ستاد مرکزی اربعین|کمیته فرهنگی، آموزشی

banner-img banner-img-en
logo

 اخبار

 ادبیات و پژوهش

غدير در كلام علي‌بن موسي‌الرضا(ع)

امام رضا(ع) درباره عيد غدير مي‌فرمايند: هركس روزه‌دار مؤمني را در اين روز افطاري دهد، مانند كسي است كه ۱۰ "فئام" را اطعام كرده است. آن حضرت سپس فئام را ۱۰۰هزار معني كردند. يعني هر كس روزه‌دار مؤمني را در غدير افطار دهد، مثل آن است كه يك ميليون نفر را افطار داده است.
بار ديگر بزرگترين عيد شيعيان جهان فرا مي‌رسد و پيروان امام علي‌بن‌ ابي‌طالب غرق در شادي و سرور هستند. اما ويژگي‌هاي اين عيد بزرگ چيست؟ امام رضا(ع) قريب ۱۲۰۰ سال پيش به اين پرسش پاسخ داده‌اند كه محدث عاليقدر «سيد بن طاووس» در فصل ششم كتاب "اقبال الاعمال" شرح آن را چنين نقل كرده است: رواه عن الرضا عليه السلام قال: إذا كان يوم القيامة زفت اربعة ايام الي الله كما تزف العروس الي خدرها، قيل: ما هذه الايام؟ قال: يوم الاضحي ويوم الفطر ويوم الجمعة ويوم الغدير، وان يوم الغدير بين الأضحي والفطر والجمعة كالقمر بين الكواكب، وهو اليوم الذي نجا فيه ابراهيم الخليل من النار، فصامه شكرا لله، وهو اليوم الذي اكمل الله به الدين في اقامة النبي عليه السلام عليا أمير المؤمنين علما وابان فضيلته ووصايته، فصام ذلك اليوم، وانه اليوم الكمال ويوم مرغمة الشيطان، ويوم تقبل اعمال الشيعة ومحبي آل محمد، وهو اليوم الذي يعمد الله فيه الي ما عمله المخالفون فيجعله هباء منثورا. از حضرت رضا(ع) روايت شده است: هنگامي كه قيامت فرا مي‌رسد، چهار روز با فخر و مباهات بر خداوند وارد مي‌شوند، همانند ورود عروس در شب زفاف بر شوهر. از ايشان سوال شد: آن چهار روز كدامند؟ حضرت فرمود: روز قربان، روز فطر، روز جمعه و روز غدير. و به درستي كه روز غدير در بين آنها مانند ماه است در بين ستارگان و آن روزي است كه حضرت ابراهيم خليل از آتش نجات يافت و به شكرانه‌اش آن روز را روزه گرفت. و آن روزي است كه خداوند در آن روز، دين را كامل كرد و اين كامل‌كردن به سبب نصب‌كردن اميرالمومنين به عنوان شاخص توسط پيامبر(ص) است و فضيلت و جلوه‌هاي نور آن حضرت را آشكار نمود و آن روز را روزه گرفت. و به درستي كه آن روز، روز كمال است و روز به خاك ماليدن بيني شيطان و قبولي اعمال شيعيان و دوستان آل محمد صلوات الله عليهم. و روزي است كه خداوند به اعمال مخالفين نظر مي‌كند و آن را نابود مي‌گرداند و اين قول خداوند است. (فَجَعَلْنَاهُ هَبَاء مَّنثُورًا؛ آيه ۲۳ سوره فرقان) وهو اليوم الذي يأمر جبرئيل عليه السلام ان ينصب كرسي كرامة الله بازاء بيتالمعمور ويصعده جبرئيل عليه السلام وتجتمع إليه الملائكة من جميع السماوات ويثنون علي محمد ويستغفرون لشيعة أمير المؤمنين والائمة عليه السلام ومحبيهم من ولد آدم عليه السلام، وهو اليوم الذي يأمر الله فيه الكرام الكاتبين أن يرفعوا القلم عن محبي أهل البيت وشيعتهم ثلاثة ايام من يوم الغدير، ولا يكتبون عليهم شيئا من خطاياهم كرامة لمحمد وعلي والائمة. روز غدير روزي است كه جبرائيل امر كند منبري از كرامت الهي در مقابل بيت المعمور (كعبه) نصب شود و در حالي كه ملائكه آسمان‌ها اطراف او گرد آمده و پيامبر اكرم (ص) را ستايش مي‌كنند، بر منبر رفته و براي شيعيان اميرالمومنين و ائمه و دوستان آنان از فرزندان آدم طلب آمرزش مي‌كند. و غدير روزي است كه خداوند متعال به ملائكه خود امر مي‌كند قلم نگارش اعمال از محبين اهل بيت (ع) و شيعيانش به مدت سه روز، از روز غدير برداشته شود، و خداوند امر مي‌كند كه به بركت كرامت محمد و علي و ائمه معصومين (عليهم السلام) خطاهاي محبين و شيعيان نوشته نشود. وهو اليوم الذي جعله الله لمحمد وآله وذوي رحمه، وهو اليوم الذي يزيد الله في حال من عبد فيه ووسع علي عياله ونفسه واخوانه ويعتقه الله من النار، وهو اليوم الذي يجعل الله فيه سعي الشيعة مشكورا وذنبهم مغفورا وعملهم مقبولا. و غدير روزي است كه خداوند مخصوص محمد و آل محمد و صاحبان رحمت (محبين و شيعيان) قرار داده است. و غدير روزي است كه خداوند متعال در حق بنده مؤمنش وسعت مي‌بخشد در همه انواع رزق براي خانواده و خودش و برادرانش (ديني و نسبي)، و آن‌ها را از آتش آزاد مي‌كند. و غدير روزي است كه خداوند در آن سعي شيعيان را مشكور و گناهشان را مغفور و عملشان را مقبول قرار داده است. وهو يوم تنفيس الكرب ويوم تحطيط الوزر ويوم الحباء والعطية ويوم نشر العلم ويوم البشارة والعيد الأكبر، ويوم يستجاب فيه الدعاء، ويوم الموقف العظيم، ويوم لبس الثياب ونزع السواد، ويوم الشرط المشروط ويوم نفي الهموم ويوم الصفح عن مذنبي شيعة أميرا لمؤمنين. غدير روز آسايش و رهايي از غم، و روز از بين رفتن گناه، روز عطاي بي‌عوض و بخشش، روز گسترش علم، روز مژده و عيد اكبر و روز اجابت دعا و روز موقف بزرگ، روز پوشيدن لباس نو و در آوردن لباس سياه، روز شرط مشروط، روز دوركردن غم‌ها و روز درگذشتن از گناهان شيعه اميرالمومنين(ع) است. وهو يوم السبقة، ويوم اكثار الصلاة علي محمد وآل محمد، ويوم الرضا، ويوم عيد اهل بيت محمد، ويوم قبول الاعمال، ويوم طلب الزيادة ويوم استراحة المؤمنين ويوم المتاجرة، ويوم التودد، ويوم الوصول الي رحمة الله، ويوم التزكية، ويوم ترك الكبائر والذنوب ويوم العبادة ويوم تفطير الصائمين، فمن فطر فيه صائما مؤمنا كان كمن اطعم فئاما وفئاما - الي ان عد عشرا، ثم قال: أو تدري ما الفيام؟ قال: لا، قال: مائة ألف. غدير روز پيشي‌گرفتن و روز افزودن صلوات بر محمد و آل محمد (ص) است، روز خرسندي، روز عيد اهل بيت محمد(ص)، روز پذيرفتن اعمال، روز افزوني طلب، روز آسايش مؤمنين، روز سود بردن، روز اظهار دوستي، روز رسيدن به رحمت الهي، روز پاك‌شدن و ترك‌ گناهان بزرگ، روز پرستش و روز افطاري‌دادن به روزه‌داران است. پس هر كس روزه‌دار مؤمني را در اين روز افطاري دهد، مانند كسي است كه فئامي را اطعام كرده است. پس حضرت تا ۱۰ فئام شمردند، سپس فرمودند: آيا مي‌داني «فئام» چيست؟ راوي عرض كرد: خير. حضرت فرمودند: صد هزار! (يعني هر كس روزه‌دار مؤمني را افطار دهد، مثل آن است كه ۱۰ فئام، هر كدام ضربدر ۱۰۰ هزار يعني يك ميليون نفر را افطار داده است) وهو يوم التهنئة، يعني بعضكم بعضا، فإذا لقي المؤمن أخاه يقول: «الحمدلله الذي جعلنا من المتمسكين بولاية أمير المؤمنين والائمة عليهم السلام»، وهو يوم التبسم في وجوه الناس من اهل الايمان، فمن تبسم في وجه أخيه يوم الغدير نظر الله إليه يوم القيامة بالرحمة وقضي له الف حاجة، وبني له قطرا في الجنة من درة بيضاء، ونضر وجهه. (1) روز غدير روزي است كه بعضي از شما بعضي ديگر را شادباش مي‌گويند. پس وقتي مؤمني برادر مؤمن خود را ديدار مي‌كند، مي‌گويد: «ستايش خداي را كه ما را از متمسكين به ولايت اميرالمؤمنين و ائمه اطهار (ع) قرار داد.» غدير روز تبسم در صورت مؤمنين است پس هر كس روز غدير در چهره برادر خود تبسم كند، خداوند رحمان روز قيامت به نظر رحمت به او مي‌نگرد و هزار حاجت او را برآورده و براي او قصري از دُرّ ناب در بهشت بنا مي‌كند و صورتش را شادابي مي‌بخشد. وهو يوم الزينة، فمن تزين ليوم الغدير غفر الله له كل خطيئة عملها، صغيرة أو كبيرة، وبعث الله إليه ملائكة يكتبون له الحسنات ويرجعون له الدرجات الي قابل مثل ذلك اليوم، فان مات مات شهيدا وان عاش عاش سعيدا، ومن اطعم مؤمنا كان كمن اطعم جميع الأنبياء والصديقين، ومن زار فيه مؤمنا ادخل الله قبره سبعين نورا ووسع في قبره ويزور قبره كل يوم سبعون ألف ملك ويبشرون بالجنة. روز غدير روز زينت‌كردن و زيور است. پس كسي كه براي روز غدير تزئين كند، خداوند غفار تمام گناهانش را مي‌بخشد، كوچك باشد يا بزرگ! و فرشتگاني بر مي‌انگيزد تا پيوسته براي او حسنه ثبت كنند و درجات او را بالا مي‌برد تا شايسته مثل چنين روزي گردد. پس اگر بميرد شهيد از دنيا رفته و اگر زنده بماند سعادتمندانه خواهد زيست. كسي كه در اين روز مؤمني را اطعام كند مانند آن است كه تمام انبياء و صديقين را اطعام كرده باشد و كسي كه در اين روز مؤمني را ديدار كند خداوند هفتاد نور داخل قبرش قرار مي‌دهد و قبرش را وسيع مي‌گرداند و هر روز ۷۰ هزار فرشته او را زيارت مي‌كنند و به او مژده بهشت مي‌دهند. وفي يوم الغدير عرض الله لولاية علي اهل السماوات السبع فسبق إليها اهل السماء السابغة فزين بها العرش، ثم سبق إليها اهل السماء الرابعة فزينها بالبيت المعمور، ثم سبق إليها أهل السماء الدنيا فزينها بالكواكب، ثم عرضها علي الارضين فسبفت مكة فزينها بالكعبة، ثم سبقت إليها المدينة فزينها بالمصطفي محمد صلي الله عليه وآله، ثم سبقت إليها الكوفة فزينها بأمير المؤمنين عليه السلام، وعرضها علي الجبال فاول جبل اقر بذلك ثلاثة جبال: جبل العتيق وجبل الفيروزج وجبل الياقوت، فصارت هذه الجبال جبالهن وافضل الجواهر، ثم سبقت إليها جبال اخر، فصارت معادن الذهب والفضة، وما لم يقر بذلك ولم يقبل صارت لا تنبت شيئا. در روز غدير خداوند ولايت را بر اهل آسمان‌هاي هفتگانه عرضه كرد، پس اهل آسمان هفتم از ديگران به سوي ولايت پيشي گرفتند و به اين جهت آن را به عرش زينت دادند. سپس اهل آسمان چهارم از ديگران پيشي گرفتند و خداوند آن را به بيت‌المعمور زيور بخشيد. آنگاه اهل آسمان دنيا سبقت گرفتند و خداوند آن را به ستارگان آراسته كرد. سپس خداوند ولايت را بر زمين‌ها عرضه كرد و زمين مكه در قبولي پيشي گرفت آنگاه به كعبه زينت داده و بعد مدينه و آن را به پيامبر اكرم (ص) مزين گردانيد. پس از آن كوفه و آن به اميرالمومنين (ع) آراسته شد. پس به كوه‌ها عرضه شد و سه كوه پيشي گرفتند عقيق، فيروزه و ياقوت و اينها به اين سه كوه اختصاص يافت، و از بهترين جواهر شدند. پس كوه‌هاي ديگر قبول ولايت كردند و داراي معادن طلا و نقره. هرچه اقرار به ولايت نكرد چيزي از آن نروئيد. وعرضت في ذلك اليوم علي المياه فما قبل منها صار ملحا اجاجا، وعرضها في ذلك اليوم علي النبات فما قبله صار حلوا طيبا، وما لم يقبل صار مرا، ثم عرضها في ذلك اليوم علي الطير فما قبلها صار فصيحا مصوتا وما أنكرها صار أخرس مثل اللكن، ومثل المؤمنين في قلوبهم ولاء امير المؤمنين في يوم غدير خم كمثل الملائكة في سجودهم لادم، ومثل من أبي ولاية أمير المؤمنين في يوم الغدير مثل ابليس، وفي هذا اليوم انزلت هذه الاية: «اليوم اكملت لكم دينكم» (۲)، وما بعث الله نبيا الا وكان يوم بعثه مثل يوم الغدير عنده وعرف حرمته إذ نصب لامته وصيا وخليفة من بعده في ذلك اليوم. و در اين روز ولايت به آب‌ها عرضه شد و هر آبي كه پذيرفت گوارا و شيرين شد و آبي كه قبول نكرد شور و تلخ شد. و همچنين ولايت بر گياهان عرضه شد، پس هر كدام پذيرفته شيرين و نيكو و آنچه قبول نكرد تلخ گرديد. سپس ولايت در اين روز بر پرندگان عرضه شد و آنها كه قبول كردند خوش‌آواز و گويا و هر كدام انكار كردند، لال شدند. و مَثَل مؤمنين در پذيرش ولايت اميرالمؤمنين (ع) در روز غدير خُم مانند ملائكه است در سجودشان بر آدم و مَثَل كسي كه قبول ولايت نكرد در غدير خم مَثَل ابليس است. و در اين روز آيه «امروز دين شما را كامل و نعمت خود را بر شما تمام كردم» نازل شد و خداوند پيغمبري را مبعوث نكرد مگر آنكه روز مبعوث شدنش نزد او مانند روز غدير بوده و حرمت آن را شناخته، زيرا در اين روز براي امت خود جانشين و خليفه بعد از خودش را قرار داده است. پي‌نوشت‌ها: 1 نضر الوجه: نعم وحسن وكان جميلا. ۲ المائده: 68

ادامه

 چند رسانه ای

 اماکن متبرکه

آستان مقدس كاظمين(عليهما السلام)

كاظمين، شهري جدا از بغداد است و در شمال غرب اين شهر و غرب رود دجله واقع شده است. زميني كه آستان مقدس كاظمين، امروزه در آن واقع است، در آغاز به نام «مقابر قريش» (قبرستان قريش)، شناخته مي‌شد. براي نخستين بار، منصور عباسي پس از تأسيس بغداد در سال 149ه‍ .ق، زمين اينجا را به قبرستان تبديل كرد.
تاريخچه آستان كاظمين(عليهما السلام)  الف) پيشينه آستان كاظمين(عليهما السلام)  كاظمين، شهري جدا از بغداد است و در شمال غرب اين شهر و غرب رود دجله واقع شده است. زميني كه آستان مقدس كاظمين، امروزه در آن واقع است، در آغاز به نام «مقابر قريش» (قبرستان قريش)، شناخته مي‌شد. براي نخستين بار، منصور عباسي پس از تأسيس بغداد در سال 149ه‍ .ق، زمين اينجا را به قبرستان تبديل كرد. نخستين كسي كه در اين گورستان دفن گرديد، جعفر اكبر، فرزند منصور بود كه در سال 150ه‍ .ق، از دنيا رفت.[1]پس از او، هيثم بن معاويه، والي منصور بر بصره، در سال 156ه‍ .ق، در اين قبرستان دفن شد[2]و از آن پس، دفن اموات در اين قبرستان، ادامه يافت. (تصوير شماره 189) در برخي منابع، از اين قبرستان با نام «مقابر بني‌هاشم» نيز ياد شده است؛[3]از جمله شيخ مفيد مي‌گويد: «آنجا قبرستان بني‌هاشم و بزرگان مردم بوده است».[4]شايد انتخاب لفظ قريش براي نام اين قبرستان، اشاره به آن است كه عموم قريشيان، چه بني‌عباس و چه ديگران، در آن به خاك سپرده مي‌شدند.[5]علت شهرت آن به بني‌هاشم نيز مي‌تواند ناظر به همين موضوع باشد. امام موسي كاظم(عليه السلام)، پس از اينكه در سال 183ه‍ .ق، مسموم گرديد و به شهادت رسيد، در مقابر قريش، به خاك سپرده شد. به گفته صاحب اثبات الوصيه، امام(عليه السلام) را در مكاني كه خود ايشان در زمان حيات خريداري كرده بود، به خاك سپردند.[6] از برخي روايات چنين برمي‌آيد كه قبر امام(عليه السلام) پس از خاكسپاري، درون محوطه محصوري قرار داشت كه شيعيان، از ترس حاكمان، به سختي مي‌توانستند آن را زيارت كنند. از اين‌رو امام رضا(عليه السلام) به شيعيان اجازه داده بود تا مردم از پشت ديوار، به امام كاظم(عليه السلام) سلام بدهند.[7]براساس روايت ديگري، امام رضا(عليه السلام) به شيعيان گفته بود كه در مساجدي كه اطراف قبر شريف است، نماز و دعا بخوانيد.[8] پس از گذشت حدود چهل سال از شهادت و دفن امام موسي كاظم(عليه السلام)، در سال 220ه‍ .ق نيز امام محمد جواد(عليه السلام) در بغداد، مسموم گرديد و به شهادت رسيد و بدن مطهر ايشان را كنار قبر جدشان، امام كاظم(عليه السلام)، به خاك سپردند. بعدها زيارتگاه و مدفن شريف اين دو امام، به نام «مشهد باب التبن» شهرت يافت كه وجه تسميه آن، وقوع آن در نزديكي يكي از محلات بغداد، به نام «باب التبن» بود.[9] ب) آستان كاظمين(عليهما السلام) از دوره آل‌بويه تا آغاز دوره صفوي از وضعيت بناي اوليه آستان كاظمين، تا قرن چهارم هجري، اطلاع دقيقي در دست نيست. اما مي‌دانيم كه در نيمه‌هاي اين قرن، ساختمان و زيارتگاهي بر قبر مطهر دو امام(عليهما السلام) وجود داشته است. مورخان در ذيل زندگي‌نامه «ناشي» (متوفاي 365ه‍ .ق)، شاعر بزرگ شيعه، آورده‌اند كه او به دست خود، چلچراغ مربع و زيبايي ساخت كه در زيارتگاه كاظمين نصب گرديد.[10] منابع تاريخي، درباره تاريخ و دوره ساخت زيارتگاه، سكوت ورزيده و از باني آن، نام نبرده‌اند. اما مرحوم شيخ محمد سماوي اشاره كرده است كه معزالدوله ديلمي در سال 336 ه‍ .ق، پس از اينكه در سال 334 ه‍ .ق، بغداد را به تصرف خود درآورد، اين آستان مقدس را ساخته است.[11]البته گرچه در منابع تاريخي كهن، چنين مطلبي به چشم نمي‌خورد، اما با توجه به گرايش شيعي آل بويه و نيز با توجه به اينكه پس از مرگ معزالدوله، جنازه وي را به مقابر قريش (نزديك قبر دو امام(عليهما السلام)) منتقل كردند[12]، بعيد نيست كه او به ساخت زيارتگاه، اقدام كرده باشد. به هر حال، مسلم است كه آل‌بويه توجه ويژه‌اي به اين زيارتگاه داشته‌اند و به‌جز معزالدوله، تعداد ديگري از امراي آل بويه، از جمله ابوطاهر جلال‌الدوله، فرزند بهاءالدوله، فرزند عضدالدوله و نيز فرزند بزرگ جلال‌الدوله، معروف به «ملك عزيز»، در اين آستان مقدس، به خاك سپرده شده‌اند. (تصوير شماره 190) در سال 367ه‍ .ق، آب رودخانه دجله طغيان كرد و سيلاب، بخش‌هاي زيادي از سمت شرقي بغداد را غرق كرد. در سمت غربي بغداد نيز بخش‌هايي از قبور باب‌التبن (در مجاورت زيارتگاه كاظمين) نيز به زير آب، فرو رفت.[13] در سال 369ه‍ .ق، عضدالدوله ديلمي، امير مقتدر آل‌بويه، خدمات عمراني و اجتماعي گسترده‌اي را در بغداد آغاز كرد. او در اين شهر، مساجد و بازارهايي بنا نمود و كانال‌هاي آبي را كه خراب شده بود، بازسازي كرد.[14]به گفته شيخ محمد سماوي، عضدالدوله اطراف حرم كاظمين نيز حصاري ايجاد كرد كه شايد هدف او از اين كار، محافظت روضه مقدسه از سيلاب‌هاي رود دجله بوده است.[15] در اين دوره، شيعيان كه بيشتر در محله كرخ بغداد، ساكن بودند، همه ساله در روز عاشورا، مراسم عزاداري و در عيد غدير، مراسم جشن و سرور، برگزار مي‌كردند. اما در برخي سال‌ها، از جمله در سال 441ه‍ .ق، به دنبال برگزاري اين مراسم، ميان شيعه و سني در بغداد، فتنه و درگيري رخ مي‌داد.[16] در سال 443ه‍ .ق، فتنه ميان شيعيان و اهل‌سنت در بغداد، به اوج خود رسيد. با تحريك برخي از حنبليان، سنيان به آستان كاظمين يورش بردند و همه هداياي نفيس و اشياي گرانبهاي موجود در آنجا، از جمله چلچراغ‌ها، پرده‌ها و محراب‌هاي طلا و نقره را غارت كردند. آنها سپس قبر مطهر دو امام(عليهما السلام) و دو گنبد چوبي را كه روي اين دو قبر واقع بود، آتش زدند و به دنبال آن، قبور بسياري از اميران و وزيران و شخصيت‌هاي مشهور اطراف قبر دو امام(عليهما السلام)، از جمله قبور معزالدوله و جلال‌الدوله ديلمي، جعفر، فرزند منصور دوانيقي، امين عباسي، فرزند هارون الرشيد و مادرش زبيده نيز در آتش سوخت.[17] به گفته سماوي، پس از اين آتش‌سوزي، در سال 444ه‍ .ق، ارسلان بساسيري و ملك رحيم (از اميران آل بويه)، به كمك يكديگر، حرم را بازسازي نمودند و دو صندوقچه چوبي جديد، روي هريك از قبور، نصب كردند و گنبدي از همان چوب، بر قبر بنا نهادند. اما به عقيده مصطفي جواد، بساسيري، به تنهايي در سال 450ه‍ .ق، اين كار را انجام داد. گفتني است، ادامه آشوب‌ها و فتنه‌ها تا سال 449ه‍ .ق، مي‌تواند مؤيد اين قول باشد.[18](تصوير شماره 191 و 192) در سال 466ه‍ .ق، مصادف با اوايل دوره حاكميت سلجوقيان، بار ديگر رود دجله طغيان كرد و سمت شرقي بغداد را سيلاب فراگرفت. بخش‌هايي از سمت غربي بغداد نيز، از جمله قبرستان احمد بن حنبل و آستان كاظمين، به زير آب فرو رفت و ديوار آستان مقدس، فروريخت. از اين‌رو، شرف‌الدوله مسلم بن قريش عُقيلي، هزار دينار صرف بازسازي آن كرد.[19] در سال 479ه‍ .ق، ملكشاه سلجوقي همراه خواجه نظام‌الملك، وارد بغداد شدند و حرم كاظمين و ساير زيارتگاه‌هاي مشهور بغداد، نظير قبر معروف كرخي، احمد ابن حنبل و ابوحنيفه  را زيارت كردند. سپس آنها به زيارت قبور امام علي(عليه السلام) و امام حسين(عليه السلام) در نجف و كربلا رفتند.[20] در دوره بركيارق سلجوقي، فرزند ملكشاه، وزير وي م جدال ملك براوستاني قمي به بازسازي آستان كاظمين اقدام نمود.[21]سماوي، تاريخ اين بازسازي را سال 490ه‍ .ق، دانسته است.[22] در محرم سال 517ه‍ .ق، خليفه عباسي، المسترشد بالله، از جنگ خود با نورالدوله دبيس بن صدقه (حاكم شيعه مذهب بني‌مزيد)، به بغداد بازگشت و به دنبال آن، اهل‌سنت به آستان كاظمين يورش بردند و درها و پنجره‌هاي آن را كندند و گنجينه‌ها و اشياي باارزش موجود در آن را به غارت بردند. پس از آن، سادات علوي، به ديوان خلافت شكايت كردند و خليفه دستور داد تا جنايتكاران را تأديب كنند و بعضي از اشياي به غارت رفته را بازگردانند.[23]ابن‌قلانسي نيز به اين حادثه اشاره كرده و گفته است: «مقابر قريش در بغداد، غارت شد و چراغ‌هاي زراندود و پرده‌ها و ابريشم‌هاي آن، به تاراج رفت».[24] در دو قرن ششم و هفتم هجري، رود دجله چند بار طغيان كرد و بر اثر آن، سيلاب‌هاي عظيمي در بغداد جاري شد كه به آستان كاظمين نيز آسيب‌هايي رسيد. از آن طغيان‌ها، مي‌توان به طغيان سال 554ه‍ .ق[25]، طغيان سال 569ه‍ .ق، كه بر اثر آن، بيشتر ديوارهاي آستان كاظمين، خراب شد[26]و نيز سيل سال 614ه‍ .ق[27]، اشاره كرد. در دوره الظاهر بأمر الله عباسي (خلافت: 622-623ه‍ .ق)، گنبد آستان مقدس كاظمين در آتش‌سوزي سوخت. ازاين‌رو الظاهر، بازسازي آن را آغاز كرد. اما پيش از اينكه آن را به پايان برساند، از دنيا رفت و جانشين وي، المستنصر عباسي، كار وي را تكميل كرد.[28]از دوره المستنصر بالله، صندوقچه چوبي قبر امام موسي كاظم(عليه السلام) باقي مانده است كه تاريخ آن، سال 624ه‍ .ق، است. در ماه شوال سال 646ه‍ .ق، رود دجله به علت بارندگي فراوان، طغيان كرد و سيلاب بزرگي به وجود آورد كه در جريان آن، بخشي از ديوارهاي آستان كاظمين، فرو ريخت.[29]اين بارندگي‌ها ادامه يافت و در ماه ذي‌الحجه همان سال، سيلاب سهمگين‌تري جاري شد كه تمام بغداد را به زير آب فرو برد و بر اثر آن، حصارها و اتاق‌هاي اطراف حرم كاظمين، ويران شد و سيلاب چنان بارگاه مطهر دو امام را فراگرفت كه فقط گنبد بنا، آشكار بود.[30] پس از اين خرابي‌ها، در سال 647ه‍ .ق، خليفه عباسي دستور بازسازي حصار حرم مطهر را صادر كرد. به نوشته ابن فوطي، كارگران به هنگام بازسازي ديوارها، به ظرفي سفالين برخوردند كه در آن، هزار درهم قديمي وجود داشت. بخشي از آنها، يوناني و داراي تصاوير بود و بخش ديگري از آنها، در سال 132ه‍ .ق در بغداد و بخش ديگري نيز مقارن همان تاريخ در واسط، ضرب شده بودند. جريان را به خليفه گزارش دادند. خليفه نيز دستور داد بهاي آنها را براي بازسازي حرم مطهر صرف كنند. مردم، قسمتي از آنها را به بالاترين قيمت خريدند و قسمتي نيز به بزرگان هديه داده شد و آنان در عوض، وجوهي بيشتر از آنچه هديه گرفته بودند، به حرم بخشيدند.[31](تصوير شماره 193)   در سال 656 ه‍ .ق، مغولان به بغداد، حمله و اين شهر را اشغال كردند. در جريان اين حمله، بسياري از مساجد و زيارتگاه‌هاي اين شهر، از قبيل مسجد خليفه، حرم امام كاظم و امام جواد(عليهما السلام) و نيز قبور خلفاي عباسي، به آتش كشيده شد.[32]مدتي پس از اين حادثه، امير قراتاي، عمادالدين عمر بن محمد قزويني را به قائم مقامي خود منصوب كرد و او نيز شهاب‌الدين علي بن عبدالله را به سمت ناظر اوقاف تعيين كرد و به او دستور داد تا مسجد خليفه و آستان كاظمين را بازسازي كند.[33] در سال 769ه‍ .ق، سلطان اويس جلايري، به بازسازي حرم اقدام كرد و دو گنبد و دو مناره ساخت و دستور داد دو صندوق از سنگ مرمر، روي قبر شريف دو امام هفتم و نهم(عليهما السلام)، نصب كردند. همچنين او، رواق و رباطي را كه در صحن مطهر بود، بازسازي كرد و اموالي بين خادمان و متوليان حرم و سادات علوي ساكن آنجا، تقسيم كرد.[34]در فاصله زماني اين بازسازي تا روي كار آمدن صفويان، در منابع تاريخي، گزارشي از بازسازي‌ها و اقدامات عمراني در آستان مقدس كاظمين، به چشم نمي‌خورد. ج) آستان كاظمين(عليهما السلام) در دوره صفوي پس از تشكيل دولت صفوي، شاه اسماعيل در سال 914ه‍ .ق، عراق را تصرف كرد و وارد بغداد شد. به دستور وي، اقدامات گسترده‌اي براي بازسازي و توسعه آستان كاظمين آغاز شد؛ از جمله اين اقدامات، نصب دو صندوقچه چوبي نفيس روي قبرهاي شريف، سنگ‌فرش كردن رواق‌ها با سنگ مرمر و آراستن حرم و ديوارهاي بيروني آن با كاشي‌هاي حاوي آيات قرآن و نقش‌هاي گياهي زيبا بود. او همچنين دستور داد دو گلدسته ديگر، به دو گلدسته قبلي افزوده گردد و مسجد بزرگي، متصل به قسمت شمالي حرم، ساخته شود. او اجراي اين طرح را به «امير خادم بيك» واگذار كرد و خود، به ايران بازگشت.[35] اسكلت اصلي حرم مطهر امامين كاظمين و نيز مسجد متصل به آن از سمت شمال، از آثار دوره شاه اسماعيل صفوي است كه تا به امروز، باقي مانده است. همچنين بخش‌هايي از كتيبه‌هاي كاشي اين دوره نيز تاكنون در آستان مقدس كاظمين، باقي مانده است؛ از جمله در قسمت بيروني ديوار رواق شرقي در ايوان باب‌المراد، كتيبه‌اي به تاريخ ششم ربيع‌الثاني 926ه‍ .ق وجود دارد كه در آن، شاه اسماعيل صفوي را باني آنجا دانسته است. همچنين گرداگرد ديوار داخلي حرم مطهر، در ارتفاع دو متري از سطح زمين، كتيبه‌اي از كاشي، حاوي آيات مبارك سوره دهر، سوره نبأ و سه آيه آخر سوره زمر، وجود دارد كه در پايان آن، تاريخ 935ه‍ .ق ذكر شده است. اين تاريخ، نشان مي‌دهد كه كارهاي عمراني، پس از مرگ شاه اسماعيل و در زمان شاه طهماسب صفوي، پايان يافته است.[36] افزون‌بر آثار ياد شده، سه لنگه از درهاي چوبي خاتم‌كاري حرم نيز باقي مانده است كه البته تاريخ ندارد. اما از نظر شيوه تزيينات و نوع كتيبه‌هاي آن، شبيه صندوقچه‌هاي روي قبر است. اين درها، به علت كهنگي، از جاي خود برداشته شده است و در حال حاضر، در موزه آثار عربي (اسلامي) بغداد به شماره‌هاي 7146، 7147 و 7148، نگهداري مي‌شود و درهايي از طلا و نقره، جايگزين آنها در حرم مطهر شده است.[37] در سال 978ه‍ .ق، در دوره مراد پاشا، والي بغداد، ساختمان مناره، واقع در شمال شرقي حرم مطهر، پايان يافت و فضلي، فرزند فضولي شاعر، در ماده تاريخ آن، اشعاري تركي سرود كه اين اشعار در كتيبه‌اي سنگي، در ورودي پلكان مناره، نوشته شده است.[38] در سال 1032ه‍ .ق، شاه‌عباس كبير صفوي، وارد بغداد شد و پس از زيارت حرم كاظمين، دستور داد تا خرابي‌هايي را كه با گذشت زمان، به ساختمان حرم وارد شده بود، بازسازي كنند. همچنين وي دستور داد تا ضريح محكمي از فولاد بسازند و روي دو صندوقچه چوبي، نصب كنند. اما به علت تيرگي روابط بين ايران و عثماني، نصب اين ضريح، به تأخير افتاد؛ تا اينكه در ماه جمادي‌الثاني سال 1115ه‍ .ق، كارواني از علما و رجال سياسي ايران و در پيشاپيش آنان، شيخ‌الاسلام جعفر كمره‌اي، اين ضريح را با خود، به عراق آوردند و طي مراسم باشكوهي، بر قبر شريف امامين كاظمين: نصب كردند.[39](تصوير شماره 194) د) آستان كاظمين(عليهما السلام) در دوره قاجار در سال 1207ه‍ .ق، به دستور آقامحمدخان قاجار، كار بازسازي حرم كاظمين و تكميل كارهاي نيمه تمام صفويان، آغاز شد؛ از جمله اين كارها، بازسازي سه گلدسته بزرگ، از گلدسته‌هاي چهارگانه‌اي بود كه در روزگار صفويان، ارتفاع آن بيشتر از بام حرم نبود. گلدسته چهارم نيز در روزگار سلطان سليم، تكميل شد. از ديگر اقدامات اين دوره، ساختن صحن وسيعي بود كه از سه طرف، يعني شرق و غرب و جنوب، حرم را دربرمي‌گرفت و طرف شمال آن، به مسجد متصل بود.[40] در دوره فتحعلي‌شاه قاجار، كارهاي عمراني مربوط به آستان كاظمين، ادامه يافت؛ از جمله، درون دو گنبد و ديوارهاي روضه منوره، آينه‌كاري شد و دو گنبد امام كاظم(عليه السلام) و امام جواد(عليه السلام) و گلدسته‌هاي چهارگانه‌ كوچك، طلاكاري گرديد.[41] در سال 1255ه‍ .ق، سلطان محمود دوم عثماني، پارچه ابريشمي گلدوزي شده‌اي را كه پيش‌تر روي قبر پيامبر9 در مدينه منوره بود، به حرم كاظمين هديه كرد و در يكي از شب‌هاي قدر، در ماه رمضان، روي قبر انداخته شد. شعراي شيعه و سني، از جمله عبدالغفار اخرس و عبدالباقي عمري، به اين مناسبت، اشعار زيبايي سرودند و براي ماده تاريخ آن، عبارت «جاؤوا بأشرف سترٍ» را گفتند.[42] در همان سال، با سرمايه منوچهر خان معتمدالدوله (متوفاي 1260ه‍ .ق)، از رجال دربار ايران، ايوان جنوبي حرم طلاكاري شد.[43]در سال 1270ه‍ .ق، ناصرالدين‌شاه قاجار، شيخ عبدالحسين طهراني، معروف به شيخ العراقين را به عراق فرستاد تا بر اجراي طرح عمراني وسيعي كه شامل بازسازي و زيباسازي ساختمان عتبات مقدسه بود، نظارت كند و دست او را در هزينه كردن براي اين كار مهم، بازگذاشت. اقدامات عمراني در آستان كاظمين، در سال 1281ه‍ .ق، و پس از پايان كارهاي عمراني در كربلا و سامرا، آغاز شد؛ از جمله كارهايي كه در اين آستان، انجام شد، محكم‌سازي پايه‌ها و بازسازي نماي بيروني ديوار حرم و كاشي‌كاري آن بود. همچنين دو دكه بزرگ، جلوي دو ضلع جنوبي و شرقي حرم، با نمايي از سنگ مرمر، ساخته شد. دكه شرقي كه بعدها با سقف چوبي مبتني بر 22 پايه و ستون پوشيده شد، به «طارمة باب المراد»، ناميده شد. ايوان بزرگ واقع در وسط اين طارمه، از طلاهاي باقي‌مانده از طلاكاري گنبد دو امام هادي و عسكري(عليهما السلام) در سامرا، طلاكاري گرديد و اين كارها در سال 1285ه‍ .ق، به پايان رسيد.[44] در همين دوره، در سال 1281ه‍ .ق، نخستين درِ نقره، به آستان مقدس هديه گرديد كه بين رواق جنوبي و گنبدخانه، نصب شد. در سال 1284ه‍ .ق نيز دو درِ نقره‌ ديگر، هديه شد كه يكي را حاج سيد ميرزا بابا اصطهباناتي تقديم كرد كه بين رواق جنوبي و ايوان قبله، نصب شد و دومي را محسن خان، پسر عبدالله خان تقديم كرد كه بين رواق شرقي و گنبدخانه، نصب شد. در فاصله 1284-1285ه‍ .ق، كار ساختن سقف براي دكه واقع در ضلع جنوبي حرم با سرمايه حاج حسين چرچفچي بغدادي، آغاز شد كه اين سقف بر چهارده ستون چوبي، استوار بود.[45]در سال 1284ه‍ .ق، دكه يا طارمة باب‌المراد، آينه‌كاري شد.[46] در چهاردهم شعبان 1287ه‍ .ق، ناصرالدين‌شاه قاجار، به زيارت كاظمين آمد و مردم و علماي شيعه، در اين آستان جمع شدند و از وي، استقبال باشكوهي به عمل آوردند. در سال 1294ه‍ .ق، فرهاد ميرزاي قاجار، چهارمين درِ نقره را به حرم هديه كرد كه بين رواق و طارمه شرقي، نصب شد. در سال 1296ه‍ .ق، حسام‌السلطنه قاجار و پس از او عباس ميرزا، مخارج بازسازي و جايگزين كردن خشت‌هاي طلاي فرسوده شده گنبد و مناره‌هاي آستان را برعهده گرفتند.[47] در اواخر قرن سيزدهم هجري، فرهاد ميرزاي قاجار، عموي ناصرالدين‌شاه، هزينه توسعه صحن و كارهاي عمراني ديگري را در آستان كاظمين قبول كرد و دو نفر از تاجران كاظمين، به نام‌هاي حاج عبدالهادي و حاج مهدي استرآبادي را به اجراي اين طرح، موظف كرد. اين اقدامات، شامل موارد زير بود: 1. ساختن زيرزمين‌هاي منظم در صحن و ايوان‌ها و حجره‌ها، براي دفن اموات؛ 2. طلاكاري مناره‌هاي بزرگ چهارگانه، از محل اذان گفتن مؤذن تا نوك آنها؛ 3. ساخت حصار بلند و دو طبقه، اطراف صحن كه طبقه اول، شامل حجره‌ها و ايوانچه‌هايي بود؛ 4. ايجاد دو پايه در طبقه دوم صحن، روي دو ورودي اصلي، در ضلع شرقي و جنوبي صحن، براي نصب دو ساعت بزرگ. عمليات ساختماني طرح توسعه صحن، در روز هفده ذي‌القعده 1296ه‍ .ق، شروع شد و در هفده ربيع‌الاول سال 1301ه‍ .ق، به پايان رسيد. پس از پايان كار و افتتاح صحن، جشن عمومي و بزرگي، به مدت سه روز برگزار شد و بدين مناسبت، شاعران شيعه، از جمله سيد حيدر حلي، شيخ سلمان آل نوح و شيخ جابر كاظمي، اشعار و قصايدي در اين باره سرودند.[48] در سال 1309ه‍ .ق، و در دوره ولايت حاج حسن پاشا، والي عثماني بر بغداد، يك تار موي منسوب به پيامبر خدا9، از استانبول به آستان كاظمين هديه شد و بدين مناسبت، جشن بزرگي در آستان مقدس برگزار شد و سيد جعفر حلي، از شعراي شيعه، قصيده‌اي در اين‌باره سرود.[49] در سال 1314ه‍ .ق، حاج محمدجواد فرزند حاج محمدتقي شوشتري، پنجمين درِ نقره‌اي را به حرم هديه كرد كه بين روضه منوره و رواق شرقي، نصب گرديد. در سال 1320ه‍ .ق نيز شاهزاده امير تومان، از رجال دولت ايران، رواق جنوبي حرم را آينه‌كاري كرد. تزيين و آينه‌كاري رواق شرقي نيز در سال 1321ه‍ .ق پايان يافت و مخارج آن را علاءالدوله قاجار (مقتول 1329ه‍ .ق)، تأمين كرد.[50] در سال 1326ه‍ .ق، رواق شمالي و غربي حرم مطهر با هزينه حاج عباس علي‌يوف، فرزند حاج لطف‌الله، آينه‌كاري گرديد و در سال 1327ه‍ .ق، با هزينه يكي از ثروتمندان كرمانشاه، به نام امين‌الدوله، ششمين در نقره‌اي اهدايي به آستان كاظمين، بين روضه منوره و رواق غربي، نصب شد. در سال 1332ه‍ .ق، عمليات ساختماني دكه (طارمه) غربي كه از سال 1321ه‍ .ق، آغاز شده بود، به پايان رسيد و علما و شعراي كاظمين، از جمله شيخ محمدمهدي مراياتي و شيخ راضي آل ياسين و شيخ محمد سماوي، در تاريخ و سال افتتاح آن، اشعاري سرودند. ه‍) طرح توسعه آستان كاظمين(عليهما السلام)، در دوره معاصر پس از سقوط رژيم بعثي عراق، طرح توسعه‌اي براي آستان مقدس كاظمين تصويب شد كه شامل احداث صحن وسيعي در ضلع شمالي بناي كنوني آستان مي‌باشد. توليت آستان كاظمين، اين پروژه را در زمستان سال 2008 م ـ 1386 ه‍ .ش آغاز كرده كه شامل دو مرحله است: مرحله نخست، شامل ساخت يك صحن وسيع و حصار پيرامون آن است كه پس از ده ماه از آغاز آن، به پايان رسيد. مرحله دوم نيز شامل تأسيسات و نيز سنگ‌فرش كردن و پوشش نماها، با سنگ مرمر است. مساحت صحن جديد هفت‌هزار مترمربع است كه پنج‌هزار مترمربع آن، به فضاي آزاد صحن و دوهزار مترمربع آن نيز به حجره‌ها و ايوان‌هاي اطرافش، اختصاص دارد. اين صحن، داراي سه ورودي بزرگ در سه ضلع شمالي، شرقي و غربي و دو ورودي جانبي در دو طرف ورودي اصلي شمالي و دو ورودي ديگر نيز در دو ضلع جنوبي (به سمت صحن اصلي آستان كاظمين) است. گرداگرد صحن، 44 ايوانچه و 44 حجره، وجود دارد و زير آن نيز، زيرزمين وسيعي بنا شده است كه داراي اتاق‌ها، راهروها و يك شبستان وسيع است. مساحت شبستان زير صحن پنج‌هزار مترمربع و مساحت اتاق‌ها و راهروهاي اطراف آن، دوهزار مترمربع است. در ضلع شمالي صحن نيز ساختماني بزرگ ساخته شده است كه بناهايي، از قبيل مجتمع فرهنگي، موزه، سالن اجتماعات، مهمان‌سرا، كتابخانه و مدرسه علوم ديني را دربرگرفته است. (تصوير شماره 195) تاريخچه صندوقچه‌هاي قبر و ضريح مطهر درباره صندوقچه‌هاي نصب شده روي قبور شريف دو امام(عليهما السلام)، تا پيش از دوره صفويه، گزارش تاريخي در دست نيست. اما از دوره المستنصر بالله عباسي، صندوقچه چوبي زيبا و بزرگ قبر امام موسي كاظم(عليه السلام)، باقي مانده است كه تاريخ ساخت آن، سال 624ه‍ .ق است. براساس نقل تاريخي، بايد صندوقچه مشابه ديگري نيز، بر قبر امام محمد جواد(عليه السلام) قرار داشته است كه المستنصر، به همراه صندوقچه قبر امام هفتم، پس از آتش‌سوزي بارگاه كاظمين‌(عليه السلام) در دوره پدرش، الظاهر عباسي[51]، روي قبور شريف، نصب كرده است. صندوقچه قبر امام موسي كاظم(عليه السلام)، تنها نمونه‌اي از صندوقچه‌هاي كهن موجود بر قبور ائمه: در عراق مي‌باشد كه خوشبختانه تا به امروز، باقي مانده است و در حال حاضر، در ساختمان «دار الآثار العربية» (موزه آثار اسلامي) در بغداد، نگهداري مي‌شود. اين صندوقچه به شكل مكعب مستطيلي است كه طول آن، 55/2 متر و عرض آن، 83/1 متر و ارتفاع آن، 95 سانتي‌متر است. جنس آن از چوب توت و ضخامت تخته‌هاي آن 5/5 سانتي‌متر است. لبه سرپوش صندوق كه به اندازه سه سانتي‌متر از سطح اطراف آن برآمدگي دارد، با كتيبه‎هايي به خط نسخ، آراسته شده و روي چهار ضلع بدنه صندوق، كتيبه‌هاي زيبايي، به خط كوفي با حاشيه‌هايي از نقوش گياهي زيبا، كنده‌كاري شده است. عرض اين كتيبه‌ها، 43 سانتي‌متر و طول آن در دو طرف بزرگ صندوق، 189 سانتي‌متر و در دو طرف كوچك آن، 5/90 سانتي‌متر است.[52](تصوير شماره 196) در دوره شاه اسماعيل صفوي نيز به دستور وي، صندوقچه‌هاي چوبي و خاتم‌كاري نفيسي، روي قبر هريك از دو امام هفتم و نهم، نصب گرديد كه هنوز روي قبور شريف ايشان باقي است و تاريخ پايان ساخت اين صندوقچه‌ها، در كتيبه‌هاي روي آنها، ماه رمضان 926ه‍ .ق، ذكر شده است.[53] در روز پنج‌شنبه هفده جمادي‌الثاني سال 1324ه‍ .ق، براي نخستين بار، ضريح نقره‌اي روي دو قبر شريف امام كاظم و امام جواد(عليهما السلام) نصب شد. اين ضريح، با هزينه سلطان بيگم، دختر ميرزا ابوالحسن خان مشيرالملك و با تلاش حاجي ميرزا محمدكاظم طباطبايي ناظم‌التجار (متوفاي 1325ه‍ .ق) ساخته شد. تاريخ آغاز ساخت اين ضريح، سال 1323 و پايان آن، سال 1324ه‍ .ق، بوده است.[54](تصوير شماره 197) بعدها بخش‌هايي از اين ضريح، به علت فرسودگي، بازسازي و تعويض شد. اين تعميرات، در سال 1359ه‍ .ق، به پايان رسيد. در سال 1385ه‍ .ق، كتيبه‌اي قرآني به عرض 24 سانتي‌متر، در قسمت فوقاني پنجره‌ها، نصب گرديد كه روي آن، سوره دهر و فجر با خطوط طلايي نگاشته شده بود. همچنين تاج بالاي ضريح كه پوشش آن پيش‌تر، از نقره بود، در سال 1378ه‍ .ق، با طلا عوض شد.[55](تصوير شماره 198) توصيف ساختمان آستان مقدس كاظمين(عليهما السلام)  آستان مقدس كاظمين(عليهما السلام) در وضعيت فعلي آن ـ بدون در نظر گرفتن طرح‌هاي توسعه در دست اجرا در اين آستان و ساير آستانه‌هاي ائمه: در عراق ـ وسيع‌ترين و يكي از باشكوه‌ترين آستانه‌هاي عتبات عاليات عراق، به شمار مي‌آيد. مجموع مساحت صحن، حرم و حاشيه‌هاي آن، حدود 26 هزار مترمربع است. الف) صحن مطهر صحن آستان كاظمين(عليهما السلام)، به شكل مستطيل نزديك به مربع مي‌باشد كه طول آن، 370 متر و عرض آن، 350 متر است كه از سه سمت شرقي، غربي و جنوبي، حرم را فراگرفته است. صحن، در شكل و مساحت امروزي آن، مربوط به طرح توسعه فرهاد ميرزا معتمدالدوله، عموي ناصرالدين‌شاه است و كف آن، با سنگ‌هاي مرمر، فرش شده است. (تصوير شماره 199 و 200) صحن كاظمين(عليهما السلام) در دوره قاجار، داراي سه ورودي يا دروازه بوده كه تا به امروز، باقي مانده است و اسامي آنها چنين است: باب القريش، باب القبله، باب المراد، باب صاحب الزمان، باب الفرهاديه، باب آينه و باب مسجد صفوي. علامه شهرستاني، يك دروازه ديگر را نيز به عنوان نماد درهاي بهشت كه در قرآن آمده است: (ولها ثمانية أبواب)، به اين درها افزوده است. ميان هريك از اضلاع سه‌گانه شرقي، غربي و جنوبي صحن، سه ايوان وجود دارد كه بر فراز ايوان‌هاي داخلي دو ضلع جنوبي و شرقي، دو ساعت بزرگ، نصب شده است. ساعت اول را دوست محمد خانِ وزير كه همراه ناصرالدين‌شاه براي زيارت، به عراق رفته بود، در سال 1287ه‍ .ق، به آستان كاظمين(عليهما السلام) هديه كرد. اما پس از تكميل پايه آن در زمان طرح توسعه صحن، در سال 1301ه‍ .ق، بالاي ايوان ورودي ضلع شرقي نصب شد. ساعت دوم را نيز حاج محمد مهدي بوشهري، در سال 1303ه‍ .ق هديه كرد كه از ساعت اول، بزرگ‌تر بود و روي ورودي جنوبي، نصب گرديد.[56] همچنين اطراف هريك از سه ضلع صحن، بيست حجره و در ضلع شمالي آن، ده حجره، وجود دارد. بدين ترتيب ، هفتاد حجره با ايوانچه‌هايي، صحن را احاطه كرده است. در گذشته، اين حجره‌ها به عنوان مدرسه علميه و محل سكونت طلبه‌ها بود. اما بعدها به مقبره‌هاي خانوادگي، تبديل شد. گرداگرد صحن، تا ديوار مسجد صفوي، كتيبه‌اي كمربندي به خط ثلث، روي كاشي‌هاي لاجوردي، به عرض نيم متر وجود دارد كه حاوي تعدادي از سوره‌هاي قرآن، از جمله سوره جمعه، فتح، دهر،‌ الضحي و غاشيه است. نام كاتب آن، نصرالله مشهدي و تاريخ آن، سال 1298ه‍ .ق، ثبت شده است. ب) حرم و گنبدخانه‌ها حرم مطهر، شامل روضه منوره (گنبدخانه)، رواق‌هاي اطراف آن، ايوان‌ها و دكه‌هايي است كه از سمت شمال، به مسجد دوره صفوي متصل است و صحن آستان نيز سه سمت شرقي، غربي و جنوبي آن را احاطه كرده است. قبور مطهر دو امام هفتم و نهم(عليهما السلام)، ميان روضه منوره قرار دارد و روي آن، ضريح بزرگي نصب شده است. طول ضريح، 76/6، عرض آن، 17/5 و ارتفاع آن، 5/3 متر است. درِ ورودي ضريح، وسط ضلع شرقي آن قرار دارد و در فاصله بين دو صندوق قبر، باز مي‌شود. قبر شريف امام كاظم(عليه السلام) در قسمت جنوبي داخل ضريح و قبر امام جواد(عليه السلام) در قسمت شمالي داخل ضريح، قرار دارد. روضه منوره، به دو قسمت شمالي و جنوبي، تقسيم شده است كه دو راه باريك و تنگ در دو طرف ضريح، اين دو قسمت را به هم متصل ساخته است. سقف و ديوارهاي روضه منوره، آينه‌كاري شده است و كتيبه‌هايي به خط ثلث، از دوره صفوي به تاريخ 929ه‍ .ق نيز روي كاشي‌هاي گرداگرد آن، به چشم مي‌خورد. ج) رواق‌هاي حرم در چهار سمت روضه منوره، رواق‌هايي وجود دارد كه ازاره آنها، داراي پوششي از سنگ و ديوارها و سقف آنها، آينه‌كاري شده است. طول اين رواق‌ها از شمال به جنوب، چهل متر، مركب از هفت چشمه و عرض آنها از شرق به غرب، سي متر، مركب از پنج چشمه است. نام اين رواق‌ها، چنين است: 1. رواق باب‌المراد: رواق شرقي حرم كه مقابل ايوان شاه اسماعيل صفوي است. اين رواق به دستور ناصرالدين‌شاه قاجار، آينه‌كاري شد و در آن، ابن‌قولويه و شيخ مفيد، به خاك سپرده شده‌اند. (تصوير شماره 201) 2. رواق باب‌القريش: رواق جنوبي حرم است كه به دستور سلطان محمدرشاد عثماني، بازسازي شده است. 3. رواق شمالي: در سمت شمالي ضريح مطهر، واقع است. 4. رواق غربي: در سمت غربي حرم، واقع است و قبر خواجه نصيرالدين طوسي نيز در آن قرار دارد. از اين چهار رواق، شش ورودي، به روضه مطهره باز مي‌شود. دو ورودي در دو طرف قبر شيخ مفيد، در رواق شرقي، دو ورودي در دو طرف قبر خواجه نصير، در رواق غربي و دو ورودي ديگر نيز در دو رواق جنوبي و شمالي، قرار دارند. در هريك از اين ورودي‌ها، درهاي طلا و نقره، با قلم‌زني‌ها، نقوش و تزيينات زيبايي، نصب شده است. د) گنبد و مناره‌ها يكي از وجوه تمايز آستان كاظمين(عليهما السلام) با ديگر آستانه‌هاي مقدس ائمه:، وجود دو گنبد دوقلو و مشابه، بالاي قبر هريك از دو امام هفتم و نهم(عليهما السلام) است كه تنها دو متر از يكديگر، فاصله دارند. ارتفاع بدنه هر گنبد، 5/14 متر و ارتفاع آنها، از نوك تا سطح زمين، 29 متر است. در چهار سمت حرم، چهار گلدسته باشكوه وجود دارد كه بدنه آنها، كاشي‌كاري و قسمت فوقاني آنها، طلاكاري شده است. افزون‌بر مناره‌هاي بزرگ، چهار شبه‌مناره بسيار كوچك، اطراف گنبدهاي حرم، در چهار گوشه سقف گنبدخانه، وجود دارد كه داراي پوششي از طلا مي‌باشد. در دوره صدام، طلاهاي گنبد امام محمد جواد(عليه السلام) را برداشتند كه پس از سقوط اين رژيم، با تلاش ستاد بازسازي عتبات عاليات، گنبد امام محمد جواد(عليه السلام) از نو، طلاكاري شد و خشت‌هاي طلاي قديمي گنبد امام موسي كاظم(عليه السلام) و نيز بخش فوقاني سه گلدسته حرم مطهر كاظمين(عليهما السلام)، عوض گرديد. اين كار، يك سال و نيم، به طول انجاميد و در شامگاه روز دوشنبه، 22 شهريور ماه سال 1389 ه‍ .ش در مراسمي رسمي، با حضور معاون نخست‌وزير عراق و سفير ايران در اين كشور، توليت آستان كاظمين(عليهما السلام) و مسئولان ستاد بازسازي عتبات عاليات، رونمايي شد. براي طلاكاري مجدد گنبد امام موسي كاظم(عليه السلام)، چهارده تن مس و 110 كيلوگرم طلاي ناب و تعداد 10261 خشت طلا به كار رفته و اين طلاكاري، با روش الكتروآناليز انجام شده است. همچنين در بدنه هر گلدسته، 472 خشت طلا و در هر كلاهك گلدسته نيز 192 خشت طلا استفاده شده است كه در مجموع، براي سه گلدسته، 1416 خشت طلا، به كار رفته است. مردم استان خراسان ايران هزينه پنج ميليون دلاري اين طرح را قبول و پرداخت كردند. (تصوير شماره 202) ه‍) مسجد صفوي در ضلع شمالي حرم مطهر كاظمين(عليهما السلام)، مسجدي از دوره صفوي وجود دارد كه داراي گنبدي كم‌خيز و نسبتاً كم‌ارتفاع، با كاشي‌هاي آبي‌رنگ است. شبستان مسجد، ستون‌هاي ضخيم و طاق‌هاي قوسي شكلي است و از زيبايي خاصي برخوردار است. در داخل اين مسجد، منبري بسيار زيبا و قديمي وجود دارد كه آن را سلطان سليمان قانوني، پادشاه عثماني، تقديم كرده است و روي آن تاريخ 956ه‍ .ق، به چشم مي‌خورد كه بنابراين، قدمتي پانصد ساله دارد. كنار محراب و منبر مسجد، پنجره‌اي به درون رواق شمالي حرم مطهر، باز شده است كه از ميان آن، ضريح مطهر، ديده مي‌شود.     [1]. معجم البلدان، ج5، ص163.   [2]. تاريخ الطبري، ج4، ص510.   [3]. تاريخ الطبري، ج4، ص510.   [4]. الارشاد، ج2، ص243.   [5]. تاريخ حرم كاظمين(عليهما السلام)، ص14.   [6]. اثبات الوصيه، ص213.   [7]. ر.ك: كامل الزيارات، صص 313 و 315.   [8]. ر.ك: همان، ص314؛ تهذيب الاحكام، ج6، ص83.   [9]. معجم البلدان، ج1، ص306.   [10]. معجم الادباء، الحموي، ج4، ص1786.   [11]. تاريخ المشهد الكاظمي، آل ياسين، ص24 (به نقل از: صدي الفؤاد).   [12]. وفيات الاعيان، ابن خلّكان، ج1، ص176.   [13]. الكامل في التاريخ، ج8، ص694.   [14]. همان, صص 704 و 705.   [15]. تاريخ حرم كاظمين(عليهما السلام)، آل ياسين، ص28.   [16]. الكامل في التاريخ، ج9، ص561.   [17]. همان، ص577.   [18]. تاريخ حرم كاظمين(عليهما السلام)، ص33.   [19]. الكامل في التاريخ، ج10، صص 90 و 91.   [20]. همان، ص156.   [21]. النقض، ص236.   [22]. تاريخ حرم كاظمين(عليهما السلام)، ص34.   [23]. المنتظم، ج17، ص217؛ همچنين، ر.ك: الكامل في التاريخ، ج10، ص609.   [24]. تاريخ دمشق، ابن القلانسي، ص328.   [25]. الكامل في التاريخ، ج10، ص248.   [26]. المنتظم، ج18، صص 205 و 206.   [27]. همان، ج11، ص332.   [28]. الفخري في الآداب السلطانية، ص329.   [29]. الحوادث الجامعة، ابن الفوطي، ص181.   [30]. الحوادث الجامعة، ص183.   [31]. الحوادث الجامعة، ص190. «وفيها امر الخليفة بعمارة سور مشهد موسي بن جعفر(عليه السلام)، فلما شرعوا في ذلك وجدوا برنية فيها ألفا درهم قديمة منها يونانية عليها صور ومنها ضرب بغداد سنة نيف وثلاثين ومائة ومنها ما هو ضرب واسط يقارب هذا التاريخ فعرضت علي الخليفة، فأمر أن تصرف في عمارة المشهد فاشتراها الناس بأوفر الأثمان وأهدي منها الي الاكابر فنفذوا الي المشهد اضعاف ما كان حُمِل اليهم».   [32]. تاريخ حرم كاظمين(عليهما السلام)، ص56.   [33]. همان، ص56.   [34]. تاريخ حرم كاظمين(عليهما السلام)، ص57 (به نقل از صدي الفؤاد).   [35]. همان، ص62. به نقل از صدي الفؤاد و العراق بين احتلالين.   [36]. تاريخ حرم كاظمين(عليهما السلام)، صص 64 و 65.   [37]. همان، ص72.   [38]. همان، ص78.   [39]. همان، ص79.   [40]. تاريخ حرم كاظمين(عليهما السلام)، صص 81 و 82.   [41]. همان، صص 82 و 83.   [42]. همان، صص 84 و 91.   [43]. همان، صص 83 و 84.   [44]. تاريخ حرم كاظمين(عليهما السلام)، ص95.   [45]. همان، صص 96 و 97.   [46]. همان، ص101.   [47]. تاريخ حرم كاظمين(عليهما السلام)، ص103.   [48]. همان، صص 107 و 108.   [49]. تاريخ حرم كاظمين(عليهما السلام)، ص118.   [50]. همان، صص 119، 120 و 125.   [51]. الفخري في الآداب السلطانية، ص329.   [52]. براي آگاهي بيشتر درباره ويژگي‌هاي هنري صندوقچه و متن كتيبه‌هاي آن، ر.ك: تاريخ حرم كاظمين(عليهما السلام)، صص 39 و 40.   [53]. براي آگاهي بيشتر، ر.ك: تاريخ حرم كاظمين(عليهما السلام)، صص 65 و 72.   [54]. تاريخ حرم كاظمين(عليهما السلام)، صص 125 و 126.   [55]. تاريخ حرم كاظمين(عليهما السلام)، ص142.   [56]. تاريخ حرم كاظمين(عليهما السلام)، ص108.

Arbaeentitr

 فعالیت ها و برنامه ها

 احادیث

 ادعیه و زیارات