 10، ص 314، با تلخیص .  

ادامه

 چند رسانه ای

 اماکن متبرکه

آستان مقدس كاظمين(عليهما السلام)

كاظمين، شهري جدا از بغداد است و در شمال غرب اين شهر و غرب رود دجله واقع شده است. زميني كه آستان مقدس كاظمين، امروزه در آن واقع است، در آغاز به نام «مقابر قريش» (قبرستان قريش)، شناخته مي‌شد. براي نخستين بار، منصور عباسي پس از تأسيس بغداد در سال 149ه‍ .ق، زمين اينجا را به قبرستان تبديل كرد.
تاريخچه آستان كاظمين(عليهما السلام)  الف) پيشينه آستان كاظمين(عليهما السلام)  كاظمين، شهري جدا از بغداد است و در شمال غرب اين شهر و غرب رود دجله واقع شده است. زميني كه آستان مقدس كاظمين، امروزه در آن واقع است، در آغاز به نام «مقابر قريش» (قبرستان قريش)، شناخته مي‌شد. براي نخستين بار، منصور عباسي پس از تأسيس بغداد در سال 149ه‍ .ق، زمين اينجا را به قبرستان تبديل كرد. نخستين كسي كه در اين گورستان دفن گرديد، جعفر اكبر، فرزند منصور بود كه در سال 150ه‍ .ق، از دنيا رفت.[1]پس از او، هيثم بن معاويه، والي منصور بر بصره، در سال 156ه‍ .ق، در اين قبرستان دفن شد[2]و از آن پس، دفن اموات در اين قبرستان، ادامه يافت. (تصوير شماره 189) در برخي منابع، از اين قبرستان با نام «مقابر بني‌هاشم» نيز ياد شده است؛[3]از جمله شيخ مفيد مي‌گويد: «آنجا قبرستان بني‌هاشم و بزرگان مردم بوده است».[4]شايد انتخاب لفظ قريش براي نام اين قبرستان، اشاره به آن است كه عموم قريشيان، چه بني‌عباس و چه ديگران، در آن به خاك سپرده مي‌شدند.[5]علت شهرت آن به بني‌هاشم نيز مي‌تواند ناظر به همين موضوع باشد. امام موسي كاظم(عليه السلام)، پس از اينكه در سال 183ه‍ .ق، مسموم گرديد و به شهادت رسيد، در مقابر قريش، به خاك سپرده شد. به گفته صاحب اثبات الوصيه، امام(عليه السلام) را در مكاني كه خود ايشان در زمان حيات خريداري كرده بود، به خاك سپردند.[6] از برخي روايات چنين برمي‌آيد كه قبر امام(عليه السلام) پس از خاكسپاري، درون محوطه محصوري قرار داشت كه شيعيان، از ترس حاكمان، به سختي مي‌توانستند آن را زيارت كنند. از اين‌رو امام رضا(عليه السلام) به شيعيان اجازه داده بود تا مردم از پشت ديوار، به امام كاظم(عليه السلام) سلام بدهند.[7]براساس روايت ديگري، امام رضا(عليه السلام) به شيعيان گفته بود كه در مساجدي كه اطراف قبر شريف است، نماز و دعا بخوانيد.[8] پس از گذشت حدود چهل سال از شهادت و دفن امام موسي كاظم(عليه السلام)، در سال 220ه‍ .ق نيز امام محمد جواد(عليه السلام) در بغداد، مسموم گرديد و به شهادت رسيد و بدن مطهر ايشان را كنار قبر جدشان، امام كاظم(عليه السلام)، به خاك سپردند. بعدها زيارتگاه و مدفن شريف اين دو امام، به نام «مشهد باب التبن» شهرت يافت كه وجه تسميه آن، وقوع آن در نزديكي يكي از محلات بغداد، به نام «باب التبن» بود.[9] ب) آستان كاظمين(عليهما السلام) از دوره آل‌بويه تا آغاز دوره صفوي از وضعيت بناي اوليه آستان كاظمين، تا قرن چهارم هجري، اطلاع دقيقي در دست نيست. اما مي‌دانيم كه در نيمه‌هاي اين قرن، ساختمان و زيارتگاهي بر قبر مطهر دو امام(عليهما السلام) وجود داشته است. مورخان در ذيل زندگي‌نامه «ناشي» (متوفاي 365ه‍ .ق)، شاعر بزرگ شيعه، آورده‌اند كه او به دست خود، چلچراغ مربع و زيبايي ساخت كه در زيارتگاه كاظمين نصب گرديد.[10] منابع تاريخي، درباره تاريخ و دوره ساخت زيارتگاه، سكوت ورزيده و از باني آن، نام نبرده‌اند. اما مرحوم شيخ محمد سماوي اشاره كرده است كه معزالدوله ديلمي در سال 336 ه‍ .ق، پس از اينكه در سال 334 ه‍ .ق، بغداد را به تصرف خود درآورد، اين آستان مقدس را ساخته است.[11]البته گرچه در منابع تاريخي كهن، چنين مطلبي به چشم نمي‌خورد، اما با توجه به گرايش شيعي آل بويه و نيز با توجه به اينكه پس از مرگ معزالدوله، جنازه وي را به مقابر قريش (نزديك قبر دو امام(عليهما السلام)) منتقل كردند[12]، بعيد نيست كه او به ساخت زيارتگاه، اقدام كرده باشد. به هر حال، مسلم است كه آل‌بويه توجه ويژه‌اي به اين زيارتگاه داشته‌اند و به‌جز معزالدوله، تعداد ديگري از امراي آل بويه، از جمله ابوطاهر جلال‌الدوله، فرزند بهاءالدوله، فرزند عضدالدوله و نيز فرزند بزرگ جلال‌الدوله، معروف به «ملك عزيز»، در اين آستان مقدس، به خاك سپرده شده‌اند. (تصوير شماره 190) در سال 367ه‍ .ق، آب رودخانه دجله طغيان كرد و سيلاب، بخش‌هاي زيادي از سمت شرقي بغداد را غرق كرد. در سمت غربي بغداد نيز بخش‌هايي از قبور باب‌التبن (در مجاورت زيارتگاه كاظمين) نيز به زير آب، فرو رفت.[13] در سال 369ه‍ .ق، عضدالدوله ديلمي، امير مقتدر آل‌بويه، خدمات عمراني و اجتماعي گسترده‌اي را در بغداد آغاز كرد. او در اين شهر، مساجد و بازارهايي بنا نمود و كانال‌هاي آبي را كه خراب شده بود، بازسازي كرد.[14]به گفته شيخ محمد سماوي، عضدالدوله اطراف حرم كاظمين نيز حصاري ايجاد كرد كه شايد هدف او از اين كار، محافظت روضه مقدسه از سيلاب‌هاي رود دجله بوده است.[15] در اين دوره، شيعيان كه بيشتر در محله كرخ بغداد، ساكن بودند، همه ساله در روز عاشورا، مراسم عزاداري و در عيد غدير، مراسم جشن و سرور، برگزار مي‌كردند. اما در برخي سال‌ها، از جمله در سال 441ه‍ .ق، به دنبال برگزاري اين مراسم، ميان شيعه و سني در بغداد، فتنه و درگيري رخ مي‌داد.[16] در سال 443ه‍ .ق، فتنه ميان شيعيان و اهل‌سنت در بغداد، به اوج خود رسيد. با تحريك برخي از حنبليان، سنيان به آستان كاظمين يورش بردند و همه هداياي نفيس و اشياي گرانبهاي موجود در آنجا، از جمله چلچراغ‌ها، پرده‌ها و محراب‌هاي طلا و نقره را غارت كردند. آنها سپس قبر مطهر دو امام(عليهما السلام) و دو گنبد چوبي را كه روي اين دو قبر واقع بود، آتش زدند و به دنبال آن، قبور بسياري از اميران و وزيران و شخصيت‌هاي مشهور اطراف قبر دو امام(عليهما السلام)، از جمله قبور معزالدوله و جلال‌الدوله ديلمي، جعفر، فرزند منصور دوانيقي، امين عباسي، فرزند هارون الرشيد و مادرش زبيده نيز در آتش سوخت.[17] به گفته سماوي، پس از اين آتش‌سوزي، در سال 444ه‍ .ق، ارسلان بساسيري و ملك رحيم (از اميران آل بويه)، به كمك يكديگر، حرم را بازسازي نمودند و دو صندوقچه چوبي جديد، روي هريك از قبور، نصب كردند و گنبدي از همان چوب، بر قبر بنا نهادند. اما به عقيده مصطفي جواد، بساسيري، به تنهايي در سال 450ه‍ .ق، اين كار را انجام داد. گفتني است، ادامه آشوب‌ها و فتنه‌ها تا سال 449ه‍ .ق، مي‌تواند مؤيد اين قول باشد.[18](تصوير شماره 191 و 192) در سال 466ه‍ .ق، مصادف با اوايل دوره حاكميت سلجوقيان، بار ديگر رود دجله طغيان كرد و سمت شرقي بغداد را سيلاب فراگرفت. بخش‌هايي از سمت غربي بغداد نيز، از جمله قبرستان احمد بن حنبل و آستان كاظمين، به زير آب فرو رفت و ديوار آستان مقدس، فروريخت. از اين‌رو، شرف‌الدوله مسلم بن قريش عُقيلي، هزار دينار صرف بازسازي آن كرد.[19] در سال 479ه‍ .ق، ملكشاه سلجوقي همراه خواجه نظام‌الملك، وارد بغداد شدند و حرم كاظمين و ساير زيارتگاه‌هاي مشهور بغداد، نظير قبر معروف كرخي، احمد ابن حنبل و ابوحنيفه  را زيارت كردند. سپس آنها به زيارت قبور امام علي(عليه السلام) و امام حسين(عليه السلام) در نجف و كربلا رفتند.[20] در دوره بركيارق سلجوقي، فرزند ملكشاه، وزير وي م جدال ملك براوستاني قمي به بازسازي آستان كاظمين اقدام نمود.[21]سماوي، تاريخ اين بازسازي را سال 490ه‍ .ق، دانسته است.[22] در محرم سال 517ه‍ .ق، خليفه عباسي، المسترشد بالله، از جنگ خود با نورالدوله دبيس بن صدقه (حاكم شيعه مذهب بني‌مزيد)، به بغداد بازگشت و به دنبال آن، اهل‌سنت به آستان كاظمين يورش بردند و درها و پنجره‌هاي آن را كندند و گنجينه‌ها و اشياي باارزش موجود در آن را به غارت بردند. پس از آن، سادات علوي، به ديوان خلافت شكايت كردند و خليفه دستور داد تا جنايتكاران را تأديب كنند و بعضي از اشياي به غارت رفته را بازگردانند.[23]ابن‌قلانسي نيز به اين حادثه اشاره كرده و گفته است: «مقابر قريش در بغداد، غارت شد و چراغ‌هاي زراندود و پرده‌ها و ابريشم‌هاي آن، به تاراج رفت».[24] در دو قرن ششم و هفتم هجري، رود دجله چند بار طغيان كرد و بر اثر آن، سيلاب‌هاي عظيمي در بغداد جاري شد كه به آستان كاظمين نيز آسيب‌هايي رسيد. از آن طغيان‌ها، مي‌توان به طغيان سال 554ه‍ .ق[25]، طغيان سال 569ه‍ .ق، كه بر اثر آن، بيشتر ديوارهاي آستان كاظمين، خراب شد[26]و نيز سيل سال 614ه‍ .ق[27]، اشاره كرد. در دوره الظاهر بأمر الله عباسي (خلافت: 622-623ه‍ .ق)، گنبد آستان مقدس كاظمين در آتش‌سوزي سوخت. ازاين‌رو الظاهر، بازسازي آن را آغاز كرد. اما پيش از اينكه آن را به پايان برساند، از دنيا رفت و جانشين وي، المستنصر عباسي، كار وي را تكميل كرد.[28]از دوره المستنصر بالله، صندوقچه چوبي قبر امام موسي كاظم(عليه السلام) باقي مانده است كه تاريخ آن، سال 624ه‍ .ق، است. در ماه شوال سال 646ه‍ .ق، رود دجله به علت بارندگي فراوان، طغيان كرد و سيلاب بزرگي به وجود آورد كه در جريان آن، بخشي از ديوارهاي آستان كاظمين، فرو ريخت.[29]اين بارندگي‌ها ادامه يافت و در ماه ذي‌الحجه همان سال، سيلاب سهمگين‌تري جاري شد كه تمام بغداد را به زير آب فرو برد و بر اثر آن، حصارها و اتاق‌هاي اطراف حرم كاظمين، ويران شد و سيلاب چنان بارگاه مطهر دو امام را فراگرفت كه فقط گنبد بنا، آشكار بود.[30] پس از اين خرابي‌ها، در سال 647ه‍ .ق، خليفه عباسي دستور بازسازي حصار حرم مطهر را صادر كرد. به نوشته ابن فوطي، كارگران به هنگام بازسازي ديوارها، به ظرفي سفالين برخوردند كه در آن، هزار درهم قديمي وجود داشت. بخشي از آنها، يوناني و داراي تصاوير بود و بخش ديگري از آنها، در سال 132ه‍ .ق در بغداد و بخش ديگري نيز مقارن همان تاريخ در واسط، ضرب شده بودند. جريان را به خليفه گزارش دادند. خليفه نيز دستور داد بهاي آنها را براي بازسازي حرم مطهر صرف كنند. مردم، قسمتي از آنها را به بالاترين قيمت خريدند و قسمتي نيز به بزرگان هديه داده شد و آنان در عوض، وجوهي بيشتر از آنچه هديه گرفته بودند، به حرم بخشيدند.[31](تصوير شماره 193)   در سال 656 ه‍ .ق، مغولان به بغداد، حمله و اين شهر را اشغال كردند. در جريان اين حمله، بسياري از مساجد و زيارتگاه‌هاي اين شهر، از قبيل مسجد خليفه، حرم امام كاظم و امام جواد(عليهما السلام) و نيز قبور خلفاي عباسي، به آتش كشيده شد.[32]مدتي پس از اين حادثه، امير قراتاي، عمادالدين عمر بن محمد قزويني را به قائم مقامي خود منصوب كرد و او نيز شهاب‌الدين علي بن عبدالله را به سمت ناظر اوقاف تعيين كرد و به او دستور داد تا مسجد خليفه و آستان كاظمين را بازسازي كند.[33] در سال 769ه‍ .ق، سلطان اويس جلايري، به بازسازي حرم اقدام كرد و دو گنبد و دو مناره ساخت و دستور داد دو صندوق از سنگ مرمر، روي قبر شريف دو امام هفتم و نهم(عليهما السلام)، نصب كردند. همچنين او، رواق و رباطي را كه در صحن مطهر بود، بازسازي كرد و اموالي بين خادمان و متوليان حرم و سادات علوي ساكن آنجا، تقسيم كرد.[34]در فاصله زماني اين بازسازي تا روي كار آمدن صفويان، در منابع تاريخي، گزارشي از بازسازي‌ها و اقدامات عمراني در آستان مقدس كاظمين، به چشم نمي‌خورد. ج) آستان كاظمين(عليهما السلام) در دوره صفوي پس از تشكيل دولت صفوي، شاه اسماعيل در سال 914ه‍ .ق، عراق را تصرف كرد و وارد بغداد شد. به دستور وي، اقدامات گسترده‌اي براي بازسازي و توسعه آستان كاظمين آغاز شد؛ از جمله اين اقدامات، نصب دو صندوقچه چوبي نفيس روي قبرهاي شريف، سنگ‌فرش كردن رواق‌ها با سنگ مرمر و آراستن حرم و ديوارهاي بيروني آن با كاشي‌هاي حاوي آيات قرآن و نقش‌هاي گياهي زيبا بود. او همچنين دستور داد دو گلدسته ديگر، به دو گلدسته قبلي افزوده گردد و مسجد بزرگي، متصل به قسمت شمالي حرم، ساخته شود. او اجراي اين طرح را به «امير خادم بيك» واگذار كرد و خود، به ايران بازگشت.[35] اسكلت اصلي حرم مطهر امامين كاظمين و نيز مسجد متصل به آن از سمت شمال، از آثار دوره شاه اسماعيل صفوي است كه تا به امروز، باقي مانده است. همچنين بخش‌هايي از كتيبه‌هاي كاشي اين دوره نيز تاكنون در آستان مقدس كاظمين، باقي مانده است؛ از جمله در قسمت بيروني ديوار رواق شرقي در ايوان باب‌المراد، كتيبه‌اي به تاريخ ششم ربيع‌الثاني 926ه‍ .ق وجود دارد كه در آن، شاه اسماعيل صفوي را باني آنجا دانسته است. همچنين گرداگرد ديوار داخلي حرم مطهر، در ارتفاع دو متري از سطح زمين، كتيبه‌اي از كاشي، حاوي آيات مبارك سوره دهر، سوره نبأ و سه آيه آخر سوره زمر، وجود دارد كه در پايان آن، تاريخ 935ه‍ .ق ذكر شده است. اين تاريخ، نشان مي‌دهد كه كارهاي عمراني، پس از مرگ شاه اسماعيل و در زمان شاه طهماسب صفوي، پايان يافته است.[36] افزون‌بر آثار ياد شده، سه لنگه از درهاي چوبي خاتم‌كاري حرم نيز باقي مانده است كه البته تاريخ ندارد. اما از نظر شيوه تزيينات و نوع كتيبه‌هاي آن، شبيه صندوقچه‌هاي روي قبر است. اين درها، به علت كهنگي، از جاي خود برداشته شده است و در حال حاضر، در موزه آثار عربي (اسلامي) بغداد به شماره‌هاي 7146، 7147 و 7148، نگهداري مي‌شود و درهايي از طلا و نقره، جايگزين آنها در حرم مطهر شده است.[37] در سال 978ه‍ .ق، در دوره مراد پاشا، والي بغداد، ساختمان مناره، واقع در شمال شرقي حرم مطهر، پايان يافت و فضلي، فرزند فضولي شاعر، در ماده تاريخ آن، اشعاري تركي سرود كه اين اشعار در كتيبه‌اي سنگي، در ورودي پلكان مناره، نوشته شده است.[38] در سال 1032ه‍ .ق، شاه‌عباس كبير صفوي، وارد بغداد شد و پس از زيارت حرم كاظمين، دستور داد تا خرابي‌هايي را كه با گذشت زمان، به ساختمان حرم وارد شده بود، بازسازي كنند. همچنين وي دستور داد تا ضريح محكمي از فولاد بسازند و روي دو صندوقچه چوبي، نصب كنند. اما به علت تيرگي روابط بين ايران و عثماني، نصب اين ضريح، به تأخير افتاد؛ تا اينكه در ماه جمادي‌الثاني سال 1115ه‍ .ق، كارواني از علما و رجال سياسي ايران و در پيشاپيش آنان، شيخ‌الاسلام جعفر كمره‌اي، اين ضريح را با خود، به عراق آوردند و طي مراسم باشكوهي، بر قبر شريف امامين كاظمين: نصب كردند.[39](تصوير شماره 194) د) آستان كاظمين(عليهما السلام) در دوره قاجار در سال 1207ه‍ .ق، به دستور آقامحمدخان قاجار، كار بازسازي حرم كاظمين و تكميل كارهاي نيمه تمام صفويان، آغاز شد؛ از جمله اين كارها، بازسازي سه گلدسته بزرگ، از گلدسته‌هاي چهارگانه‌اي بود كه در روزگار صفويان، ارتفاع آن بيشتر از بام حرم نبود. گلدسته چهارم نيز در روزگار سلطان سليم، تكميل شد. از ديگر اقدامات اين دوره، ساختن صحن وسيعي بود كه از سه طرف، يعني شرق و غرب و جنوب، حرم را دربرمي‌گرفت و طرف شمال آن، به مسجد متصل بود.[40] در دوره فتحعلي‌شاه قاجار، كارهاي عمراني مربوط به آستان كاظمين، ادامه يافت؛ از جمله، درون دو گنبد و ديوارهاي روضه منوره، آينه‌كاري شد و دو گنبد امام كاظم(عليه السلام) و امام جواد(عليه السلام) و گلدسته‌هاي چهارگانه‌ كوچك، طلاكاري گرديد.[41] در سال 1255ه‍ .ق، سلطان محمود دوم عثماني، پارچه ابريشمي گلدوزي شده‌اي را كه پيش‌تر روي قبر پيامبر9 در مدينه منوره بود، به حرم كاظمين هديه كرد و در يكي از شب‌هاي قدر، در ماه رمضان، روي قبر انداخته شد. شعراي شيعه و سني، از جمله عبدالغفار اخرس و عبدالباقي عمري، به اين مناسبت، اشعار زيبايي سرودند و براي ماده تاريخ آن، عبارت «جاؤوا بأشرف سترٍ» را گفتند.[42] در همان سال، با سرمايه منوچهر خان معتمدالدوله (متوفاي 1260ه‍ .ق)، از رجال دربار ايران، ايوان جنوبي حرم طلاكاري شد.[43]در سال 1270ه‍ .ق، ناصرالدين‌شاه قاجار، شيخ عبدالحسين طهراني، معروف به شيخ العراقين را به عراق فرستاد تا بر اجراي طرح عمراني وسيعي كه شامل بازسازي و زيباسازي ساختمان عتبات مقدسه بود، نظارت كند و دست او را در هزينه كردن براي اين كار مهم، بازگذاشت. اقدامات عمراني در آستان كاظمين، در سال 1281ه‍ .ق، و پس از پايان كارهاي عمراني در كربلا و سامرا، آغاز شد؛ از جمله كارهايي كه در اين آستان، انجام شد، محكم‌سازي پايه‌ها و بازسازي نماي بيروني ديوار حرم و كاشي‌كاري آن بود. همچنين دو دكه بزرگ، جلوي دو ضلع جنوبي و شرقي حرم، با نمايي از سنگ مرمر، ساخته شد. دكه شرقي كه بعدها با سقف چوبي مبتني بر 22 پايه و ستون پوشيده شد، به «طارمة باب المراد»، ناميده شد. ايوان بزرگ واقع در وسط اين طارمه، از طلاهاي باقي‌مانده از طلاكاري گنبد دو امام هادي و عسكري(عليهما السلام) در سامرا، طلاكاري گرديد و اين كارها در سال 1285ه‍ .ق، به پايان رسيد.[44] در همين دوره، در سال 1281ه‍ .ق، نخستين درِ نقره، به آستان مقدس هديه گرديد كه بين رواق جنوبي و گنبدخانه، نصب شد. در سال 1284ه‍ .ق نيز دو درِ نقره‌ ديگر، هديه شد كه يكي را حاج سيد ميرزا بابا اصطهباناتي تقديم كرد كه بين رواق جنوبي و ايوان قبله، نصب شد و دومي را محسن خان، پسر عبدالله خان تقديم كرد كه بين رواق شرقي و گنبدخانه، نصب شد. در فاصله 1284-1285ه‍ .ق، كار ساختن سقف براي دكه واقع در ضلع جنوبي حرم با سرمايه حاج حسين چرچفچي بغدادي، آغاز شد كه اين سقف بر چهارده ستون چوبي، استوار بود.[45]در سال 1284ه‍ .ق، دكه يا طارمة باب‌المراد، آينه‌كاري شد.[46] در چهاردهم شعبان 1287ه‍ .ق، ناصرالدين‌شاه قاجار، به زيارت كاظمين آمد و مردم و علماي شيعه، در اين آستان جمع شدند و از وي، استقبال باشكوهي به عمل آوردند. در سال 1294ه‍ .ق، فرهاد ميرزاي قاجار، چهارمين درِ نقره را به حرم هديه كرد كه بين رواق و طارمه شرقي، نصب شد. در سال 1296ه‍ .ق، حسام‌السلطنه قاجار و پس از او عباس ميرزا، مخارج بازسازي و جايگزين كردن خشت‌هاي طلاي فرسوده شده گنبد و مناره‌هاي آستان را برعهده گرفتند.[47] در اواخر قرن سيزدهم هجري، فرهاد ميرزاي قاجار، عموي ناصرالدين‌شاه، هزينه توسعه صحن و كارهاي عمراني ديگري را در آستان كاظمين قبول كرد و دو نفر از تاجران كاظمين، به نام‌هاي حاج عبدالهادي و حاج مهدي استرآبادي را به اجراي اين طرح، موظف كرد. اين اقدامات، شامل موارد زير بود: 1. ساختن زيرزمين‌هاي منظم در صحن و ايوان‌ها و حجره‌ها، براي دفن اموات؛ 2. طلاكاري مناره‌هاي بزرگ چهارگانه، از محل اذان گفتن مؤذن تا نوك آنها؛ 3. ساخت حصار بلند و دو طبقه، اطراف صحن كه طبقه اول، شامل حجره‌ها و ايوانچه‌هايي بود؛ 4. ايجاد دو پايه در طبقه دوم صحن، روي دو ورودي اصلي، در ضلع شرقي و جنوبي صحن، براي نصب دو ساعت بزرگ. عمليات ساختماني طرح توسعه صحن، در روز هفده ذي‌القعده 1296ه‍ .ق، شروع شد و در هفده ربيع‌الاول سال 1301ه‍ .ق، به پايان رسيد. پس از پايان كار و افتتاح صحن، جشن عمومي و بزرگي، به مدت سه روز برگزار شد و بدين مناسبت، شاعران شيعه، از جمله سيد حيدر حلي، شيخ سلمان آل نوح و شيخ جابر كاظمي، اشعار و قصايدي در اين باره سرودند.[48] در سال 1309ه‍ .ق، و در دوره ولايت حاج حسن پاشا، والي عثماني بر بغداد، يك تار موي منسوب به پيامبر خدا9، از استانبول به آستان كاظمين هديه شد و بدين مناسبت، جشن بزرگي در آستان مقدس برگزار شد و سيد جعفر حلي، از شعراي شيعه، قصيده‌اي در اين‌باره سرود.[49] در سال 1314ه‍ .ق، حاج محمدجواد فرزند حاج محمدتقي شوشتري، پنجمين درِ نقره‌اي را به حرم هديه كرد كه بين روضه منوره و رواق شرقي، نصب گرديد. در سال 1320ه‍ .ق نيز شاهزاده امير تومان، از رجال دولت ايران، رواق جنوبي حرم را آينه‌كاري كرد. تزيين و آينه‌كاري رواق شرقي نيز در سال 1321ه‍ .ق پايان يافت و مخارج آن را علاءالدوله قاجار (مقتول 1329ه‍ .ق)، تأمين كرد.[50] در سال 1326ه‍ .ق، رواق شمالي و غربي حرم مطهر با هزينه حاج عباس علي‌يوف، فرزند حاج لطف‌الله، آينه‌كاري گرديد و در سال 1327ه‍ .ق، با هزينه يكي از ثروتمندان كرمانشاه، به نام امين‌الدوله، ششمين در نقره‌اي اهدايي به آستان كاظمين، بين روضه منوره و رواق غربي، نصب شد. در سال 1332ه‍ .ق، عمليات ساختماني دكه (طارمه) غربي كه از سال 1321ه‍ .ق، آغاز شده بود، به پايان رسيد و علما و شعراي كاظمين، از جمله شيخ محمدمهدي مراياتي و شيخ راضي آل ياسين و شيخ محمد سماوي، در تاريخ و سال افتتاح آن، اشعاري سرودند. ه‍) طرح توسعه آستان كاظمين(عليهما السلام)، در دوره معاصر پس از سقوط رژيم بعثي عراق، طرح توسعه‌اي براي آستان مقدس كاظمين تصويب شد كه شامل احداث صحن وسيعي در ضلع شمالي بناي كنوني آستان مي‌باشد. توليت آستان كاظمين، اين پروژه را در زمستان سال 2008 م ـ 1386 ه‍ .ش آغاز كرده كه شامل دو مرحله است: مرحله نخست، شامل ساخت يك صحن وسيع و حصار پيرامون آن است كه پس از ده ماه از آغاز آن، به پايان رسيد. مرحله دوم نيز شامل تأسيسات و نيز سنگ‌فرش كردن و پوشش نماها، با سنگ مرمر است. مساحت صحن جديد هفت‌هزار مترمربع است كه پنج‌هزار مترمربع آن، به فضاي آزاد صحن و دوهزار مترمربع آن نيز به حجره‌ها و ايوان‌هاي اطرافش، اختصاص دارد. اين صحن، داراي سه ورودي بزرگ در سه ضلع شمالي، شرقي و غربي و دو ورودي جانبي در دو طرف ورودي اصلي شمالي و دو ورودي ديگر نيز در دو ضلع جنوبي (به سمت صحن اصلي آستان كاظمين) است. گرداگرد صحن، 44 ايوانچه و 44 حجره، وجود دارد و زير آن نيز، زيرزمين وسيعي بنا شده است كه داراي اتاق‌ها، راهروها و يك شبستان وسيع است. مساحت شبستان زير صحن پنج‌هزار مترمربع و مساحت اتاق‌ها و راهروهاي اطراف آن، دوهزار مترمربع است. در ضلع شمالي صحن نيز ساختماني بزرگ ساخته شده است كه بناهايي، از قبيل مجتمع فرهنگي، موزه، سالن اجتماعات، مهمان‌سرا، كتابخانه و مدرسه علوم ديني را دربرگرفته است. (تصوير شماره 195) تاريخچه صندوقچه‌هاي قبر و ضريح مطهر درباره صندوقچه‌هاي نصب شده روي قبور شريف دو امام(عليهما السلام)، تا پيش از دوره صفويه، گزارش تاريخي در دست نيست. اما از دوره المستنصر بالله عباسي، صندوقچه چوبي زيبا و بزرگ قبر امام موسي كاظم(عليه السلام)، باقي مانده است كه تاريخ ساخت آن، سال 624ه‍ .ق است. براساس نقل تاريخي، بايد صندوقچه مشابه ديگري نيز، بر قبر امام محمد جواد(عليه السلام) قرار داشته است كه المستنصر، به همراه صندوقچه قبر امام هفتم، پس از آتش‌سوزي بارگاه كاظمين‌(عليه السلام) در دوره پدرش، الظاهر عباسي[51]، روي قبور شريف، نصب كرده است. صندوقچه قبر امام موسي كاظم(عليه السلام)، تنها نمونه‌اي از صندوقچه‌هاي كهن موجود بر قبور ائمه: در عراق مي‌باشد كه خوشبختانه تا به امروز، باقي مانده است و در حال حاضر، در ساختمان «دار الآثار العربية» (موزه آثار اسلامي) در بغداد، نگهداري مي‌شود. اين صندوقچه به شكل مكعب مستطيلي است كه طول آن، 55/2 متر و عرض آن، 83/1 متر و ارتفاع آن، 95 سانتي‌متر است. جنس آن از چوب توت و ضخامت تخته‌هاي آن 5/5 سانتي‌متر است. لبه سرپوش صندوق كه به اندازه سه سانتي‌متر از سطح اطراف آن برآمدگي دارد، با كتيبه‎هايي به خط نسخ، آراسته شده و روي چهار ضلع بدنه صندوق، كتيبه‌هاي زيبايي، به خط كوفي با حاشيه‌هايي از نقوش گياهي زيبا، كنده‌كاري شده است. عرض اين كتيبه‌ها، 43 سانتي‌متر و طول آن در دو طرف بزرگ صندوق، 189 سانتي‌متر و در دو طرف كوچك آن، 5/90 سانتي‌متر است.[52](تصوير شماره 196) در دوره شاه اسماعيل صفوي نيز به دستور وي، صندوقچه‌هاي چوبي و خاتم‌كاري نفيسي، روي قبر هريك از دو امام هفتم و نهم، نصب گرديد كه هنوز روي قبور شريف ايشان باقي است و تاريخ پايان ساخت اين صندوقچه‌ها، در كتيبه‌هاي روي آنها، ماه رمضان 926ه‍ .ق، ذكر شده است.[53] در روز پنج‌شنبه هفده جمادي‌الثاني سال 1324ه‍ .ق، براي نخستين بار، ضريح نقره‌اي روي دو قبر شريف امام كاظم و امام جواد(عليهما السلام) نصب شد. اين ضريح، با هزينه سلطان بيگم، دختر ميرزا ابوالحسن خان مشيرالملك و با تلاش حاجي ميرزا محمدكاظم طباطبايي ناظم‌التجار (متوفاي 1325ه‍ .ق) ساخته شد. تاريخ آغاز ساخت اين ضريح، سال 1323 و پايان آن، سال 1324ه‍ .ق، بوده است.[54](تصوير شماره 197) بعدها بخش‌هايي از اين ضريح، به علت فرسودگي، بازسازي و تعويض شد. اين تعميرات، در سال 1359ه‍ .ق، به پايان رسيد. در سال 1385ه‍ .ق، كتيبه‌اي قرآني به عرض 24 سانتي‌متر، در قسمت فوقاني پنجره‌ها، نصب گرديد كه روي آن، سوره دهر و فجر با خطوط طلايي نگاشته شده بود. همچنين تاج بالاي ضريح كه پوشش آن پيش‌تر، از نقره بود، در سال 1378ه‍ .ق، با طلا عوض شد.[55](تصوير شماره 198) توصيف ساختمان آستان مقدس كاظمين(عليهما السلام)  آستان مقدس كاظمين(عليهما السلام) در وضعيت فعلي آن ـ بدون در نظر گرفتن طرح‌هاي توسعه در دست اجرا در اين آستان و ساير آستانه‌هاي ائمه: در عراق ـ وسيع‌ترين و يكي از باشكوه‌ترين آستانه‌هاي عتبات عاليات عراق، به شمار مي‌آيد. مجموع مساحت صحن، حرم و حاشيه‌هاي آن، حدود 26 هزار مترمربع است. الف) صحن مطهر صحن آستان كاظمين(عليهما السلام)، به شكل مستطيل نزديك به مربع مي‌باشد كه طول آن، 370 متر و عرض آن، 350 متر است كه از سه سمت شرقي، غربي و جنوبي، حرم را فراگرفته است. صحن، در شكل و مساحت امروزي آن، مربوط به طرح توسعه فرهاد ميرزا معتمدالدوله، عموي ناصرالدين‌شاه است و كف آن، با سنگ‌هاي مرمر، فرش شده است. (تصوير شماره 199 و 200) صحن كاظمين(عليهما السلام) در دوره قاجار، داراي سه ورودي يا دروازه بوده كه تا به امروز، باقي مانده است و اسامي آنها چنين است: باب القريش، باب القبله، باب المراد، باب صاحب الزمان، باب الفرهاديه، باب آينه و باب مسجد صفوي. علامه شهرستاني، يك دروازه ديگر را نيز به عنوان نماد درهاي بهشت كه در قرآن آمده است: (ولها ثمانية أبواب)، به اين درها افزوده است. ميان هريك از اضلاع سه‌گانه شرقي، غربي و جنوبي صحن، سه ايوان وجود دارد كه بر فراز ايوان‌هاي داخلي دو ضلع جنوبي و شرقي، دو ساعت بزرگ، نصب شده است. ساعت اول را دوست محمد خانِ وزير كه همراه ناصرالدين‌شاه براي زيارت، به عراق رفته بود، در سال 1287ه‍ .ق، به آستان كاظمين(عليهما السلام) هديه كرد. اما پس از تكميل پايه آن در زمان طرح توسعه صحن، در سال 1301ه‍ .ق، بالاي ايوان ورودي ضلع شرقي نصب شد. ساعت دوم را نيز حاج محمد مهدي بوشهري، در سال 1303ه‍ .ق هديه كرد كه از ساعت اول، بزرگ‌تر بود و روي ورودي جنوبي، نصب گرديد.[56] همچنين اطراف هريك از سه ضلع صحن، بيست حجره و در ضلع شمالي آن، ده حجره، وجود دارد. بدين ترتيب ، هفتاد حجره با ايوانچه‌هايي، صحن را احاطه كرده است. در گذشته، اين حجره‌ها به عنوان مدرسه علميه و محل سكونت طلبه‌ها بود. اما بعدها به مقبره‌هاي خانوادگي، تبديل شد. گرداگرد صحن، تا ديوار مسجد صفوي، كتيبه‌اي كمربندي به خط ثلث، روي كاشي‌هاي لاجوردي، به عرض نيم متر وجود دارد كه حاوي تعدادي از سوره‌هاي قرآن، از جمله سوره جمعه، فتح، دهر،‌ الضحي و غاشيه است. نام كاتب آن، نصرالله مشهدي و تاريخ آن، سال 1298ه‍ .ق، ثبت شده است. ب) حرم و گنبدخانه‌ها حرم مطهر، شامل روضه منوره (گنبدخانه)، رواق‌هاي اطراف آن، ايوان‌ها و دكه‌هايي است كه از سمت شمال، به مسجد دوره صفوي متصل است و صحن آستان نيز سه سمت شرقي، غربي و جنوبي آن را احاطه كرده است. قبور مطهر دو امام هفتم و نهم(عليهما السلام)، ميان روضه منوره قرار دارد و روي آن، ضريح بزرگي نصب شده است. طول ضريح، 76/6، عرض آن، 17/5 و ارتفاع آن، 5/3 متر است. درِ ورودي ضريح، وسط ضلع شرقي آن قرار دارد و در فاصله بين دو صندوق قبر، باز مي‌شود. قبر شريف امام كاظم(عليه السلام) در قسمت جنوبي داخل ضريح و قبر امام جواد(عليه السلام) در قسمت شمالي داخل ضريح، قرار دارد. روضه منوره، به دو قسمت شمالي و جنوبي، تقسيم شده است كه دو راه باريك و تنگ در دو طرف ضريح، اين دو قسمت را به هم متصل ساخته است. سقف و ديوارهاي روضه منوره، آينه‌كاري شده است و كتيبه‌هايي به خط ثلث، از دوره صفوي به تاريخ 929ه‍ .ق نيز روي كاشي‌هاي گرداگرد آن، به چشم مي‌خورد. ج) رواق‌هاي حرم در چهار سمت روضه منوره، رواق‌هايي وجود دارد كه ازاره آنها، داراي پوششي از سنگ و ديوارها و سقف آنها، آينه‌كاري شده است. طول اين رواق‌ها از شمال به جنوب، چهل متر، مركب از هفت چشمه و عرض آنها از شرق به غرب، سي متر، مركب از پنج چشمه است. نام اين رواق‌ها، چنين است: 1. رواق باب‌المراد: رواق شرقي حرم كه مقابل ايوان شاه اسماعيل صفوي است. اين رواق به دستور ناصرالدين‌شاه قاجار، آينه‌كاري شد و در آن، ابن‌قولويه و شيخ مفيد، به خاك سپرده شده‌اند. (تصوير شماره 201) 2. رواق باب‌القريش: رواق جنوبي حرم است كه به دستور سلطان محمدرشاد عثماني، بازسازي شده است. 3. رواق شمالي: در سمت شمالي ضريح مطهر، واقع است. 4. رواق غربي: در سمت غربي حرم، واقع است و قبر خواجه نصيرالدين طوسي نيز در آن قرار دارد. از اين چهار رواق، شش ورودي، به روضه مطهره باز مي‌شود. دو ورودي در دو طرف قبر شيخ مفيد، در رواق شرقي، دو ورودي در دو طرف قبر خواجه نصير، در رواق غربي و دو ورودي ديگر نيز در دو رواق جنوبي و شمالي، قرار دارند. در هريك از اين ورودي‌ها، درهاي طلا و نقره، با قلم‌زني‌ها، نقوش و تزيينات زيبايي، نصب شده است. د) گنبد و مناره‌ها يكي از وجوه تمايز آستان كاظمين(عليهما السلام) با ديگر آستانه‌هاي مقدس ائمه:، وجود دو گنبد دوقلو و مشابه، بالاي قبر هريك از دو امام هفتم و نهم(عليهما السلام) است كه تنها دو متر از يكديگر، فاصله دارند. ارتفاع بدنه هر گنبد، 5/14 متر و ارتفاع آنها، از نوك تا سطح زمين، 29 متر است. در چهار سمت حرم، چهار گلدسته باشكوه وجود دارد كه بدنه آنها، كاشي‌كاري و قسمت فوقاني آنها، طلاكاري شده است. افزون‌بر مناره‌هاي بزرگ، چهار شبه‌مناره بسيار كوچك، اطراف گنبدهاي حرم، در چهار گوشه سقف گنبدخانه، وجود دارد كه داراي پوششي از طلا مي‌باشد. در دوره صدام، طلاهاي گنبد امام محمد جواد(عليه السلام) را برداشتند كه پس از سقوط اين رژيم، با تلاش ستاد بازسازي عتبات عاليات، گنبد امام محمد جواد(عليه السلام) از نو، طلاكاري شد و خشت‌هاي طلاي قديمي گنبد امام موسي كاظم(عليه السلام) و نيز بخش فوقاني سه گلدسته حرم مطهر كاظمين(عليهما السلام)، عوض گرديد. اين كار، يك سال و نيم، به طول انجاميد و در شامگاه روز دوشنبه، 22 شهريور ماه سال 1389 ه‍ .ش در مراسمي رسمي، با حضور معاون نخست‌وزير عراق و سفير ايران در اين كشور، توليت آستان كاظمين(عليهما السلام) و مسئولان ستاد بازسازي عتبات عاليات، رونمايي شد. براي طلاكاري مجدد گنبد امام موسي كاظم(عليه السلام)، چهارده تن مس و 110 كيلوگرم طلاي ناب و تعداد 10261 خشت طلا به كار رفته و اين طلاكاري، با روش الكتروآناليز انجام شده است. همچنين در بدنه هر گلدسته، 472 خشت طلا و در هر كلاهك گلدسته نيز 192 خشت طلا استفاده شده است كه در مجموع، براي سه گلدسته، 1416 خشت طلا، به كار رفته است. مردم استان خراسان ايران هزينه پنج ميليون دلاري اين طرح را قبول و پرداخت كردند. (تصوير شماره 202) ه‍) مسجد صفوي در ضلع شمالي حرم مطهر كاظمين(عليهما السلام)، مسجدي از دوره صفوي وجود دارد كه داراي گنبدي كم‌خيز و نسبتاً كم‌ارتفاع، با كاشي‌هاي آبي‌رنگ است. شبستان مسجد، ستون‌هاي ضخيم و طاق‌هاي قوسي شكلي است و از زيبايي خاصي برخوردار است. در داخل اين مسجد، منبري بسيار زيبا و قديمي وجود دارد كه آن را سلطان سليمان قانوني، پادشاه عثماني، تقديم كرده است و روي آن تاريخ 956ه‍ .ق، به چشم مي‌خورد كه بنابراين، قدمتي پانصد ساله دارد. كنار محراب و منبر مسجد، پنجره‌اي به درون رواق شمالي حرم مطهر، باز شده است كه از ميان آن، ضريح مطهر، ديده مي‌شود.     [1]. معجم البلدان، ج5، ص163.   [2]. تاريخ الطبري، ج4، ص510.   [3]. تاريخ الطبري، ج4، ص510.   [4]. الارشاد، ج2، ص243.   [5]. تاريخ حرم كاظمين(عليهما السلام)، ص14.   [6]. اثبات الوصيه، ص213.   [7]. ر.ك: كامل الزيارات، صص 313 و 315.   [8]. ر.ك: همان، ص314؛ تهذيب الاحكام، ج6، ص83.   [9]. معجم البلدان، ج1، ص306.   [10]. معجم الادباء، الحموي، ج4، ص1786.   [11]. تاريخ المشهد الكاظمي، آل ياسين، ص24 (به نقل از: صدي الفؤاد).   [12]. وفيات الاعيان، ابن خلّكان، ج1، ص176.   [13]. الكامل في التاريخ، ج8، ص694.   [14]. همان, صص 704 و 705.   [15]. تاريخ حرم كاظمين(عليهما السلام)، آل ياسين، ص28.   [16]. الكامل في التاريخ، ج9، ص561.   [17]. همان، ص577.   [18]. تاريخ حرم كاظمين(عليهما السلام)، ص33.   [19]. الكامل في التاريخ، ج10، صص 90 و 91.   [20]. همان، ص156.   [21]. النقض، ص236.   [22]. تاريخ حرم كاظمين(عليهما السلام)، ص34.   [23]. المنتظم، ج17، ص217؛ همچنين، ر.ك: الكامل في التاريخ، ج10، ص609.   [24]. تاريخ دمشق، ابن القلانسي، ص328.   [25]. الكامل في التاريخ، ج10، ص248.   [26]. المنتظم، ج18، صص 205 و 206.   [27]. همان، ج11، ص332.   [28]. الفخري في الآداب السلطانية، ص329.   [29]. الحوادث الجامعة، ابن الفوطي، ص181.   [30]. الحوادث الجامعة، ص183.   [31]. الحوادث الجامعة، ص190. «وفيها امر الخليفة بعمارة سور مشهد موسي بن جعفر(عليه السلام)، فلما شرعوا في ذلك وجدوا برنية فيها ألفا درهم قديمة منها يونانية عليها صور ومنها ضرب بغداد سنة نيف وثلاثين ومائة ومنها ما هو ضرب واسط يقارب هذا التاريخ فعرضت علي الخليفة، فأمر أن تصرف في عمارة المشهد فاشتراها الناس بأوفر الأثمان وأهدي منها الي الاكابر فنفذوا الي المشهد اضعاف ما كان حُمِل اليهم».   [32]. تاريخ حرم كاظمين(عليهما السلام)، ص56.   [33]. همان، ص56.   [34]. تاريخ حرم كاظمين(عليهما السلام)، ص57 (به نقل از صدي الفؤاد).   [35]. همان، ص62. به نقل از صدي الفؤاد و العراق بين احتلالين.   [36]. تاريخ حرم كاظمين(عليهما السلام)، صص 64 و 65.   [37]. همان، ص72.   [38]. همان، ص78.   [39]. همان، ص79.   [40]. تاريخ حرم كاظمين(عليهما السلام)، صص 81 و 82.   [41]. همان، صص 82 و 83.   [42]. همان، صص 84 و 91.   [43]. همان، صص 83 و 84.   [44]. تاريخ حرم كاظمين(عليهما السلام)، ص95.   [45]. همان، صص 96 و 97.   [46]. همان، ص101.   [47]. تاريخ حرم كاظمين(عليهما السلام)، ص103.   [48]. همان، صص 107 و 108.   [49]. تاريخ حرم كاظمين(عليهما السلام)، ص118.   [50]. همان، صص 119، 120 و 125.   [51]. الفخري في الآداب السلطانية، ص329.   [52]. براي آگاهي بيشتر درباره ويژگي‌هاي هنري صندوقچه و متن كتيبه‌هاي آن، ر.ك: تاريخ حرم كاظمين(عليهما السلام)، صص 39 و 40.   [53]. براي آگاهي بيشتر، ر.ك: تاريخ حرم كاظمين(عليهما السلام)، صص 65 و 72.   [54]. تاريخ حرم كاظمين(عليهما السلام)، صص 125 و 126.   [55]. تاريخ حرم كاظمين(عليهما السلام)، ص142.   [56]. تاريخ حرم كاظمين(عليهما السلام)، ص108.

Arbaeentitr

 فعالیت ها و برنامه ها

 احادیث

 ادعیه و زیارات