logo logo
  • تاریخ انتشار:‌ 1398/09/09
  • بازدید:‌ 37
  • چاپ
بررسی درون نگرانه از معنا بخشی  زنان زائر به مناسک زیارتی پیاده روی اربعین  / همایش پیام های جهانی اربعین/ نجف اشرف/ مهرماه 1398

بررسی درون نگرانه از معنا بخشی زنان زائر به مناسک زیارتی پیاده روی اربعین / همایش پیام های جهانی اربعین/ نجف اشرف/ مهرماه 1398

از آنجایی که در دوران معاصر حضور زنان به عنوان سوژه های فعال اجتماعی در ایفای نقش های گوناگون از اهمیت بالایی برخوردار شده است؛ به تبع آن در عرصه مناسک دینی نیز توجه و نگاه خاصی را متوجه خود ساخته است، از این رو در خصوص پیاده روی زیارتی اربعین نیز پرداختن به فهم چرایی این حضور از منظر سوژه های زنانه می تواند ارائه تبیین کامل تری را میسر سازد.

1397 

1-نسیم کاهیرده [1]

2- عفت دماوندی[2]

چکیده

مطالعة دین از منظر جامعه شناختی و انسان شناختی از جمله چشم اندازهایی به شمار می آید كه در عصر حاضر با اقبال فراوانی روبرو شده است. درمطالعات اجتماعی دین، یکی از مباحث مهم، مناسک و فهم و تبیین رفتار دینی است و مفهوم مرکزی این پژوهش  مناسک است.

پیروان ادیان غیر از نیاز به باور و عقیده  دینی، به  مناسک  نیز وابسته اند. معلوم است که برای دیندار بودن فقط اندیشیدن به  دین کافی نیست؛ بلکه ضرورتِ حتمی دارد که  انسان دیندار خود را در سپهر عمل و رفتار دیندارانه  قرار دهد. از این نظر، پیداست که مناسک در دین تا چه حد اهمیت دارد. در این میان مکان اهمیتی ویژه ای دارد، «احساس حضور امر قدسی» در اماکن مقدس است که پررنگ تر می شود، به عبارت دیگر قرار گرفتن در مکان و حتی مسیری که به یک مکان مقدس منتهی است،  برای انسان یک اتصال معنوی و تجربه مقدس را رقم می­زند؛  این اتصال و نزدیکی به امر قدسی، برای یک شیعه در فضاهای مناسکی عاشورا و مناسبت های پس از آن به بهترین وجه مهیا می­شود؛ یکی از مهمترین این فضاهای مناسکی مربوط به  ایام  زیارتی اربعین است که در سالهای اخیر تبدیل به یکی از اساسی ترین مسائل هویتی و حیات شیعی شده است و از آنجا که وجه اجتماعی و فراملیتی پررنگی  پیدا کرده است، شاهد بروز طیف گسترده ای از  تحلیل­های اجتماعی همراه  با تنوع در برداشت­ها و تفسیرها پیرامون آن هستیم؛ اما در اینجا آنچه که مطمع نظر است، تلاش برای فهمی همدلانه و درون نگرانه از معنا بخشی افراد به  این مناسک عظیم می باشد که از خلال تحلیل  گفتمانی روایتهای زنان زائر- به عنوان بخشی قابل توجه از کنشگران مناسک پیا ده روی اربعین –  ازسفر زیارتی اشان صورت پذیرفته است.

 از آنجایی که در دوران معاصر حضور زنان به عنوان سوژه های فعال اجتماعی در ایفای نقشهای گوناگون از اهمیت بالایی برخوردار شده است؛ به تبع آن در عرصه مناسک دینی نیز توجه و نگاه خاصی را  متوجه خود ساخته است، از این رو چرایی آنکه: 1) چه قواعد فرهنگی و دینی  نظام حضور زن ایرانی را در فضای مناسکی شکل می­دهد و بر پر رنگ تر نمودن این فضای حضور می افزاید 2) تجارب دینی  زنان در مناسک چیست و چه تعبیر و تعریفی از این حضور را به تفسیر می رسانند 3) انگیزهای پیدا و پنهان این افراد از این حضور چیست، باب گفتگو هایی را از منظر فرهنگی، دینی، اجتماعی  و بعضا" روانی می گشاید؛ از این رو در خصوص پیاده روی زیارتی اربعین نیز پرداختن به فهم چرایی این حضور از منظر سوژه های  زنانه میتواند  ارائه تبیین کامل تری - که منحصر به خوانش مردانه از این فضای مناسکی عظیم نباشد- را میسر سازد.

 

کلید واژه ها :  مناسک، زیارت، اربعین، گفتمان، معنا

مقدمه  و  طرح مسئله

   مفهوم مرکزی این پژوهش  مناسک است. مطالعة دین از منظر جامعه شناختی و انسانشناختی از جمله چشم اندازهایی به شمار می آید كه در عصر حاضر با اقبال فراوانی روبرو شده است. درمطالعات اجتماعی دین، یکی از مباحث مهم، مناسک و فهم و تبیین رفتار دینی است.

همه ادیان خالق آرمان هایی بوده و اندیشه پرداز هستند. البته پیروان این ادیان  غیر از نیاز به باور و عقیده  دینی، به  مناسک  نیز وابسته اند. معلوم است که برای دیندار بودن فقط اندیشیدن به  دین کافی نیست؛ بلکه ضرورتِ حتمی دارد که  انسان دیندار خود را در سپهر عمل و رفتار دیندارانه  قرار دهد. از این نظر، پیداست که مناسک  در دین تا چه حد اهمیت دارد. در واقع کسی که به واقع به آداب دینی عمل کرده است، می‌داند که آرامش درونی، صفای باطن و شوقی که از نظر مؤمن دلیل بر صحت تجربی باورهای وی هستند از آثار و برکات عمل به  آداب دینی و عبادی‌اند.

در این میان مکان اهمیتی ویژه ای دارد، «احساس حضور امر قدسی» در اماکن مقدس است که پررنگ تر می شود، به عبارت دیگر قرار گرفتن در مکان و حتی مسیری که به یک مکان مقدس منتهی است،  برای انسان درک معنویت و تجربه مقدس را رقم میزند؛ «در این مسیر اگر چه انسان بر روی خاک و زمین قدم بر می دارد ولی به واقع با هر قدم که به سوی آن مکان مقدس بر می دارد فاصله ای معنا دار از جهان مادی می گیرد و اتصالش به جهان غیر مادی مستحکم تر  می شود».

این اتصال، یعنی عملکرد مناسکی و نزدیکی به امر قدسی، برای یک شیعه در فضاهای مناسکی عاشورا و مناسبت های پس از آن به بهترین وجه مهیا میشود به طوری که برای یک مشارکت کننده بیرونی هم  به خوبی قابل درک و تجربه نمودن است. یکی از مهمترین این فضاهای مناسکی مربوط به  ایام  زیارتی اربعین است؛ زیارتی که در منابع روایی شیعی  فراوان به آن توصیه شده است  و در سالهای اخیر ضمن قرار گرفتن در مرکز توجهات به مرور  تبدیل به یکی از اساسی ترین مسائل هویتی و حیات شیعه  شده است.

   در دنیای جدید، زیارت نه تنها پدیدهای روبه افول نبوده، بلکه به نحو قابل توجهی در حال رشد است. رشد چشمگیر استقبال از سفرهای زیارتی، با وجود کاهش مشارکت مردم در کلیسا، توجه بسیاری از پژوهشگران غربی را در حوزه های مختلف به خود جلب کرده است. در واقع، روی آوری دوباره به مطالعة علمی این پدیده را باید حاصل افزایش آمار سفرهای زیارتی  دانست.

برجسته شدن مجدد مکانهای زیارتی، در تضاد با نظریات عرفی شدن بود که سالها در حوزة مطالعات جامعه شناسی دین سیطره داشت. به همین جهت، پرسش در مورد پدیدة سفرهای زیارتی در دنیای مدرن، آغاز مطالعات مربوط به دین عامه از اواخر دهة  1960در محافل دانشگاهی غرب اهمیت یافت (مارگری، 2008)؛    پرسشی مبنی بر اینکه زیارت چه ویژگی متمایزی در میان سایر ابعاد دینداری دارد که نه تنها  کمرنگ نشده است، بلکه هر روز بر وسعت و د رعین حال پیچیدگی این مفهوم افزوده میشود (شریعتی و کاشی،  1394).

در ارتباط با "زیارت اربعین" به عنوان  مناسک دینی که در سالهای اخیر وجه اجتماعی و فراملیتی   بسیار پررنگی  پیدا کرده است؛ شاهد بروز طیف گسترده ای از  تحلیل­های اجتماعی همراه  با تنوع در برداشت­ها و تفسیرها هستیم، اما در اینجا آنچه که مطمع نظر است، تلاش برای فهمی همدلانه و درون نگرانه از معنا بخشی  افراد به  این مناسک بزرگ و عظیم می باشد؛که از خلال تحلیل  گفتمانی روایتهای زنان زائر- به عنوان بخشی قابل توجه از کنشگران مناسک پیا ده روی اربعین –  ازسفر زیارتی اشان صورت پذیرفته  است.

روش

رویکرد این پژوهش کیفی و زمینه مند است. (فلیک 1388)روشهای کیفی را در سه دسته توضیح میدهد؛ کنش متقابل نمادین، مردمنگارانه و روانکاوانه. این پژوهش را میتوان تلفیقی از رویکرد اول و دوم دانست در این رویکرد، همزمان هم روایت محقق لحاظ میشود  و هم روایتهای سوژه های تحت مطالعه.

روایت هم یک شیوه استدلال و هم یک شیوه بازنمایی است. انسان ها جهان را در قالب روایت می فهمند و آن را در قالب روایت بیان می کنند (آسابرگر ،1380).

منظور از روایت، یك داستان روایی است كه نه تنها شامل گفتمان روایی بیـان شده توسط راوی است، بلكه شامل گفتمان بیان شـده كنشـگران و نقـل قـول هایی است كه راوی از گفته های كنشگران ارائه كرده است.

روایت ها تاریخ سوژه ها هستند؛ آنها بیانگر غنا، فقراحساسات، اندیشه ها و تجربیات انسانی هستند. آنها آشکار کننده آسیب ها و مزایا هستند، به خلق هویت و واقعیت اجتماعی کمک می کنند و حتی باعث دگرگونی می شوند و بدین دلیل که روایتها ساختارهای ایجاد معنا هستند بررسی می شوند.

بیشتر پژوهشگران مدعی هستند بر خلاف روشهای کمی، در روایتها، چند صدایی وجود دارد  (Toril Moen, 2009 ) و این چند صدایی بودن  می تواند به  بازتاب  بهتر واقعیت  موجود در میدان  کمک کند ، بر این اساس، در مطالعه میدانی حاضر نیز، روش به کار گرفته شده، تحلیل روایت بوده  است.

نمونه ها  با روش نمونه گیری نظری[3]  انتخاب شده اند و  مصاحبه ها به شکل کیفی  و عمیق در مدت یک هفته در میدان تحقیقی شامل منطقه مرزی چذابه و مسیر پیاده روی نجف به کربلا  انجام شده است. در مرحله بعد  این مصاحبه ها مورد بررسی  قرار گرفته و  متنهای استخراج شده از آنها در قالب   10 روایت [4] مختلف منظم شده اند. در این میان داده هایی نیز به صورت پراکنده و خارج از قالب مصاحبه های متمرکز بدست آمده که در اثنای متن و تحلیلها  مورد استفاده قرار گرفته و به این داده ها نیز استناد شده است.  هر روایت ابتدا به صورت مجزا بیان  شده  و سپس در کنار سایر روایتها، مورد تجزیه و تحلیل مضمونی  قرار گرفته است. 

محورهای  معنای مصاحبه با مشارکت‌کنندگان در زمینۀ تجربۀ زیارت شامل موارد ذیل بوده است:

شرایط خانوادگی، موقعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ، چگونگی فراهم شدن  مقدمات  سفر، دفعات آمدن به زیارت و مدت زمان آن، چگونگی انجام زیارت، حس و حال ناشی از تجربۀ زیارت، معنای زیارت نزد زائر، تصور زائر از امام(ع)، زمینه نزدیکی معنوی، ارادت و عشق زائر نسبت به امام، خواسته‌های زائر، برخورد با خواسته‌های اجابت‌نشده، خاطرات  طول مسیر پیاده روی، تأثیر پذیری از جماعت زائران، حالات و تغییرات پس از زیارت، تجربیات معنوی تازه،  نذر و عهد  و پیمان با امام، تصمیم به زیارت دوباره.

  • مشخصات زنان زائر (19 تا 65 ساله)که روایت­های آنها مورد تحلیل قرار گرفته است:
  1. 38 ساله– دیپلمه – مجرد - حجاب معمولی ـ بیکارـ وضعیت مالی متوسط ـ تنها
  2. 45ساله - دانشجوی روانشناسی – مجرد – خیلی محجب – وضعیت مالی خوب – شغل آزاد- همراه اقوام
  3. 25 ساله – مجرد -  بسیار محجب – طلبه  با مدرک دانشگاهی  – بیکار – وضعیت مالی متوسط – همراه دوست
  4. 28 ساله – متأهل – مهندس عمران – بیکار  - حجاب معمولی – وضعیت مالی معمولی - همراه با همسر
  5. 48 سال – بیوه – مستخدم اداره بهشت - حجاب معمولی - وضعیت مالی ضعیف - همراه گروه
  6. 19 ساله – مجرد –دانشجو – بد حجاب –وضعیت مالی ضعیف – همراه گروه
  7. 35  ساله – متاهل – طلبه – وضعیت مالی ضعیف - همراه همسر
  8. 55 ساله – متاهل –خانه دار- حجاب معمولی – زیردیپلم - وضعیت مالی خوب – همراه پسر
  9. 40 ساله – مجرد – معلم قرآن– وضعیت مالی متوسط – همراه دوستان
  10. 65  ساله - متاهل - بی سواد - وضعیت مالی ضعیف - اهل شوش وعرب زبان - همراه اقوام

بحث نظری

مناسک بستر برساخت و بازتولید  معنا

    رهیافت معنا رهیافت غنی و پیچیده است كه انسان شناسان و جامعه شناسان برای تبیین دین و بیان ویژگیها و خصوصیت های آن و كاركردهایش در اجتماعی این رهیافت را به كار گرفتند. طرفداران رهیافت معنا معتقدند دین دارای ابعاد و ساحتهای گوناگونی است به همین منظور آنها برای توصیف دین علاوه بر بعد جامعه شناسی بعد عقلانی و عاطفی را نیز در نظر می گیرند. آنها پس از به كارگیری این رهیافت ها به این نتیجه می رسند كه مهم ترین كاركرد  و خصوصیت دین معنابخشی آن است، یعنی گزاره های دینی به گونه ای هستند كه جهان را برای انسان ها معنادار می سازند و این عامل را یكی از مهم ترین ویژگیهای دین دانسته اند چنگی (آشتیانی، 1388). دین با سامان مند و هدفدار نشان دادن زندگی آن را برای انسان ها معنا دار می سازد و مناسک دین بستری  هستند برای برساخت و  بازتولید معنا؛ به این ترتیب که فرد مؤمن در بستر مناسک به  باورها و عقایدی که از دین دریافت کرده است عمل می کند. در جریان ارتباط میان باور وعمل دینی افراد فرایندی از معنابخشی صورت می گیرد؛ معنابخشی که تحت تأثیر تجربه دینی افراد  در بستر مناسک  امکان ظهور و بروز می یابد.

   مناسک عرصه ای است که اعتقادات به رفتارها پیوند می خورند، به عبارت دیگر مناسک نه صرفا عرصه تجربه و رفتار (پرکتیس) و نه صرفا عرصه اعتقادات و امور ذهنی (ایده ها)، بلکه جایی هستند که یکسری باورهای مذهبی به رفتارهای عملی پیوند می خورند. به عبارت دیگر مناسک عرصه اصلی برساخت امر دینی (هم در بعد رفتاری و هم در بعد باورها) هستند و نقشی کلیدی در صورت بندی یک مذهب و سبک های دینداری اقشار مختلف اجتماعی هستند ( دورکیم،  1383 : 578-573 ). در كل محتوای آگاهی افراد از رهگذر حضور درمناسك ساخته می شود یا تغییر می كند. افراد در طی مناسك از حیات فردگرایانه روزمره، به جهان حیات جمعی و وجدان جمعی و آگاهی جمعی پیوندی مجدد پیدا کرده و موقعیت و وظیفه اشان را نسبت به جامعه در خود بازتولید و تقویت می کنند (دورکیم،513:1383).

 نخستین مادة هر ایمانی باور به رستگاری از راه ایمان است و سؤال این است که (با منحصر کردن پدیدة دین به فکرت و باورها) معلوم نیست چگونه یک فکرت ساده می‌تواند چنین نتیجة کارآمدی به بار آورد. فکر در واقع چیزی جز عنصری از خود ما نیست؛ پس چنین عنصری چگونه می‌تواند قدرتی به ما بدهد که برتر از قدرت‌هایی باشد که ریشة آنها در طبیعت ماست؟ چنین فکری هر قدر هم که از لحاظ هنر‌های عاطفی‌اش غنی باشد نخواهد توانست چیزی بر شور حیاتی طبیعی‌مان بیفزاید؛ زیرا همة قدرت‌اش در این خواهد بود که فقط همان نیروهای عاطفی موجود در ما را به حرکت در بیاورد، نه اینکه نیرو‌هایی تازه بیافریند یا چیزی بر نیروهای موجود بیفزاید از اینکه ما چیزی را شایستة دوست داشتن و مطلوب برای خودمان تصور می‌کنیم نتیجه نمی‌شود که ما به صرف این تصور، خود را نیرومندتر حس کنیم؛ برای این کار لازم است که از این چیز نیروهایی برتر از آنهایی که در خود ما وجود دارند ساطع شود و از این بالاتر، ما نیز وسایلی داشته باشیم که آن نیروهای ساطع‌شده را به درون خود ببریم و با حیات درونی‌مان بیامیزیم و معلوم است که برای رسیدن به این مقصود فقط اندیشیدن به این نیروها کافی نیست؛ بلکه ضرورتِ حتمی دارد که خود را در سپهر عمل آنها قرار دهیم و در جهتی بچرخیم که در آن جهت تأثیر آنها را بهتر می‌توانیم حس کنیم در یک کلام لازم است که عمل کنیم. از این نظر، پیداست که مجموعة اعمالِ منظمِ تکرار شده‌ای که در کیش عبادی از آنها تشکیل می‌شود تا چه حد اهمیت دارد. در واقع کسی که به واقع به آداب دینی عمل کرده است، می‌داند که همة این تأثرات، برانگیزانندة آرامش درونی، صفای باطن و شوق که از نظر مؤمن دلیل بر صحت تجربی باورهای وی هستند از آثار و برکات عمل به کیش عبادی‌اند. کیش عبادی فقط دستگاهی متشکل از علایمی که ایمان از راه آنها ترجمان بیرونی پیدا می‌کند نیست؛ بلکه مجموعه وسایلی است که ایمان و احساس دینی از راه آنها ایجاد و دوره به دوره تکرار می‌شود (همان).

فعالیتها و اهداف نمادین در مناسک

وقتی ما درباره رفتار مذهبی می‌اندیشیم، در اصل ما در باب مناسک فکر می‌کنیم، که فعالیتی نمادین، جذاب و رنگارنگ است که اعتقادات مذهبی را بیان کرده و افراد را به سوی نیروها  وموجودات مذهبی هدایت می‌کند. مناسک مذهبی معمولاً امری چند وجهی و چند رسانه‌ای است. اغلب مناسک، اجرای پیاپی «صحنه‌های» متعددی است که ممکن است ساعت‌ها یا روزها طول بکشد تا تکمیل شود. ویکتور ترنر در اینباره می‌نویسد که یک مناسک به «مراحل» و «بخش‌هایی» و همچنین به واحدهای فرعی از قبیل «اپیزودها»، «کنش‌ها» و «ژست‌هایی» تقسیم می‌شود. برای هر کدام از این واحدها (و واحدهای فرعی آنها)، ترکیب ویژه‌ای از نمادها، فعالیت‌ها و اهداف نمادین در نظر گرفته شده است.[5]

مکان مقدس  درمناسک

یکی از مهمترین اشکال پایدار تعین مادی امر مذهبی، فضاها و مکانهای مقدس است. در بیشتر سنتهای مذهبی، اگرچه نه در همه آنها، مکان برای اعتقادات و نیایش بسیار مهم است، و بیشتر مکانها، مکانهای تصادفی نیستند، بلکه فضا و مکانی هستند که در آنها پدیده ای وجود دارد؛ در برخی مواقع هم مکان ها، جایی هستند که اتفاق خاصی در آنها رخ داده است جایی برای تجلی و آشکار شدن می‌نامند.

از گذشته های دور برخی فضاهای خاص دارای قدرت معنوی، مورد توجه انسانها قرار گرفته بودند، (این کار از طریق نقاشی، موسیقی‌های مقدس و مناسک انجام می‌گیرد). این مکانها زمانی که زمین آنها برای مناسک آماده و تمیز شده بود، توسط انسانها تقدیس می شدند. برای یهودیت و مسیحیت به دلایل تاریخی مشخصی، شهر اورشلیم یک مکان مقدس است.  در داخل شهر، برخی فضاها نسبت به سایر فضاها، بیشتر مقدس محسوب می‌شوند. برای مسیحیان این مکانهای خاص، شامل آن بخشهایی است که مسیح آنها را طی کرده، در آنها رنج برده (و آزار دیده) و در نهایت دفن شده است. در زمان مدرن، زائران مسیحی همچنان مسیری را که مسیح آن را برای رسیدن به محل مصلوب شدن طی کرده به نام via dolorsa پیاده طی می‌کنند. یهودیان امروزی هنوز در دیوار غربی یا دیوار ماتمwailing wall  جایی که روزی معبد آنها ساخته شده بود، نیایش می‌کنند و توسل می‌جویند. اسلام نیز مکانهای مقدس خودش را دارد که به طور خاص شهر مکه و مدینه هستند. یکی از اصول دین مسلمانان رفتن به زیارت کعبه یا مناسک حج، حداقل یکبار در طول دوره زندگی مومن است. در درون مرزهای شهر مکه هنوز هم برخی مکانها از سایر مکانها مقدس‌تر و لاهوتی‌تر هستند، بویژه بنایی مکعبی شکل به نام کعبه، که به عنوان مرکز مکانی جهان بینی مسلمانان در نظر گرفته می‌شود.[6] این مکانهای مقدس برای شیعیان قبور اهل بیت و امامان معصوم شیعه  را نیز شامل می شوند.

انسان دینی در دو نوع زمان زندگی میکند و از این دو زمان، زمان مقدس مهم تر است که تحت جنبۀ تناقض آمیز زمان ادواری، بازگشتنی و بازیافتنی ظهور می یابد؛ یعنی، گونه ای  زمان حال اساطیری ازلی که به طور ادواری به وسیلۀ مناسک بیان میشود. از همینجا می توان قرابت  مفهوم  "قدسی "را با واژگانی مانند حرم، حریم، حرمت، آستانه و آستان را  در سنت شیعی دریافت. در همۀ این واژه ها میل به جداسازی محدودۀ امر مقدس از امر غیرمقدس کاملاً بارز است و حتی در فرم بناهای قدسی نیز نمود می یابد؛ مفاهیمی که در ارتباط با پدید ه هایی همچون "زیارت "  ظهور می یابند. هر مکان قدسی به واسطۀ محدوده ای که "حرم" نامیده میشود از مکا نهای عرفی جدا میگردد. مفاهیمی چون حرم و نظایر آن در ارتباط با پدیده هایی همچون "زیارت" کاربرد بسیاری دارند به عنوان نمونه آستان یا آستانۀ مقدس  نشان دهندۀ آغاز محدودۀ مکان قدسی است که گاه برای نامیدن کلیت مکان قدسی نیز مورد استفاده قرار می گیرد. برای ورود به حرم قواعد تشرفیابی وجود دارد. آداب رفتار درحرم  متفاوت با آداب رفتار در مکا نهای عرفی است و زائر یا نمازگزار به محض ورود به محدودۀ حرم یا آستانه  "حضوری" را احساس می کند که در مکا نهای دیگر وجود ندارد، تشرف یافته در محیطی که سرشار از احساس دیانت است زندگی می کند و خود  او گویی سرشار از چنین احساسی است (شریعتی و ذاکری  ،1394).

نزدیکی به امر مقدس در مناسک

فعالیت مذهبی و غیر مذهبی نمی توانند در یک واحد زمانی همزیستی داشته باشند، ازاین رو ضرورت دارد برای فعالیت مذهبی روزها و دوره های معینی اختصاص یابد به گونه ای که تمام کارهای غیر مقدس حذف شده باشند. در واقع به دلیل مرزی که مقدس را ازغیر مقدس جدا می سازد انسان نمی تواند روابط نزدیکی با اشیاءمقدس پیدا کند مگر در شرایطی که خود را از هر آنچه که در او نامقدس است رها سازد او نمی تواند خود را به سوی فعالیت مذهبی حتی با اندکی تراکم هدایت کند مگر آنکه با خود داری کم و بیش به طور کامل از فعالیت دنیوی شروع کند ( دورکیم .431.1383).

طبق نظر دورکیم، اثر این پرهیز و امساک بر طبیعت مذهبی و اخلاقی فرد بسیار اهمیت دارد، چرا که در این نوع عملکرد فرد خود را برای نزدیکی به امور مقدس، برعلیه تماسهای پیش پا افتاده محدود می کند و اثر آن بر خود مؤمن بدین گونه است که حالت او را به طور اثباتی تغییر می دهد. انسانی که از ممنوعیتها ی مقرر پیروی می کند از این پس همان نیست که پیشتر بوده است پیش از این او موجودی معمولی بوده و به این دلیل مجبور بود تا از نیروهای مذهبی فاصله بگیرد از این پس او بیشتر پا به پای آنهاست زیرا با همین عمل که طرد غیر مقدس است به مقدس نزدیک شده است (همان).

ولی پاشیده شدن مجدد جمع مناسكی افراد سبب تضعیف این احساس و تقدیس می شود. به همین دلیل میزان واقعیت داشتن امور قدسی و لاهوتی و اعتقاد و ایمان افراد كه در شرایط تجمع مناسكی شان به شدت افزایش می یابد، پس از آن كاهش یافته و  درگیرشدن آدمها در زندگی روزمره ومسائل آن سبب می شود که افراد بسیار كمتر به این امور بیاندیشند و این اندیشیدن كمتر، موازی خواهد بود با تضعیف و كاهش تقدس (دورکیم، 1383: 476). 

 مناسک زیارت

ویکتور ترنر (1974)  با الهام از ون جنپ آیین را شامل سه مرحله جدایی، آستانگی و پیوست می‌داند. ویکتور ترنر معتقد است زیارت پدیده‌ای آستانه­ای (بارگاهی) است و آن ­ را فرآیندی مناسکی تعریف می­کند. اساس استدلال ترنر این است که نقطۀ مرکزی در عالم زیارت فرد، مکان زیارت است. لذا فرد به طور خاص به بعد فضایی زیارت توجه می­کند.

مورینیس در مقدمۀ­ کتاب مردم‌شناسی زیارت می‌گوید زیارت تولد آرزوها و اعتقادات است؛ آرزوها راه­حلی از میان انواع راه­حل­های انسان برای حل مشکلات و اعتقادات، و عقیده به قدرت ماورایی برای حل و درمان مشکلات حل‌نشدنی و درمان­ناپذیر هستند. زیارت مظهر امر آرمانی و متعالی است (نورمن، 2004). استارک و بین­بریج عبادت را نوعی مبادله تلقی می‌کنند و آن را کوششی برای به دست‌آوردن پاداش‌های دل‌خواه در غیاب چاره‌های دیگر می‌دانند (همیلتون، 1387). در این معنا، عمل مناسکی زیارت متضمن چاره‌جویی انسان برای رسیدن به آرزوهای خویش با توسل و تمسک به افرادی است که قدرت خارق‌العاده‌ای دارند.

 از نظر استارک، افراد در موقعیتهای اجتماعی مختلف، به خاطر اینکه دارای  محرومیتهای متفاوتی هستند، در دینداری خود و در تعریف خود به عنوان یک شخص دیندار، بر جنبه های و ابعاد مختلفی از دینداری تأکید دارند (استارک، 1986 :223-225). دورکیم نیز براین باور است که دینداری افراد با شدت و نحوة پیوند  آنها با گروههای اجتماعی ارتباط دارد(دورکیم، 1383 :289). استدلال وبر نیز این است که طبقات هرکدام دارای نیازها و تجارب متفاوتی هستند؛ بنابراین به تبع این نیازها و تجارب گوناگون، افراد و گروهها به جهتگیری ها و تفاسیر دینی متفاوتی تمایل پیدا میکنند(وبر، 1922 :94-80 ). البته وبر دین و دینداری را به عوامل اجتماعی و مادی تقلیل نمیدهد، به عقیده او عوامل اجتماعی هر چقدر هم که بر تعابیر و تفاسیر دینی تأثیر بگذارند، محتوای اساسی دین از بشارتها و اصول اعلام شدة آن دین سرچشمه میگیرد (همان، 92-91). با اتکاء به این دیدگاهها میتوان نتیجه گرفت که هرکدام از عوامل  مذکور به نوعی در مواجهه افراد با  امر مناسکی زیارت و معنابخشی به آن  تأثیر گذارند.

زیارت دیدار خودخواستة اماکن مقدس است که ابعاد عینی و ذهنی دارد؛ بعد عینی زیارت متضمن نهادمندی و توجیه‌مندی است. در حالی که نهادمندی زیارت حاصل انجام مکرر عمل زیارت در چارچوب آداب و احکام معین مذهبی است، توجیه‌مندی زیارت عمدتاً شامل مجموعۀ احادیث و روایاتی است که در فضیلت و ثواب زیارت نقل شده و از طریق فرآیندهای پرورش و یادگیری اجتماعی زیارت را توجیه‌پذیر می‌کند. بعد ذهنی زیارت متضمن درونی‌سازی معنای زیارت است که به آگاهی زائر از خارق‌العاده ‌بودن زیارت‌شونده و خضوع در برابر او می‌انجامد(یوسفی و دیگران ،1391).

تجربۀ دینی (در اینجا تجربۀ زیارت) دارای سه ویژگی اصلی است: نخست اینکه متضمن آگاهی از امر متعالی است (گیسلر، 1375: 39)، دوم اینکه شخص مذهبی به امر متعالی به‌عنوان غیر خودش آگاهی دارد (همان: 41) و سوم اینکه احساسی از خضوع و خشوع در برابر امر متعالی تجربه می‌کند (اتو، 1380). در تجربة زیارت نیز آگاهی به خدا درمقام قادر متعال و آگاهی به امام به‌عنوان واسطۀ‌ خدا وجود دارد که زائر می‌تواند آن را وصف کند و احساس آرامش، خضوع و خشوع در او ظاهر گردد. زیارت نوعی توسل و تمسک به امر مقدس و متعالی تلقی میشود که زائر در آن به دنبال معنای گمشدۀ خود میگردد و زیارت به سرگشتگی او خاتمه میدهد و او را به آرامش می رساند (یوسفی و دیگران ،1391).

یافته های میدانی :

تحلیل گفتمانی  روایت ها

   بعد ازانجام مصاحبه ها که حدود یک هفته به طول انجامید مرحله  پیاده کردن مصاحبه ها و بررسی متنهای استخراج شده صورت پذیرفت  که در نتیجه آن روایتهایی از کنشگران  به دست آمد. هر روایت ابتدا به صورت مجزا بیان  شد و سپس در کنار سایر روایتها، مورد تجزیه و تحلیل گفتمانی  قرار گرفت؛  این روند در نهایت واژگان کلیدی و اپیزودهای معنایی را بدست داد که  ارائه صورتبندی  از  گفتمان روایتها را امکان پذیر  ساخت؛ این صورتبندی حول 4 محور معنایی انگیزشی برای کنشگران قابل بیان است:

1- گفتمان عشق به امام حسین 2- گفتمان احساس وظیفه  سیاسی وآمادگی برای ظهور  3-  گفتمان ثواب و عمل به تکلیف دینی   4- گفتمان حاجت و شفاء.

1- گفتمان روایی عشق به امام حسین(ع)

 گفتمان عاشورا و نهضت امام حسین (ع) یکی از گفتمانهای مهم در  تاریخ تشیع و به زعم بسیاری از صاحبنظران همواره عنصر مرکزی هویت جمعی و دینی شیعه بوده است؛ گفتمانی که ازتقابل  مفاهیمی چون حق در برابر باطل، آزادگی در برابراسارت و عظمت و تعالی  روح انسانی در برابر پستی و دنائت  برآمده است. از آنجایی که این گفتمان بر مبنای حقیقتی تاریخی ست و نه اسطوره ای سمبلیک و نمادین، قرن­ها ی متمادی  در دوره های مختلف  افراد را  از مکاتب مختلف فکری و اندیشگی  مجذوب وتحت تأثیر خود قرار داده است. شواهد و اسناد تاریخی موجود نشان می دهد که در گذر این دوره  طولانی  تاریخی و تا  به امروز، گفتمان عاشورا نه تنها رنگ تکرار و کهنگی به خود نگرفته است بلکه در بستر زمان همراه با تغییرات اجتماعی و فرهنگی روایتها و معانی تازه و زوایای پنهانی از  آن آشکار شده  است. در این میان افراد با نزدیک شدن به گفتمان عاشورا و نهضت امام حسین به فراخور آمادگی درونی و احساس نیاز ازاین روایتها و معانی بهره مند می شوند. علاوه بر این در بستر مناسکی گفتمان عاشورا، فرصتی برای  عمل و رفتار دینداران و مؤمنین نیز فراهم می شود؛ یک انسان مؤمن در جریان یک هماهنگی درونی به نیرویی معنوی و قدسی که همراه با  عاطفه و عشق است نیز دست می یابد؛  نیرویی که بزعم انسان مؤمن از وابستگی و اتصال به وجود مقدس  امام حسین (ع) به عنوان انسان کامل و جانشین خداوند بر روی زمین نشأت می گیرد.   

گفتگو با اغلب زائران و شنیدن روایتهای هرکدام  شاهد این مدعاست که نقطه اتصال  و وابستگی  درونی بیشتر افراد به عاشورا و امام حسین (ع)  غالبا " براساس همین جذبه وعشقی است که با مداومت وآگاهانه، درونی شده است؛ آگاهی شخص مذهبی به امر متعالی به‌عنوان غیر خودش (گیسلر، 1375 :41). اما چنانچه دورکیم هم بیان کرده است؛  فکر در واقع چیزی جز عنصری از خود ما نیست پس چنین عنصری چگونه می تواند قدرتی به ما بدهد که برتر از قدرت هایی باشد که ریشه آنهادر طبیعت ماست؟... از این که ما چیزی را شایسته دوست داشتن و مطلوب برای خودمان تصور می کنیم نتیجه نمی شود که ما به صرف این تصور خود را نیرومندتر حس کنیم؛ برای این کار لازم است که از این چیز نیروهایی برتر از آنهایی که در خود ما وجود دارند ساطع شود و از این بالاتر ،ما نیز وسایلی داشته باشیم که آن نیروهای ساطع شده را به درون خود ببریم و با حیات درونی امان بیامیزیم. و معلوم است که برای رسیدن به این مقصود فقط اندیشیدن به این نیروها کافی نیست بلکه ضرورت حتمی دارد که ما خود را در سپهر عمل آنها قرار دهیم و در جهتی بچرخیم که در آن جهت تأثیر آنها را بهتر می توانیم حس کنیم؛ در یک کلام لازم است که ما عمل کنیم (دورکیم.573-578: 1383). از اینرو زائری  که در وجودش  عشق، اتصال و وابستگی  به امام حسین را باور دارد، در جهت عمل و عینیت بخشیدن به باور خود بر می آید و لذا در درونش اشتیاق به زیارت  پیدا خواهد شد؛ چرا که مؤمن در مسیر زیارت به دنبال آنست که آنچه در درون و فکرت خویش از عشق به امام حسین (ع) یافته است با عمل و سعی خود  نمایان سازد.

    در بررسی متن روایتهای زائرانی که  معنای عشق به امام حسین (ع)  انگیزه اصلی و  مضمون پررنگ تر  در  گفتمان روایی آنهاست، منظومه واژگانی و اپیزودهای اصلی معنایی زیر وجود دارد:

واژگان کلیدی

-اسامی مقدس: امام حسین، آقا، ابا عبدالله، ابولفضل، حضرت عباس، حضرت رقیه

- عشق، محبت، عاشق، دیوانه، واله  و شیدا، از خود بیخود، بهت، بی تاب، تشنه

 - زیارت، زائر، نائب الزیاره، زوار

-خدمت،خادم، کنیز

اپیزودهای اصلی معنایی

-قسمت، طلبیده شدن، دعوت شدن ، انتخاب شدن، خواسته شدن

زائرانی که  معنای عشق به امام حسین (ع)  انگیزه اصلی و پررنگ تر در روایت آنهاست، کسانی هستند که  بیش از دیگران  به "دعوت شدن" از سوی  امام "انتخاب شدن "و چیزی که در ادبیات زیارتی شیعی به آن " طلبیده شدن"  میگویند تأکید میکنند و در این مورد  هم باور عمیقی داشته و هم اصرار زیادی بر" خارخ العادگی" این اتفاق و بیان، اثبات و انتقال  چنین  باوری  به دیگران دارند؛ بطوری که درآغاز گفتگویشان  به  خارق العادگی این موضوع به عنوان مهمترین  بخش از قصه زیارتشان اشاره می کنند.

در اینجا موقعیت زنانگی سوژه های زائر اگرچه موانعی را برای سفر اربعین ایجاد نموده است ولی در مواجهه با شوق و عشق درونی  آنها، معمولا  مرتفع می شود و زنان زائر توفیق معنوی بدست آمده برای خود را -علیرغم وجود موانع-  با شادی و اطمینان خاطر زیاد  روایت می کنند؛ مثلا با چنین جملاتی:

-" شوهرم راضی نبود بیام ولی بهش گفتم خودت خوب می دونی تمام امامها به یکطرف، امام حسین به یکطرف من عاشق امام حسین هستم، خودش من رو طلبیده و برایم دعوت نامه داده، امام حسین برای من یه چیز دیگری هست، چه بخواهی و چه نخواهی من میروم پس بهتر هست که موافقت کنی".

- "بچه هام هیچکدوم خبر ندارن، اونها می دانند که من دیوانه امام حسین هستم"  سر و جانم به فدای امام حسین می خوام اینقدر توی این راه برم که همونجا بمیرم این نهایت آرزوی من هست، چون تا دعوت نشی نمی تونی حرکت کنی، من هم دعوت شدم پس هر طور شده باید بروم".

- " به شوهرم گفتم هر کجا مانع شوی قبول دارم و نمی روم ولی اینجا را نمی توانی بگویی نرو چون خودت می دانی که کجا هست و تمام عشق من امام حسین هست و من مثل خانم زینب در این راه قدم میگذارم".

بیان این جملات حاکی از حس توانمندی و اقتدار  زنان زائر  است که در مفهوم عشق، دعوت، طلبیده شدن و انتخاب از جانب معصوم تجلی  یافته؛ توانمندی و نیرویی که با غلبه بر موانع و مشکلات، پیامد حضور اربعین را برای آنان رقم زده و مقبولیت مشارکت زنانه به شکل وسیع و خارج از حوزه و چارچوب خانواده را برای آنان به ارمغان آورده است. اقتداری که با تکیه و الگو پذیری از بانوی کربلا بر حضور آنان افزوده و بر توجیه هر چه بیشتر حضور آنان اشاره می دارد. بیان این جملات حاکی از الگوپذیری ازچنین امریست:

- " خانم زینب یک تنه این راه را با بچه ها و دل داغدار طی کرد پس ما هم باید مثل او زینب وار به یاد کربلا در این راه قدم بگذاریم".

-" میخوام مثل حضرت زینب با پای پیاده توی این صحرا قدم بگذارم اون خانم با اون دل پر خون از شهادت برادر مثل شیر در این راه قدم گذاشت، و با شجاعت در مقابل دشمن ایستاد، حالا ما هم باید مثل شیر در این راه برویم و از هیچی نترسیم".

در واقع الگوپذیری و نیز همذات پنداری زنان زائر  با حضرت زینب (س) به عنوان وجودی مقدس، با اتکاء به باور طلبیده شدن در این راه، عامل  مهم انگیزشی حضور آنها در پیاده روی اربعین است؛ باوری که ذهن زائر را برای پذیرش و تحمل کردن رنجی مقدس آماده می سازد و با نشانه هایی چون؛ ضعف جسمانی، سختی به همراه داشتن کودکان، مشکلات ناشی از حجاب و حفظ حریم با مردان، بروز احساس ترس و نا امنی  در محیطی ناشناخته، بازنمایی می شود. تأکید و تمرکز برشخصیت حضرت زینب(س)  در تحمل این سختیها  عامل اصلی معنابخشی به این رنج مقدس است؛ لذا در این نوع روایت زائری که  در این مسیر بیشترین سختی را تحمل نماید از تقرب و منزلت بیشتری برخوردار خواهد بود؛ چرا که با تحمل چنین رنجی، ذره ای از مصیبت وارده بر بانوی کربلا را چشیده و با او همراهی و همنوایی نموده است. در این نوع روایتها و در خصوص اینکه چرا زنان  زائر موقعیتهای دیگری غیر از ایام مناسکی اربعین را برای رفتن به کربلا انتخاب نمی کنند و چنین سختی را متحمل می شوند چنین دلایلی را مطرح می کنند:

"چه طور می شه در راحتی به یکی ثابت کنی که عاشقش هستی؟ من با این همه پادردی که دارم مخصوصا این موقع میام که به امام بگم چقدر عاشقش هستم".

" من می خواهم درک کنم که خانم زینب در این راه چه کشیده اند، حتی اگر مریض هم شوم دارو نمی خورم".

" من مخصوصا فرزندان کوچکم را به همراه می آورم تا در راه متوجه شوم که ایشان با پای پیاده و دل پر از خون و با حضور بچه ها چقدر سختی ورنج کشیده اند".

" درسته  سفرهای زیارتی غیر از اربعین  هم ثواب داره ولی چون در راحتی میروم وبازمی گردم برایم دلچسبی این سفر را ندارد".

" هر بار بعد از سفر اربعین بیمار می شوم ولی بقدری برایم شیرین هست چون می دانم خانم زینب را درک کرده ام و ارزش این سفر خیلی بیشتر از زمانی هست که به هتل می روم و در راحتی زیارت می کنم".

" خیلی وقت بود که آرزوی رفتن به کربلا را داشتم ولی قسمت نمی شد، تا اینکه یکمرتبه توسط یکی از هم مسجدی ها به زیارت امام در اربعین دعوت شدم خودم فهمیدم که این خواست خدا بوده که من اینطور و با این سختی به این سفر بروم چون ثواب آن خیلی بیشتر از مواقع راحتی هست و از این بابت خداراشکر می کنم که چنین لطفی را شامل حال من کرد".

" من هر سالی که به زیارت اربعین رفتم اگر مریض نشوم ویا پاهایم تاول نزد و درد نداشته باشم با خودم فکر می کنم که زیارتم مورد قبول قرار نگرفته بخاطر همین هیچوقت از بیماریهای بعد از این سفر شکایت که نمی کنم بلکه خیلی هم خوشحالم و تا چند وقتی که درگیرش هستم باهاش حال می کنم"

" اصلا اگر در این راه سختی نکشی یعنی ثوابی نبردی، تمام ارزش این سفر به تحمل رنج و سختی اون هست چون خانم زینب در این راه تازیانه خورده و سختی کشیده" 

   -" کسانی که اینجا میاد اگر رنج و مشقت نکشن، به نظر من ثوابی هم نبرن، خب می تونن برن با هواپیما مستقیم کربلا و هتل بخوابن ".

    -" من مخصوصا در این راه با پای پیاده و بدون کفش می روم تا پاهایم زخم شود و درد بکشم تا به خدای خودم بگویم برای عشق به امام حسین قید جانم را هم می زنم اینکه پایم هست".

- "با اینکه دیسک کمر دارم ولی الان چند سال هست به پیاده روی می روم و هر طور که هست این سختی را برای رضای خدا تحمل می کنم".

از دیگر نمودهای همذات پنداری زنان در این امر آیینی تأکید بر رعایت حجاب بود، حجابی که موافق با نوع پوشش حضرت زینب بوده و از این طریق و با حفظ و نمایش آن میزان ارادت خود را به بانوی کربلا به نمایش بگذراند. از این رو غالب پوشش زنان چه قبل از سفر و یا در طی سفر و در مسیر راه، پوشش چادر و لباسهایی تماما به رنگ سیاه بود و تأکید بر این امر نشان از اهمیت وجه ارزشی آن در این فضای مناسکی را داشت. که بعضی زنان زائر در روایتهای خود به آن اشاره نموده اند از جمله  با عباراتی مانند :

" در این سفر باید با زینب وار قدم گذاشت، حجاب ما نشون دهنده همین چیز هست".

-" ما باید با رعایت حجابمون از طریق پوشش چادر به عربها نشان بدیم که الگوی ما حضرت زینب هست".

-" به نظر من باید حجاب چادر را اجباری کنند و بگنن هیچکسی حقی نداره با مانتو به این سفر بیاد چون ما نمایندگان حضرت زینب هستیم و باید نوع حجابمون هم مثل اوخانم باشد".

-" از نظر من اگر کسی می خواد ارادت خودش را به خانم زینب نشون بده و دل ایشون را خون نکنه باید در این راه با حجاب کامل که همون چادر هست بیاد و بهانه به دست عربها نده، چون اونها واقعا حجابشون کامله ورعایت می کنن".

ذکر مصیبت و گریه بر امام حسین یکی از جنبه های ارزشی در آیین پیاده روی اربعین می باشد. از این رو در طی مسیر از نجف تا کربلا موکبها با پخش مصیبتهایی از واقعه کربلا و وصف شهادت حضرت عباس و امام حسین فضا را هر چه بیشتر به این واقعه ارتباط داده و بر اندوه آن می افزایند. لذا در ذهینت زنانه نیز این تفکر نقش بسته است که از آنجاییکه حضرت زینب این مسیر را با اندوهی عمیق از واقعه کربلا و شهادت عزیزانش و بالاخص امام حسین(ع) و از طرفی درد و رنج اسارت کودکان و خانواده آن حضرت طی کرده اند، لذا مویه و سوگواری در طی این راه هر چه بیشتر دارای بعد ارزشی بوده و بر کیفیت و ثواب معنوی آن می افزاید. از این روی زنان در طی مسیر سعی در ذکر مصیبت کربلا و یا زیارت عاشورا کرده و از این طریق این واقعه را در ذهن خود یادآوری کرده و به پیوند هر چه بیشتر خود با فضای موجود معنا می بخشند. مثلا" با این جملات :

" من هر روز در مسیر زیارت عاشورا می خوانم، چونکه فکرمی کنم از این طریق بیشتر حادثه کربلا را احساس می کنم".

" خانم جلسه ای ما گفته در مسیر نجف به کربلا خنده مکروه هست چون اونجا جایی هست که خانم زینب با چشم خونبار قدم گذاشته".

" ما داخل موکبها روضه خوان و سینه زنی می کنیم چون هر یه قطره اشک برای امام حسین خرمنی از آتش جهنم را خاموش میکنه".

" تمام ثواب پیاده روی اربعین به این هست که حال خانم زینب را درک کنی، اون خانم با چشمانی اشکبار از غم شهادت برادر و اسارت زن و بچه اون این راه رو طی کرده".

با این اوصاف می توان گفت که دعوت شدن  و طلبیده شدن سهم معنایی مهمی درروایت اغلب زنان زائر دارد؛ طلبیده شدن برای طی نمودن مسیری پر از سختی و رنج برای همنوایی با امام حسین(ع)،حضرت زینب (ع) و دیگر همراهان و شخصیتهای واقعه عاشورا.

طلبیده شدن برای هر زائر به نوعی تأویل می شود و زائر، معنای خاص خود را به آن می دهد؛ مثلا " روایت دختر جوانی که به زحمت و پس از رخ دادن اتفاقات عجیب و غریب  راهی سفر اربعین شده است  و میگوید: "من اهل شهر امام رضام و ویزای کربلام  رو از او گرفتم! اولین بار است که میرم، آمدنم معجزه آسا جور شد، الان که دارم میرم باورم نمیشه! امسال کفشهام رو تو بیت الحسین گم کردم مادرم گفت این نشونه اینه که بزودی زائر کربلا میشی". (25 ساله – مجرد -  بسیار محجب – طلبه  با مدرک دانشگاهی، بیکار – وضعیت مالی متوسط، همراه دوست). و یا آن دیگری که به میانسالی رسیده است و در آشپزخانه موکب بین راهی  به طور اتفاقی جزء خادمین زوار امام حسین(ع) شده است (38 ساله – دیپلمه – مجرد - حجاب معمولی، بیکار، وضعیت مالی متوسط) می گوید:

- "هیچ کس اینجا بدون دعوت نمی آد تا خود اهل بیت نخوان ما نمیتونیم بهشون نزدیک بشیم"

-" یهویی به دلم افتاد که بیام  به این موکب برای کمک فک میکنم امام حسین انتخابم کرده باشه که اینجا به زائراش خدمت کنم"

- "اینجا که خدمت میکنم حس خوبی دارم این نشونه اینه که امام حسین داره به من نگاه می کنه و به من توجه داره"

این فرد ظاهرا برای رفتن به زیارت اربعین در خانواده اش مشکلی داشته است. در ادامه صحبتهایش  معلوم می شود که برادری معلول در خانه دارد که  باید از او نگهداری کند. ظاهرا" به طور اتفاقی به دعوت یکی از دوستانش به موکب آمده و خادم زوار اربعین شده است. ازصحبتهایش میتوان فهمید که باور و اعتقاد عمیقی به کاری که انجام می داد داشت. در بیان جملاتش  اعتقاد به  نیرویی ماورایی نمایان است که  دلیل اصلی  حضور او دراین  مسیر  تلقی می شود. در واقع نقطه شروعی برای حرکت معنوی؛ فاصله گرفتن از امور دنیوی و نزدیکی به امری مقدس است  و از آنجا که امر مقدّس قلمرو  امور فوق طبیعی و یا چیزهای غیر عادی، برجسته و مهم است؛ از این فرد آمدن خود به موکب و جزء خادمین زوار امام حسین شدن را امری مهم و غیر عادی تلقی می کند و آن را منتسب به امام حسین می داند؛ مثلا" در این جمله:

-"اومدم اینجا برای خدمت به زوار  شاید تو چند روز باقی مونده آقا جواز رفتنم رو صادر کنه "

دراین جا  فرد مؤمن عمل خیر خود را  مقدمه ای برای پذیرفته شدن و دعوت شدن از سوی امام  تلقی  می کند. در واقع تخیّل دینی فرد، در یک کشف شهودی، این عمل عادی خود  را مقدّس می‏بیند و برای آن ورای مناسبات عادی و دنیوی و علیرغم موانع ظاهری پیش رو  نتیجه ای فوق طبیعی را  -که طلبیده شدن برای زیارت است -  انتظار می کشد.

-بیان عشق و محبت به امام

مهربان بودن امام، لذت معنوی عشق به امام، گره گشا بودن امام،  حامی بودن امام، از خود بی خود شدن و بهت و حیرت در حرم امام، احساس نزدیکی به امام، گفتگوی عاشقانه  داشتن با امام، احساس تشنگی و عطش  برای رفتن به حرم امام حسین، وصف ناپذیر بودن عشق به امام

نوع بیان و روایت عاشقانه افراد به امام حسین، عشق و کشش به سوی کسی است که فرد با تمام وجود و اطمینان کامل در ارتباطی نزدیک و معنوی با اوست؛ ارتباطی عاشقانه که مبتنی بر داد و ستدی همیشگی و بدون انقطاع با معشوقی فرا زمینی  است؛  به طوری که هم داشتن حال خوب، همراه با آرامش و نشاط  و هم  حل شدن مشکلات و مرتفع شدن سختیهای زندگی اش را از جانب او می بیند. مثلا" در این جملات:

- "هر گره ای تو زندگی مون بوده تو روضه امام حسین باز شده" ( 48 سال – بیوه - مستخدم اداره بهشت -حجاب معمولی  - وضعیت مالی ضعیف ،همراه گروه)

-" امام حسین زود به آدم جواب میده هر وقت ازش  چیزی بخوای دست خالی ردت نمیکنه" ( 38 ساله – دیپلمه – مجرد - حجاب معمولی، بیکار، وضعیت مالی متوسط)

بنظر می رسد این ارتباط عاشقانه و تنگاتنگ  در میان زنان جوان تر به نوعی پاسخ به نیاز عاطفی برای دوست داشته شدن و برخورداری از یک  حامی  و پشتوانه ای قابل اطمینان  باشد، چنانچه در صحبتهایشان به این رابطه عاشقانه اشاره می کنند مثلا" در این جملات:

  - « وقتی کسی رو دوست داری همه فکر و حواست پیش اونه

  - تنها کسی که هوامو داره امام حسینه

- دو ماه هرشب در یه ساعت خاص طلبیده شدم برای روضه اباعبدالله یعنی امام حسین منو خواسته دیگه

- امام حسین دوستم داره نمیذاره سختی بکشم تو این مسیر

- خودش میدونه که چقدر عاشقشم

- با امام حسین راحتم، برسم حرم  میگم فدات بشم امام حسین عاشقتم

- برام ثابت شده که هیچ کس جز امام حسین به دادم نمیرسه دیوانه وار  عاشقشم

- بی تاب شده بودم نمی تونستم دوریش رو تحمل کنم

- وقتی کسی رو دست داری همه فکر و حواست پیش اونه

- تو مسیر اربعین هر کسی رو میبینی که اومده شاه و گدا نداره...واقعا محبت امام حسین علیه السلام چه میکنه با دلهای ما آدم ها

- تا به حرم برسیم قلبم تند تند میزد...دیوونه وار به کوچه ها نگاه میکردم. مثل ادم هایی که که کسی رو گم کردن دنبال گنبد و گلدسته حرم آقا بودم»... ( 25 ساله مجرد - بسیار محجب طلبه  با مدرک دانشگاهی بیکار وضعیت مالی متوسط، همراه دوست)

 

در این جملات روایت کننده به گونه ای از احساس و عشق خود به امام حسین سخن می گوید که شاید برای یک عشق زمینی! نوع کلمات و حتی نوع ادا کردن جملات بیانگر صمیمیتی است شبیه به آنچه که میان دو فرد عادی  ممکن است مشاهده شود؛ یعنی بدون حفظ آداب مرسوم و مورد انتظار!

در میان زنان جا افتاده  تر و مسن  اما  بنظر میرسد، اغلب  این عشق  ناشی  از ایمانی  است که در طول زندگی به گره گشایی  امام حسین  از گره های  زندگی شان و حل نمودن مشکلات لا ینحلشان پیدا کرده اند. مثلا" در این جملات  که می گویند:

-« خواهرم دختر کوچیکش رو از همین زیارت اربعین داره

- خونه، زندگی  و فرزند صالح  همه همه چیزم رو از امام حسین دارم

-با آوردن پسرام تو این مسیر بیمه شون میکنم، امام حسین خودش   اونا رو تو راه دین قرار میده

- هر گره ای تو زندگی مون بوده تو روضه امام حسین باز شده» (  55 ساله – متاهل – خانه دار- حجاب معمولی –زیردیپلم -وضعیت مالی خوب)

-" برادری دارم که معتاد بود به شیشه و پارسال به نیت ترک اومد الان خداروشکر پاک شده "

 (48ساله بیوه - مستخدم اداره بهشت -حجاب معمولی  - وضعیت مالی ضعیف، همراه گروه )

 در هر کدام از این جملات فرد بیان میکند که خواسته وحاجتش توسط امام برآورده شده است و همین عامل ارادت و عشقی شده است که همچنان در درونش وجود دارد.

در روایت عاشقانه از امام حسین، فرد مؤمن از احساس و عاطفه شدیدی در درون خود  سخن می گوید که معتقد است هرکس خودش باید تجربه کند و توصیف ناپذیر است. عاشق امام حسین خود را  تحت تأثیر جذبه و کششی آسمانی می بیند که در او عطشی سیری ناپذیر برای زیارت ایجاد نموده است. از اینروست که تنها چاره ی پایان دادن به این عطش را رسیدن به کربلا می داند؛ چرا که  زیارت سفری است که توسط فرد یا افرادی در طلب مکان یا حالتی که آن را تجسم یک ایدئال ارزشمند میدانند، صورت میگیرد (مورینس، به نقل از مارگری، 2008) مکان کربلا در اینجا، به عنوان یکی از مظاهر امر قدسی برای زائران است ؛چنانچه باحسرت از رسیدن به این مکان مقدس  سخن می گویند مثلا" در این جملات :

-«حس می کنم اگر به کربلا برسم فقط گریه کنم اصلا طاقت نیارم و از غصه  بمیرم

- اونجا که برسم فک نکنم بتونم چیزی برای خودم  بخوام  فقط همینکه قسمتم بشه برم پیش  آقام همین برام کافیه» (38 ساله دیپلمه مجرد - حجاب معمولی، بیکار، وضعیت مالی متوسط)

-کربلا بهشته از خدا می خوام که توفیق زیارت کربلا رو از من نگیره

«به حرم امام حسین برسم  حتما به آرامش میرسم و دلم آروم میگیره گریه می کنم. گریه ای که اونجا می کنم از سر شوقه چون اونجا کنار امام حسین برام بهشته» ( 55 ساله (متاهل خانه دار- حجاب معمولی زیردیپلم -وضعیت مالی خوب)

این روایت عاشقانه از زبان  زائران برگشته  از سفر شکل دیگری دارد، که بنظر می رسد تحت تأثیر مکان و فضای شهر کربلا به ویژه حرم  باشد:

حرم امام حسین ع خیلی حال و هوای سنگینی داشت. دیر میشد ارتباط برقرار کرد...هنوز سنگینی عصر عاشورا رو میشد حس کرد...» (25 ساله مجرد -  بسیار محجب طلبه  با مدرک دانشگاهی  بیکار وضعیت مالی متوسط، همراه دوست)

-«آدم وقتی میره حرم امام حسین تازه می فهمه اینکه  میگن مصیبت حسین اعظم مصیبت ها ست  یعنی چی ، اونجاست که آدم دلش می خواد کاری بکنه و عهدی ببنده  با امامش  در جهت اینکه راه زندگی اش حسینی بشه .در مقابل خون ریخته شده امام حسین انسان احساس دین داره» (40 ساله مجرد معلم قرآنبسیار محجب -وضعیت مالی متوسط، همراه دوستان)

در واقع  به نظر می‌رسد درک امر قدسی در حرم، بواسطه از میان رفتن فاصله مکانی  پر رنگ تر است یعنی حرم و  ضریح، منبع اصلی و هسته انتشار نیروهای قدسی هستند که مشاهده و احساس حضور امر قدسی را برای  زائر  ملموس تر می سازد . زائر به محض ورود به محدودۀ حرم یا آستانه  "حضوری" را احساس می کند که در مکا نهای دیگر وجود ندارد  ، تشرف یافته در محیطی که سرشار از احساس دیانت است زندگی می کند و خود  او گویی سرشار از چنین احساسی است. (کاشی،1394)

این تجربه قدسی آنچنان قوی است که تا روزهای بعد و در بازگشت زائر به زندگی عادی و حضور در مکان غیر قدسی، نوعی احساس حرمان و دلتنگی را به همراه دارد. بعضی از زائران در هنگام بازگشت از زیارت این دلتنگی را با جملاتی اینچنینی بیان می کنند:

- «الان که برگشتم خییییلی دلتنگم...از همه بیشتر دلتنگ حرم حضرت عباسم.... چون بیشترین سلام رو به ایشون دادم...صبح و شب از مسیری میرفتیم که دقیقاروبه روی گنبدشون بودم...هر لحظه دلم هوایی میشه...

- با اینکه مریضی سختی توی سفر گرفتم اما آنقدر این سفر شیرینی و آرامش داره که سختی هاشو آدم به جون میخره» (25 ساله مجرد -  بسیار محجب طلبه  با مدرک دانشگاهی  بیکار وضعیت مالی متوسط، همراه دوست)

 

-جامعه پذیری محبت امام حسین

 

عشق به امام از کودکی تحت تأثیر مادر و خانواده ، حضور در مجالس عزاداری، بانی روضه بودن، تأثیر فضای  روضه ها در   بیداری افراد، تأثیر محرم و صفر در نزدیک شدن به اهل بیت، حضور در روضه ها مقدمه سفر اربعین

در روایت زائرانی که  معنای عشق به امام حسین (ع)  انگیزه اصلی و پررنگ تر  در روایت آنهاست، عشق به امام حسین نیرویی خاص و جذبه ای توصیف نا شدنی ست که از دل خاطرات گذشته و ایام کودکی آنها بیرون آمده است. در روایت این افراد متولد شدن و زندگی در یک خانواده دوستدار اهل بیت ومذهبی و تحت تأثیر باورهای والدین به ویژه مادر مقدمه ایجاد محبت و عشق به امام حسین  در وجود آنها بوده است؛ که به مرور زمان در بسترجامعه و حضور در مکانهایی مثل مسجد، مجالس و هیئتهای مذهبی   و تأثیر پذیرفتن از دوستان  هیئتی و مذهبی، پررنگتر و شدیدتر شده است و در روایتهای این افراد  با  جملات  اینچنینی بیان می شود:

-«من از بچگی عاشق امام حسین بوده ام

-امام حسین چیزدیگه ای است» (48 سال بیوه –– مستخدم اداره بهشت - حجاب معمولی  - وضعیت مالی ضعیف .همراه گروه )

- «تو روضه های امام حسین بزرگ شده ایم

-مادرم با اشک بر امام حسین  به ما شیر داده »(28 ساله متاهل مهندس عمران بیکار  - حجاب معمولی وضعیت مالی معمولی، همراه خانواده)

-«عشق شدید به امام حسین از حضور و خادمی در بیت الحسین در من زده شد. چند سالی ست که تغییراتی در خودم حس میکنم  که همه اش  را نتیجه این رفت و آمدم به بیت الحسین می دانم

 - تو محرم و صفر خیلی به امام حسین نزدیک می شیم. ولی بعد از اون دوباره غرق می شیم تو زندگی هامون

- تو این چند سالی که مرتب  به مجالس عزاداری و روضه میرم کلا" آدم دیگه ای شدم

- الان که دارم میرم زیارت اربعین وقتشه !یعنی عشق به ا مام حسین در درونم به اوج خودش رسیده»(25 ساله مجرد -  بسیار محجب طلبه  با مدرک دانشگاهی  بیکار وضعیت مالی متوسط، همراه دوست)

-« زیر خیمه اباعبدالله هرکس یه طوری عشق و ارادتش رو نشون میده ما هم با پیاده رفتن» (45ساله - دانشجوی روانشناسی مجرد خیلی محجب وضعیت مالی خوب شغل آزاد - همراه اقوام)

در واقع دلالتهای افراد برای بیان عشقشان به امام حسین به نوعی  تبیین کننده روند جامعه پذیری محبت نسبت به امام حسین است. زائران با بیان چنین جملاتی به  طولانی  و ریشه دار بودن  و ارادت و علاقه خود به امام حسین تأکید می کنند؛ اینکه محبتشان مقطعی و زود نگذر نیست و سالیان  زیاد همراه و در متن زندگی معنوی اشان بوده است؛ برخی از همان  محیط خانواده و از والدین و برخی دیگر در مواجهه با یک اتفاق یا یک  محیط مثل حسینیه و هیئت.

 

-کارکردهای عشق به امام

خدمت  عاشقانه به زوارامام، رها شدن از غم و غصه ها  و مشکلات زندگی، همبستگی و همدلی پیدا کردن با عاشقان امام،تغییر راه و روش زندگی، باحجاب شدن، تصمیم به بهتر شدن و گناه نکردن، شرمندگی و خجالت از گناهکار بودن، احساس رضایت از عشق به امام حسین،تغییرات مثبت در زندگی

 

در روایت عاشقانه این افراد دلیل هرفعالیت خیر و خداپسندانه ای امام حسین است. تا آنجا که خدمت به مسافران خسته از راه  را هم  به این علت که عاشق و زائر  امام حسین اند  انجام می دهند و ثوابش را هم ردیف با زیارت امام حسین می دانند مثلا " آنجا که می گویند:

- «خدمت به زوار امام حسین عین رفتن به زیارت امام حسین است

-زائران به حال ما حسرت می خوردند و می گفتند شما زائر واقعی هستید و  ثوابتان بیشتر است

- هروقت به زائر خسته ای خدمت میکنم انگار تمام دنیا رو بهم دادن 

- کار اینجا با کار بیرون فرق میکنه خستگی نداره

-تو خونه بند نمیشم همش دوست دارم بیام موکب برای خدمت به زوار ؛ چون اینجا انگار تو خود کربلا هستم» ) 38ساله دیپلمه مجرد - حجاب معمولی - بیکار - وضعیت مالی متوسط)

در واقع فرد بواسطه حضور در موکب و تجربه فضای معنوی و احساسی مقدس که در هنگام خدمت به زائران پیدا می کند اشتیاق دوباره برای عمل می یابد و این اشتیاق است که ماندن در خانه را برایش ملال آور می کند  ولی در مقابل  آن، خستگی کار در موکب را دوست داشتنی می سازد  چرا که در آن احساس رضایتی معنوی وجود دارد؛ در اینجا خدمت به زائران  فراهم آوردن مقدمات برپایی مناسک زیارت  محسوب می شود . ادلۀ جامعه‌شناختی متعددی وجود دارد که بخش عمده‌ای از کارکردهای دین از جمله انسجام‌بخشی، التیام‌بخشی و تخلیۀ عاطفی از طریق انجام مناسک حاصل می‌شود (همیلتون، 1387).

افراد در مورد فعالیت مناسکی خود که خدمت به زائران است  میگویند : 

-« از تصور اینکه این ایام بگذرد و اربعین تمام شود دلمان می گیرد

- اینجا که هستیم انگار هیچ غم و غصه و مشکلی تو زندگی نداریم ، ای کاش اربعین تموم نشه»

- همدلی و  همبستگی و ارتباط مثبت  در این فضای مناسکی ناشی از عشق به امام حسین  است که نقطه اشتراک  میان این افراد  است. این عشق  در واقع کارکردهایی را برای افراد در زندگی شخصی و اجتماعی اشان دارد چنانچه می گویند:

-« همه اینجا با هم یکی هستیم کمک می کنیم

-عشق به  امام حسین  به  زندگی ام برکت داده همه چیزم رو از عنایت امام حسین دارم

-کلا دو ساعت می خوابیم ، بقیه اش در موکب مشغول خدمت به زوار ابا عبدالله هستیم .امام حسین خودش کمکم می کند تا سرپا بمونیم». (38ساله – دیپلمه – مجرد - حجاب معمولی - بیکار - وضعیت مالی متوسط)

بنظر میرسد این عشق و جذبه شدید  نسبت به امام حسین نوعی توان جدید و مضاعفی در افراد ایجاد  می نماید به طوری  که از انجام خدمت به زوار ش در ساعتهای طولانی نه تنها احساس خستگی ندارند بلکه نشاط،  شادی  و همدلی را  در جمع خود تجربه میکنند که در موقعیتهای عادی و روزمره زندگی از آن خبری نیست.

 در واقع در چنین موقعیتی فرد در سپهر عمل قرار می گیرد و یکسری باورهای مذهبی به رفتارهای عملی پیوند می خورند(دورکیم، 1383) و این احساس خوشایندمعنوی را در درون فرد ایجاد می کند .

همچنین عشق و احساس وابستگی به  وجود مقدس امام حسین در زندگی و مشی ء فرد مؤمن  نیز تأثیرفراوانی دارد مثلا "درمورد آن دختر جوانی که می گوید:

- «عشق به امام حسین و حضور در مجالس عزاداری امام حسین زندگی ام رو تغییر داده و آدمی دیگه ای شدم

- امام حسین حجابم و روش زندگی ام رو تغییر داد» ( 25 ساله مجرد - بسیار محجب طلبه  با مدرک دانشگاهی  بیکار وضعیت مالی متوسط، همراه دوست)

در واقع ارتباط معنوی با وجودی متعالی فرد را به سمت باورها و آرمانهای جدیدی سوق داده است که پیش از این ازآنها بی خبر یا  نسبت به آنها بی اعتنا بوده است.

 

 

2-گفتمان روایی احساس وظیفه  سیاسی و آمادگی برای ظهور

در تشیع برای مفهوم «ظهور » تعاریف مختلفی ارائه شده است ورویکردها نسبت به این امر در میان شیعیان ـ از علم و روشنفکران گرفته تا مردم عادی ـ بسیار متفاوت هستند. با پیروزی انقلاب اسلامی در سال 57 «كسب آمادگی برای ظهور» به عنوان یکی از  شعارهای  مهم در گفتمان سیاسی جمهوری اسلامی؛ با هدف گسترش قدرت اسلام و تشیع در جهان مطرح شد. در طول این سالیان مبنا بودن این هدف درسیاست گذاریهای  کلان فرهنگی و انجام فعالیتهای گسترده در حوزه های مختلف سیاسی و فرهنگی نظام موجد گفتمانی ایدئولوژیک با محوریت موضوع ظهور درمیان مذهبی ها بوده است وزیارت اربعین بعنوان یکی از گردهمایی های مناسکی مهم سالهای اخیر بستر ظهور و بروز پررنگ تر این نوع  گفتمان در جامعه شده است.

در بررسی روایتهای زائرانی که "احساس وظیفه  سیاسی وآمادگی  برای ظهور" انگیزه اصلی و پررنگ تر  در روایت آنهاست، واژگان کلیدی و اپیزودهای اصلی معنایی زیر وجود دارد:

 

واژگان کلیدی

-امام زمان، آقا، مولا، حجت، ظهور، مهدوی، مهدویت، مهدی فاطمه، منتظران

-نهضت، انقلاب، جهاد، همایش، صحنه

-شیعه، تشیع، شیعیان

-رهبری،ولایت، امام خامنه ای

-تبلیغ، مبلغ، روشنگری

-شهدا، شهید، دفاع مقدس، مدافع حرم

 

 

اپیزودهای اصلی معنایی

- عوامل انگیزشی

- احساس وظیفه داشتن، جهاد با نفس، دل بریدن از  دنیا و ظواهرش،ترس ازمحرومیت معنوی، لبیک گفتن به ندای تاریخی امام حسین، تأثیرپذیرفتن از دوستان و محیط های مذهبی انقلابی

در روایت این افراد" احساس وظیفه داشتن"  از دالهای محوری و برجسته ترین معانیست؛ چنانچه آن را علت و انگیزه اصلی سفر می دانند.

در روایت این افراد" احساس وظیفه داشتن"  از دالهای محوری و برجسته ترین معانیست؛ چنانچه آن را علت و انگیزه اصلی سفر می دانند. انگیزه ای که ناشی از  اهمیت دادن به وجه سیاسی  و ایدئولوژیک حضور در مسیر پیاده روی اربعین است. معنابخشی این زائران به مناسک اربعین  از زاویه  دید تلاش برای آمادگی و انجام مسئولیت در قبال برقراری حکومت جهانی و" آرمانی" مهدوی است که  در باور این افراد با ظهور امام زمان تحقق خواهد یافت ؛حکومتی که قرار است  به مشکلات، بحرانها و کاستیهای جامعه بشری  پایان دهد  و جامعه ای آرمانی  را به ارمغان آورد. این یافته بر اساس دیدگاه" استارک و بین بریج"  که  در آن "دین " به عنوان عامل "جبران"  مطرح شده، قابل تبیین است؛ دیدگاهی که می گوید هرگاه انسان نتواند خودش آرزوهایش را برآورده کند، سعی میکند عامل جبران کننده فراطبیعی- مثل دین- پیدا کند  که قادر باشد آرزوهایش را برآورده کند(همیلتون ،1387). درواقع  گفتمان" مهدویت و ظهور" به واسطه  وعده ای مطرح شده است  که مذهب  تشیع به پیروانش می دهد؛ معنایی امید بخش  که همه افراد را در یک باور و احساس لاهوتی به شکل واحد همذات می سازد؛ این معنای امید بخش باعث ایجاد  وحدت، همبستگی و انسجام جامعه دینی شیعه می شود. از اینرو مراسم اربعین بستری است که منجر به بیداری بیشتر افکار و احساسات مهدوی و وعده  نزدیک بودن  امر ظهور می شود؛ در واقع  دراین فضای مناسکی ایمان فرد به آمدن  امام زمان به عنوان  منجی آخر الزمان دوباره دربین گروه و جماعت مؤمنین یادآوری می شود؛ چراکه ایمان مشترک کاملا" به طور طبیعی در قلب این گروه تشکیل شده و دوباره تقویت می شود، برتمام تردیدهای شخصی که در اذهان فردی ظاهر می شوند غلبه خواهد کرد. افراد مطمئن تر هستند بخاطر اینکه احساس می کنند که قویتر هستند و واقعا "قویتر هستند زیرا نیروهایی که ازتوان افتاده بودند دوباره درآگاهییها زنده می  شوند(دورکیم ،1383 :482).

این نیروی  ایمان درون فرد که  درتجربه حضور در میان جماعت های مناسکی تقویت  می شوند  همچنین موجد احساس وظیفه ای  است  که آنها را حتی وادار به کنار گذاشتن کار روزمره، زندگی  و تعطیل نمودن فعالیتهای جاری خود مینماید.

 

به عنوان مثال  در جملات  این زائر به این موضوع اشاره نموده است:

- «آمدن به پیاده روی اربعین را باید به عنوان وظیفه انجام  دهیم نه صرفاً سفری برای «حال خوش معنوی» هرچند قدم کوچکی است برای ظهور آقا

- احساس تکلیف باعث میشه که این سفر دستاورد معنوی بیشتری داشته باشد 

-آمدم خودی نشان بدهم به امام حسین و به حرکت میلیونی اربعین بپیوندم و اینکه شاید امام زمان هم روی ما حساب کنه

- حرکت  من اگر چه  همراه شوق و عشق به اهل بیت است ولی به لحاظ منطقی و عقلانی هم حرکتی کاملا" معقول و هدفمند است» (40ساله مجرد معلم قرآن بسیار محجب - وضعیت مالی متوسط،همراه دوستان)

- «همسرم هر سال کارش رو یک هفته تعطیل میکنه می آد برای زیارت اربعین

- بچه هام را امانت سپرده ام به امام حسین خودش حافظ آنها خواهد بود

- دلم را از دنیا بریده ام برای امام زمانم 

- در هرقدم تمرین توکل میکنم  و مدام با خدا صحبت می کنم که مراقب بچه هام باشه» (35  ساله متاهل طلبه بسیار محجب - وضعیت مالی ضعیف)

-« اگر من از خانه‌ام سلام دهم و تو از خانه‌ات سلام دهی؛ دیری نمی‌پاید که داستان کربلا از یادها می‌رود. پیاده روی اربعین کاری زینبی است

- قدم گذاشتن در این راه  حداقل وظیفه  شیعه بودن است 

- آمدم خودی نشان بدهم به امام حسین و به حرکت میلیونی اربعین بپیوندم

-  از هر خانواده حداقل یک نفر باید در پیاده روی اربعین شرکت کنه»(35  ساله متاهل طلبه بسیار محجب -وضعیت مالی ضعیف، همراه همسر)

 

هرگونه همذات شدگی وجدانها، به هر شكلی كه باشد بر نیروی محرك و سرزندگی اجتماعی می افزاید (دورکیم، 1383:575). از اینرو فردی  که در درونش  اندیشه واحد جمع یعنی تلاش برای زمینه سازی ظهور امام زمان را  باور کرده است با انجام  این وظیفه احساس رضایت فراوانی بدست می آورد، تا بدانجا که اهمیتی به  سختی ها و مشکلات آن نمی دهد و از پیامدهای آن نیز نگرانی ندارد. احساس رضایتی که حتی باعث می شود یک مادرکه _ برای  شرکت در پیاده روی اربعین _  بچه های کوچکش را تنها درخانه گذاشته است تمام دلواپسیهای مادرانه خود را کنار بگذارد و با آرامش بگوید:

- بچه هام را امانت سپرده ام به امام حسین خودش حافظ آنها خواهد بود، با تنها گذاشتن بچه ها در خانه به نوعی تمرین درس توکل می کنم

- از مرز که بگذری انگار آدم همه چیز رو جا می گذارد علائق ، بچه ،خونه و زندگی دنیا (35  ساله متاهل طلبه بسیار محجب -وضعیت مالی ضعیف، همراه همسر)

 

این افراد غالبا "کسانی هستند که  به دنبال زندگی معنوی تر ند و حضور در مناسک پیاده روی اربعین را فرصتی  برای  فرار از روزمرگی ها و ظواهر دنیا می بینند. در این نوع نگاه  میتوان حس "رهایی" حاصل از وجه آستانگی زیارت را مشاهده کرد.

اهمیت جدایی از زندگی روزمره، یادآور مفهوم "آستانگی"  " ویکتور  و ادیت ترنر( 1978) از مهمترین نظریه پردازان اولیة حوزة زیارت است. از نظر آنها، "آستانگی" یکی از مفاهیم کلیدی تجربة زیارت است. مقصود از آستانگی در رویکرد ترنر، وضعیتی است که افراد از ساختارهای اجتماعی جدا شده اند، اما هنوز وارد ساختار جایگزینی نیز نشدهاند. زیارت، در رویکرد ترنری، چنین وضعیت آستانگی ای را ایجاد میکند، چراکه زائران را از محیط روزمره و معمول خودجدا میکند و آنها میتوانند در این وضعیت، نوعی رهایی از ساختارها، سلسله مراتب و محدودیتهای محیط عادی زندگی روزمره را تجربه کنند. (شریعتی و کاشی ،1394).

مفهوم آستانگی وجدایی از محدودیتهای زندگی روزمره همواره تا حدی جزئی از تجربة زائران است چنانچه می گویند:

- « دلم را از خونه و زندگی  ، بچه ها، دنیا و وابستگیهاش  بریده ام

- زندگی، کار و شغل همیشه هست ولی توفیق آمدن به زیارت ممکنه همیشه به ما داده نشه»

 

این افراد از همان شروع حرکت خود را در مسیر سلوک معنوی و جهاد با نفس می بینند. حرکتی که دستاورد گذر از سختی ها و رنجهایش قرار است  قرب به امام باشد. این مسیر در واقع  نوعی عرصه آزمایش شدن و محک خوردن برای ایمان افراد دانسته می شود.  مسیری که پا نگذاشتن در آن نیز عامل محرومیت  معنوی و از دست دادن نگاه  و توجه امام تلقی می شود؛ نگاهی که ناشی از  آگاهی شخص مذهبی به امر متعالی (وجود مقدس امام ) به‌عنوان غیر خودش  می باشد (گیسلر، 1375 :41). مثلا "با بیان این جملات:

 

- «حتی برای آمدن هم پول کافی نداشتیم و من یه انگشترطلا داشتم که فروختم

- سختی های این مسیرمدام آدم رو سر دوراهی میذاره انگار امام حسین آدم رو مرتب آزمایش می کند

آدم در مسیر کربلا مدام در ابتلاست، هر اتفاق و حادثه حتی اگر به اندازه گرفتن یک ظرف غذا از حرم امام حسین باشد، آدم رو به فکر فرو می برد که آیا من لیاقت دارم یا نه، آیا امام حسین مرو پذیرفته یا نه؟ آیا من آمادگی دریافت فیض الهی رو داشته ام یا نه؟

- همش نگران این بودم که امسال نیام و از ارادتم به آقام کم  بشه

- وقتی آدم حاضر نشه سالی یک بار به خودش زحمت بده که برای زیارت بیاد چطور میتونه  انتظار داشته باشه که امام حسین دستش رو بگیره»(35  ساله متاهل طلبه بسیار محجب -وضعیت مالی ضعیف - همراه همسر)

 

در محتوای روایتهای برخی از این افراد  توجه به ندای تاریخی امام حسین- هل من ناصر ینصرنی-  در یاری طلبی از امت نیزمشاهده می شود؛ ندایی که حضور در صحنه اربعین را به نوعی لبیک گفتن به آن می دانند   مثلا " می گویند:

-« همه اومدند تا هر چه دارند تقدیم آقاشون کنند،اگر چه دیر اومدند هزار و چهارصد سال دیرتر به صحرای کربلارسیدندولی باز اومدن» 

در این میان تأثیر دوستان و آشنایان و گروههایی که فرد در آن عضویت دارد نیز در ایجاد انگیزه سفر قابل توجه است؛ مثلا" بسیاری از گروهها و  محافل مذهبی  انقلابی که  غالبا" فضایی ایدئولوژیک و سیاسی دارند، به این موضوع  در جملات زیر اشاره شده است:

- «به پیشنهاد یکی از دوستانم در پایگاه بسیج اداره دقیقه 90 راهی شدم، سریع هم ویزا گرفتیم. کلا "یک ساعت طول نکشید که راهی شدیم» (40ساله مجرد معلم قرآنبسیار محجب -وضعیت مالی متوسط،همراه دوستان)

-« به وسیله دوستانم از هیئت زینبیه در محله قدیم مان ثبت نام شدم، تمام اعضای خانواده امان هر سال میان پیاده روی اربعین»( 25 ساله مجرد -  بسیار محجب طلبه  با مدرک دانشگاهی  بیکار وضعیت مالی متوسط، همراه دوست)

- «به نیت یکی از شهدای دفاع مقدس راهی این سفر شدم چونکه اگر شهدا نبودند راه کربلا باز  نمی شد و ما این امنیت رو نداشتیم» (35  ساله – متاهل – طلبه –بسیار محجب -وضعیت مالی ضعیف- همراه همسر)

-دلالتهای سیاسی و ایدئولوژیک 

گسترش قدرت شیعیان و جمهوری اسلامی، احساس هویت و عزت مندی شیعه، هویت شیعه بودن و حسینی بودن، وحدت ملتهای شیعه، صدور تفکر امام و انقلاب، نا امید کردن دشمنان، حمایت از رهبری امام خامنه ای و ولایت،تبلیغ اسلام ناب، روشنگری برای رفع شبهات اعتقادی، ادامه راه شهدای دفاع مقدس

 

درمتن مصاحبه های افرادی که "احساس وظیفه  سیاسی و آمادگی برای ظهور" وجه غالب در روایت آنها از اربعین است، دلالتهایی سیاسی و ایدئولوژیک  نمود بارز دارد از جمله  توجه به گسترش قدرت جمهوری اسلامی به عنوان پایگاهی برای حمایت از شیعیان سراسر دنیا  و همچنین عامل  وحدت شیعیان که درحرکت  اربعین  و با شرکت پر شور مردم ایران  تقویت شده است ، مثلا " در این جملات:

- «الان همه ی شیعیان چشم امیدشان به جمهوری اسلامی ست

-شیعه با این حرکت میلیونی اربعین عزت زیادی پیدا کرده

-این پیاده روی همایشی سیاسی است» (45ساله - دانشجوی روانشناسی مجرد خیلی محجب وضعیت مالی خوب شغل آزاد -همراه اقوام)

- «از این  مسیرهرکس یه جور استفاده میکنه  من  هم به نیت یکی ازشهدا قدم برمی دارم چون شهدا زنده اند و روحشان ما رو همراهی می کند ، یک تکه از لباس این  شهید همراهم هست» (35  ساله – متاهل – طلبه –وضعیت مالی ضعیف، همراه همسر)

 این افراد حضور در پیاده روی اربعین را به نوعی نمایش موضع سیاسی حسینی بودن تلقی می کنند، و معتقدند که اگر کسی واقعا" دنباله رو حرکت و نهضت امام حسین است حتما باید در این صحنه حضور داشته باشد ونسبت به آن  بی تفاوت نباشد چنانچه در متن روایتها مشاهده می شود:

-«بعضی ها فقط ادعای امام حسینی بودن دارند ولی حاضر نیستد کمی به خودشون سختی بدن و چند روز هم که شده از زندگی و شوهر و بچه دل بکنند ، اصلا آوردن بچه ها هم خودش نوعی آموزش و بینش سیاسی و بصیرت میده به اونها

-من هر سال می آم  و با  اومدنم نشون میدم که منتظر ظهور امام زمانم، با توی خونه نشستن کاری از پیش نمیره».

-« آرزویم اینست که بچه هام  تو راه اهل بیت  و امام زمان  و حامی رهبر و پشتیبان  ولایت باشند » 

 (  35ساله متاهل طلبه بسیار محجب  -وضعیت مالی ضعیف - همراه همسر)

 

- زمینه سازی ظهور امام زمان 

آمادگی فردی برای ظهور، آموزش و  انتقال مفهوم ظهور به نسل بعد،  اجتناب از روزمرگی، نزدیکی زمان ظهور، شوق ظهور خواهی  اربعین، زحمات خالصانه مشتاقان ظهور

 

در  برخی از روایتها  معنای غالب امام زمان و امر ظهور برجسته تر است . افرادی که اینچنین روایتی از اربعین دارند به نوعی با هدف آمادگی فردی برای امری نزدیک و قریب الوقوع راهی مسیر پیاده روی اربعین شده اند . چنانچه می گویند:

 - «اربعین آغاز حرکت مردم برای شکل گیری جامعه مهدوی و نشانه نزدیکی زمان ظهور است- این پیاده روی میلیونی حرکتی عظیم علیه دشمن و زمینه ساز ظهور امام زمان است.

-سختی های این سفر  قدم کوچکی برای ظهور آقاست- تحول دل‌ها در اربعین علامت این است که خبری در راه است».

یه چیزی که واسم جالبه و فکرم رو درگیر کرده اینه که هر کسی با یه نیتی اومده...یکی به نیابت از رهبر...یکی به نیابت از شهدا...ولی بنظرم قشنگترین نیت رو اون کسایی دارن که تک تک قدم هایشون رو نذر آمدن امام زمان می کنند ). واقعا به حالشون غبطه میخورم میگم خوشبحالشون که تک تک قدم هاشونو نذر صاحب الزمان میکنن واقعن لیاقت میخواد همچین کاری...اینکه کل ادمای دنیا رو بذاری کنار فقط واسه یه نفر اونم مهدی فاطمه، ان شاء الله اگه خدا قبول بکنه من هم با این نیت اومدم.

 - پیاده‌روی اربعین، یه جورایی رزمایش  و آمادگی برای  شیعیان است که در انتظارظهور  امام زمان اند؛  شیعیانی که خستگی ناپذیرند و این مسیر طولانی  سخت را با نشاط طی می کنند.

 - پیاده روی اربعین جدا از معنویات  فردی  و حال خوب برای هر زائر ،موجب اتحادشیعه است.

-در این سفر با امام خامنه ای  نائب برحق صاحب الزمان پیمان و بیعت دوباره می بندیم.

  پشتیبان  وتحت امر مقاوم ولایت هستیم». (40 ساله – مجرد –معلم قرآن–بسیار محجب -وضعیت مالی متوسط)

 همچنین زن جوانی که طلبه است به همراه عده ای از دوستانش حرکتی فرهنگی را برای گسترش تفکر مهدویت شروع کرده اند. گروهشان قرار است در حرم امام علی حلقه های معرفتی نهج البلاغه خوانی داشته باشند. اعضای گروه در مسیر پیاد ه روی یک لوگوی ویژه را هم با خود دارند تا از این  طریق حرکت خود را تبلیغ کنند. او این تلاش گروهی را نهضتی رو به گسترش می داند و می گوید: « از امام حسین می خوام کمک کنه نهضتی رو که شروع کردیم گسترش بدیم». (35  ساله  متاهل- طلبه – بسیار محجب -وضعیت مالی ضعیف، همراه همسر)

افراد صاحب این روایت برنامه مشخص تری برای سفر دارند. غالب این افراد کسانی اند که به نوعی از روزمرگی زندگی گریزان شده اند و در زندگی معنوی خود به دنبال فعالیت و تلاشی مقدس اند و این تلاش را در راستای فعالیت های مهدوی و  امام زمانی  شکل داده اند. دراین فعالیتها آموزش و جهت دهی به نوجوانان و جوانان مود توجه ویژه آنهاست. مثلا این موارد:

 این مسیر بهترین فرصت و زمینه است برای کار تبلیغی مبلغین برای آگاهی دادن به مردم و آشنا کردن آنها با معارف  و سبک زندگی اسلامی

- همراه عده ای از دوستانم حرکتی فرهنگی را برای گسترش تفکر مهدویت شروع کرده ایم. باگروه قرار است در حرم امام علی حلقه های معرفتی نهج البلاغه خوانی داشته باشیم. اعضای گروه در مسیر پیاد ه روی یک لوگوی ویژه را هم با خود داریم تا از این  طریق حرکت خود را تبلیغ کنیم». (35 ساله متاهل طلبه بسیار محجب  -وضعیت مالی ضعیف -همراه همسر)

در هرهفته در منزلمان جلسات مهدویت داریم ،اعضای همون جلسات معمولا با هم و خانواد هایمون میام پیاده روی اربعین، اینقدری که بااین دوستان امام زمانی هستم با فامیل  رفت و آمد ندارم.

- در طول مسیر با خیلی از جوانها در مورد امام زمان و راههای نزدیک شدن به ایشون صحبت کردم، جوونها قلبشون پاک و مستعد پذیرش  کلام حق هستند

-آوردن بچه ها و نوجوونها باعث میشه که از بزرگترها یاد بگیرند  و اونها هم این راه رو ادامه بدن

- با دوستان همراه قرار گذاشته بودیم که حتماً یک نشانه ظهور همراه داشته باشیم ( پرچم، سربند، یا کوله نوشته مهدوی)». (40ساله – مجرد –معلم قرآن–بسیار محجب -وضعیت مالی متوسط – همراه دوستان)

-« در مسیر با حجابم پیام  خانم زینب رو منتقل می کنم

- همونطور که آقای پناهیان گفتند ؛ نیت مهمترین قسمت کاره، الاعمال بالنیات، باید نیت کنیم که برای درخواست ظهور راهی حرم شویم  و اگر به نیابت از بزرگی مانند قمربنی هاشم ع باشد قطعاً موثر تر خواهد بود

- پیمان می بندیم با مظهر وفا اباالفضل العباس(ع) که به نیت درخواست ظهور مولایمان عازم حرم شویم»  

این افراد تلاش  مقدس  خود را  ناشی از شوق دیدار امام زمان  . مخلصانه  می دانند  بدون  هیچ چشم داشتی. مثلا می گویند:

«همگی خستگی ها ، سختی ها و مریضی هایمان فدای یه تار موی مهدی فاطمه

-وقتی برای امام زمان قدم بر می داریم خستگی نداریم .خواب و استراحت معنایی نداره». (45ساله - دانشجوی روانشناسی مجرد خیلی محجب وضعیت مالی خوب شغل آزاد- همراه اقوام )

در واقع این اشتیاق زیاد ناشی از((تجربه تعلیق امر مادی و روزمره )) به همراه پشتوانه ای  اعتقادی و ایدئولوژیک  که داشتن هدفی متعالی  را برای فرد مؤمن ترسیم کرده، سختی ها و خستگی های طبیعی اینگونه تلاش و کار جهاد گونه را به رنجی مقدس و احساسی  شیرین و لذت بخش  بدل ساخته که درپایان  درذهن فرد معنایی عمیق از ارتباط با وجود مقدس امام رامی نمایاند.

 

3-گفتمان روایی ثواب و عمل به تکلیف دینی

یکی از مهمترین معانی که از تحلیل  روایتها بدست  آمده است مفهوم" ثواب"  یا " پاداش اخروی" است. انگیزه ای قوی که افراد زیادی را برای زیارت مشتاق میسازد. ثوابی که با تطهیر روحی فرد زائر -که در ازای طاعت و بندگی خداوند و عمل به تکلیف دینی بدست آورده - قرار است از ترسها و دلهره های مربوط به  زندگی  پس از مرگ او کم کند و به اوآرامش و اطمینان قلب دهد.

 در توجیه‌مندی زیارت در این افراد  بواسطه باوربه  وعده  ثواب اخروی  است که در متون مقدس  برای زیارت بیان شده است. مجموعۀ احادیث و روایاتی است که در فضیلت و ثواب زیارت از پیامبر اسلام(ص) و امامان شیعه (ع) نقل شده و از سوی مراجع شیعی نیز مورد تأکید قرار گرفته است و از طریق فرآیندهای پرورش و یادگیری اجتماعی زیارت را توجیه‌پذیر می‌کند( یوسفی و همکاران ، 1391).

از جمله احادیث معتبری که در آن به انجام زیارت سفارش شده و تأکیدات آن در حافظۀ اجتماعی شیعیان ماندگار است می­توان به روایاتی از پیامبر اسلام(ص) اشاره کرد که می‌فرماید: «هرکه مرا یا یکی از اولاد مرا زیارت کند، در روز قیامت او را زیارت می‌کنم و از وحشت‌های آن روز نجاتش می‌دهم».  (امینی، 1362: 5/93-108)

در بررسی متن مصاحبه های  زائرانی که  معنای" ثواب و عمل به تکلیف دینی " انگیزه اصلی و پررنگ تر  در روایت آنهاست، منظومه واژگانی و اپیزودهای اصلی معنایی زیر وجود دارد:

 

واژگان کلیدی

ثواب، عمل صالح، خیر، سبکی، پاکی، برکت، رضایت

آخرت، قیامت، عاقبت

تکلیف، عبادت، نماز، دعا، راز و نیاز، زیارتنامه، اذن دخول،حضور قلب، ضریح

امام حسین، اهل بیت، ائمه، صراط مستقیم، هدایت، توفیق، توبه

تکلیف، شرع، حدیث، روایت

 

اپیزودهای اصلی معنایی

-عوامل انگیزشی و دلالت ها

عمل به تکلیف دینی  و شرعی، ثواب اخروی ،نزدیکی به امام حسین و اهل بیت به عنوان  عامل شفاعت، بخشودگی و عاقبت بخیری، جذب خیر و برکت و بیمه کردن زندگی

زائرانی که  انگیزه اصلی و پررنگ تر  در روایت آنها "معنای ثواب و عمل به تکلیف دینی"  ست کسانی هستند که معمولا " زمانهای دیگر از سال هم به سفر زیارت می روند  و رفتن به سفرهای زیارتی بخشی از اعمال و تکالیف دینی اشان تلقی می شود. چنانچه با استناد  به روایات و توصیه ائمه انگیزه اصلی سفرشان را شرح می دهند. مثلا" با این جملات:

-«روایت هست که آدم بعد از برگشتن از زیارت کربلا مثل اینه که دوباره متولد میشه گناهاش پاک میشن - همین ثواب زیارتهاست که برای آدم میمونه و ذخیره آخرتمون میشه

 - زیارت امام حسین در اربعین در روایات زیادی توصیه شده و ثواب زیادی داره

-  هرکس وسعش رو  داشته باشه و بتونه باید حتما" به این زیارت بیاد ،خیر و ثواب این زیارت خیلی زیاده

-تو روضه ها زیاد شنیدیم که رفتن به   زیارت اربعین  از نشانه های مؤمن است برای همین اهمیت داره

». (55 ساله – متاهل –خانه دار- حجاب معمولی –زیردیپلم -وضعیت مالی خوب – همراه پسر)

-« اولین بار است که پای پیاده می خوام برم چون در روایات زیاد توصیه شده و ثواب زیادی داره». ( 28 ساله – متاهل – مهندس عمران – بیکار - حجاب معمولی – وضعیت مالی متوسط- همراه همسر )

و معمولا" اگر ازاین گروه از زائران در مورد انگیزه اشان پرسیده شود، مسئله نزدیکی معنوی به اهل بیت، هدایت  و ثواب اخروی و شفاعت امام را مطرح می کنند. در واقع  در روایت این افراد امام حسین  همان سفینه نجاتی ست  که قرار است با او به سرمنزل مقصود و عاقبت خیر خود برسند. در واقع این امید  داشتن به شفاعت ازسوی امام معصوم از  دیگر معانیست که در روایت زنان زائر فراوان مشاهده شده است. شفاعت به معنای واسطه قرار گرفتن فردی برتر در مقابل مقامی والاست. زوار شرکت کننده در این امر آیینی حضور خود را موجب وساطت معصوم با خدای خود دانسته  ودل به آن محکم داشته اند که با قرار گرفتن در این راه از مقام شفاعت برخوردار گشته و عاقبت خیری را هم در دنیا و هم در عقبی برای خود رقم خواند زد. و از آنجاییکه امام حسین در نزد خدا داری مقام والاییست، زوار او هم به واسطه این امر بهرمند گشته و از خیر وجودی مقدس او در مقام خداوند بهرمند خواهند شد، لذا چنین تعابیری در میان روایتها دیده می شود:

-« کسی که به زیارت امام حسین و خصوصا اربعین رود مورد شفاعت مستقیم خانم فاطمه زهرا و حضرت علی قرار گرفته و گویی خط بطلانی بروی اشتباهات گذشته او. 

-  من اینجا اومدم تا شفاعت خانم فاطمه را از خودش بگیرم، من بنده روسیاه خدا هستم و محتاج شفاعت اون خانم بزرگوار.

- الهی که در این راه شفاعت آقام روزی من شود و دست پر برگردم.

- سر پل صراط خود امام حسین شفیع تمام این مردمی میشه که اینطور و با این سختی به زیارتش می آیند.

من اولین مرتبه ای هست که به اینجا و به اینصورت می آیم و همه امیدم به بخشایش گناهانم و شفاعت خان زهراست.

- امام حسین برای زنده ماندن اسلام خودش و خانواده اش را فدا کرد بنابراین آمدن به زیارت امام حسین وظیفه دینی امان هست. اگر این زیارتها و عزاداریها نباشه  کم کم عاشورا هم فراموش میشه ،به همین خاطر است که ائمه همه دستور دادند  که شیعیان مرتب به زیارت امام حسین بروند مخصوصا" دراربعین.

- نیت و حاجت خاصی ندارم فقط امیدوارم بتونم آدم بهتری بشم. چون روایت  شده  که در بازگشت از زیارت امام حسین  گناهان انسان مؤمن بخشوده میشن.

- من آدم صبوری نیستم و خیلی اشتباهات تو زندگی دارم. میخوام  امام حسین بهم اخلاق خوب و صبر بده

- همین ثواب زیارتهاست که برای آدم میمونه و ذخیره آخرتمون میشه.

- آدمهایی تو این مسیر میان بدون دست و پا یا پیر و مریض، با دیدنشون آدم حسرت میخوره که چه ایمان قوی دارند، ثواب اونها هزاران برابر ماست که به راحتی میریم.

- آرزوی همیشگی ام آمدن به کربلا و بودن کنارقبر امام حسین بودهمیشه می ترسیدم بمیرم و قبر امام حسین رو نبینم و از ثوابش بی  بهره  باشم.

- بعضی ها فقط موقع سختی و گرفتاری سراغ ائمه میروند در حالی که همیشه باید در خونه اهل بیت رو زد برای هدایت و زندگی پاک و بدون گناه.

- از پسرام خواستم که همیشه زندگی شون  تو راه اهل بیت باشه تا  از گناهان و آلودگیها پاک بمونند و  عاقبت بخیر بشن.

- اگر آدم تو راه امام حسین و اهل بیت باشه زندگی دنیاش هم بیمه است.

من هر بار که به اربعین آمده ام برایم برکات زیادی داشته و دقیقا متوجه شده ام، خب کم جایی نیست اینجا؛ اینجا اولاد پیغمبر قدم گذاشته اند و نفسشان جاری هست.

من شنیدم هر کس به اربعین بیاید تمام گناهانش عین روز اول که به دنیا آمده پاک می شود.

اینجا جایی هست که خدا دستت رو گرفته و آورده پس باید قدرش رو بدونیم چون امام حسین و خانم زینب از تو راضی می شوند و دعایت می کنند».

در اینجا، خدا به واسطه‌ی  امام حسین و مکان مقدس کربلا،  برای زائر خدایی و نزدیک تر و قابل درک تر  است  و همین واقعیت زائر اربعین  را از احساس بیگانگی و غربت و تنهایی در  زندگی و جهان نجات می‌دهد و با امید بخشوده شدن گناهان و پاکی او را به سوی خود جذب می کند. به عبارتی دیگر  در این فضای ذهنی  زائر خود را به عالم قدسی اتصال داده و با آرامش رضایت معبود احساس سرخوشی از بخشش گناهان و توفیق حضور و در انتظار روزهای بهتر هم در دنیا و هم در جهان دیگر ادامه خواهد داد.

 

-کارکردهای عمل به تکلیف دینی و امید داشتن به ثواب زیارت

داد و ستد معنوی با امام حسین، امید به جاری شدن خیر و برکت در زندگی، دستیابی به آرامش و اطمینان خاطر، توفیق پیدا کردن، امید به آینده  و عاقبت بخیر ی، احساس سبکی و پاکی بعد از زیارت

انسان مؤمن در انجام تکالیف دینی اش نوعی احساس رضایت عمیق می یابد که او را در انجام دوباره این اعمال  و ادامه زندگی معنوی در سایه  بر قراری ارتباط قدسی و الهی کمک می کند. مثلا" در اینجا که فرد  آنچه که به عنوان تکلیف دینی برای امام حسین انجام داده  است را مقدمه دریافت خیر و برکت های زندگی خویش می داند:

-«هر چه که در راه امام حسین دادم صد برابرش رو بهم  برگردونده

-هرکار که با نیت امام حسین انجام بشه توش برکت زیاد ی میاد

- هرچه  که دارم از  فرزند صالح  گرفته تا توفیق تشرفم به مکه و همه اعمال خیر و عبادتهام رو از برکت روضه های امام حسین دارم». (55ساله – متاهل –خانه دار- حجاب معمولی –زیردیپلم -وضعیت مالی خوب – همراه پسر)

- سری قبل وقتی به زیارت امام حسین اومدم  موقع برگشت  احساس کردم توفیقات بیشتری نصیبم میشه، اینکه کار خیرکنم و عبادت و نمازهام را به موقع  و با حال بهتری انجام بدم». (28 ساله متاهل مهندس عمران بیکار  - حجاب معمولی وضعیت مالی متوسط - همراه همسر )

فرد مؤمن در زیارت به دنبال ثواب و پاکی ست که اطمینان دارد به دست خواهد آورد. همین اطمینان به پاک شدن  و بدست آوردن ثواب الهی، برایش منشأ امیدواری و آرامش  در زندگیست. این امید  همچنین در ذهنش آینده ای روشن  ترسیم می کند  و زندگی اکنون او را نیز با احساس رضایت همراه می سازد .  این احساس آرامش به خوبی  در  جملاتی که به کار می برند مشاهده می شود:

-« آدم در حرم امامان معصوم احساس آرامش میکنه، تمام مسائل و مشکلات دنیا رو فراموش میکنه

آدمی که میاد زیارت ، پاک میشه ، خود ائمه گفته اند که به زیارتشون بریم تا ازما دستگیری کنند، علما ء  بزرگ برای همین مرتب به زیارت ائمه میرن

- همه ما خطاء و گناه  داریم و ممکنه راه رو اشتباه بریم، با رفتن به زیارت، ائمه کمک می کنند که دوباره در صراط مستقیم قرار بگیریم». (28 ساله متاهل مهندس عمران بیکار  - حجاب معمولی وضعیت مالی متوسط. همراه همسر )

 

- پایبندی به آداب زیارت

انجام کامل آداب زیارت، آمادگی و حضور قلب داشتن ،حرمت حرم و ضریح را  نگه داشتن،  توجه به حضور امام، رعایت حق الناس

تقریبا همه زائرانی که در روایتشان  انگیزه" عمل به تکلیف دینی و ثواب" پررنگ تر است، ترجیح می‌دهند  حرم آنقدر شلوغ نباشد که امکان خلوت را از آن‌ها بگیرد؛ امکان اینکه بتوانند در حرم به راحتی دعا و و نماز بخوانند، از اینرو در ایام اربعین این افراد کمتر به حال و هوای مطلوبشان برای زیارت دست پیدا می کنند و معمولا" نمی توانند آداب زیارت  را با کیفیتی که در زمانهای دیگر سال  به انجام می رسانند، به جا آورند و از اینرو بابت این ازدحام زائران گله دارند و می گویند:

-«وقتی حرم خلوت تر باشه زیارت بیشتر به آدم می چسبه  چون راحت  یه گوشه ای میشینی و اعمال زیارت رو بجا می آری

- دوست دارم زیارتنامه را  رو بروی ضریح بخوانم انگار امام  مقابلم ایستاده و هم مرو می بیند و هم صدام رو می شنود

- وقتی قبل از ورود به حرم اذن دخول می گیرم دلم شکسته میشه، بغضم میاد و اشکم سرازیر میشه، چون تو اون لحظه یاد غفلت خودم وگناهانم میفتم، انگار خود امام رو حاضر می بینم و بزرگی و هیبتش رو حس میکنم، توبه میکنم و خدا رو شکر میکنم که به من توفیق زیارت دوباره داده

- سال گذشته که آمدم هم خیلی راحت زیارت کردم و زیارتنامه خوندم، خیلی ها میان زیارت ولی حرمت این ضریح مقدس رو بجا نمی آرند، همدیگر رو هول می دند و می خوان هر طور شدن دستشون رو به ضریح برسونند در حالیکه حق الناس رو رعایت نمی کنند

-من کلا" خیلی نزدیک ضریح نمیرم بخاطر شلوغی زیاد  چون دلم می خواد با حضور قلب کامل با امام صحبت کنم و راز و نیاز داشته باشم، اصل حضور در حرم است و  امام  همه جا ناظر و شاهد زائرش هست». (28 ساله متاهل مهندس عمران بیکار  - حجاب معمولی وضعیت مالی متوسط- همراه همسر )

-«امیوارم تو این شلوغی بتونم خوب زیارت کنم و توفیق انجام اعمالم رو پیداکنم  و نماز حاجت بخونم برای اونهایی که التماس دعا داشتند.

دوست دارم  دستم به ضریح برسه  چون زیارتم کامل تر میشه، اما هیچ وقت کسی رو هل نمیدم که دستم برسه چون اینجوری به نظرم یک حق الناسی ضایع میشه و آدم احساس رضایت نداره چون مرتکب گناه میشه و این ثواب زیارت  رو کم میکنه ، شاید اصلا " این جوری زیارت کردن مقبول نشه». (55ساله متاهل خانه دار- حجاب معمولی زیردیپلم -وضعیت مالی خوب همراه پسر)  

 

در واقع در نوع  نگاه  این افراد به زیارت پایبندی بیشتری به آداب زیارت مشاهده می شود  آدابی که  بیان کننده این است که ((زائر پیش از ورود به مکان مقدس در جهان مادی قرار دارد. جهانی که باید پیش از ورود به این مکان با «غسل و طهارت» به نوعی آن را از خود بزداید تا آماده ورود به مکان مقدس شود. اما ورود از این جهان مادی و آلوده به مکان مقدس ناگهانی نیست و مراحلی دارد.

بر درگاه حرم ایستادن و دعا خواندن و اجازه ورود خواستن و اگر رقت قلب حاصل شد  آنگاه  واردشدن.

به همین دلیل مجموعه از کنش های رفتاری و بدنی به همراه اندیشه و احساس های مذهبی توامان در فرد باید تعریف شوند و فرد آنها را اجرا کند )).

بنابراین  زائرینی که  به انجام این مقدمات و آداب زیارتی پایبند هستند، معتقدندکه در خلوتی حرم زمینه مناسب تری برای انجام زیارت مطلوب وجود دارد.

اگر چه جمع، فضایی معنوی می‌سازد و در سایه جمع می‌توان «امرقدسی» را به نحوی قوی‌تر و نیرومند احساس کرد. به بیان دیگر جمع است به منجر به عمیق‌تر شدن «احساس معنوی» در زائران می‌شود. اما در عین حال زیارت شامل مناسکی فردی است. دعاها و نمازها و بوسیدن ضریح و نشستن طولانی در مکان و ... همگی می‌توانند به تنهایی انجام شوند(کاشی ،1394). زائرانی که انگیزه ثواب و انجام  دادن کامل اعمال زیارتی  برایشان در اولویت است  از زیارت در ایام اربعین،  نسبت به دیگران کمتراحساس رضایت دارند.

 

  4-گفتمان روایی حاجت و شفاء

در اجتماعات شیعی، زیارت اهل قبور و اماکن مقدس تأثیر بسزایی در التیام‌بخشی و تخلیۀ عاطفی زائران دارد و حاجت‌مندی جزء اساسی اعمال زیارتی شیعی محسوب می‌شود (ابن‌قولویه، 1377: 557؛‌ مجلسی، 1379).

"طلب حاجت یکی از مهم‌ترین و جامع‌ترین انگیزه‌‌های زیارتی است. در روایت بسیاری  از زائران  " حاجت و شفاء"  برجسته ترین معناست؛ چنانچه آن را علت و انگیزه اصلی سفر دانسته و به بیان آن می پردازند؛ انگیزه ای که اغلب ناشی از  وجود  بحران، مشکل و مسئله ای لا ینحل در زندگی افراد یا بیماری لا علاج مربوط به خود یا نزدیکانشان است. رنج‌ها و سختیهای این جهانی و هراس‌های مربوط به زندگی انگیزه‌ای قوی و معنابخش برای تجربه زیارت این افراد است .در واقع کارکرد زیارت در اینجا  همانطور که همیلتون می گوید کارکرد التیام بخشی است (همیلتون، 1387).

 چراکه افراد در موقعیتهای اجتماعی مختلف، به خاطر اینکه دارای  محرومیتهای متفاوتی هستند، در دینداری خود و در تعریف خود به عنوان یک شخص دیندار،  بر جنبه های و ابعاد مختلفی از دینداری تأکید دارند (استارک، 1986 :223-225).

از طرفی این دسته از زائران افرادی هستد که  پیوند چندانی با گروهها و جماعت های مذهبی ندارند  و از آنجا که دینداری افراد با شدت و نحوة پیوند  آنها با گروههای اجتماعی ارتباط دارد(دورکیم، 1383 :289) این افراد نیز دینداری در حد یک مسلمان عادی دارند و انگیزه های دینی و ایدئولوژیک خاصی ندارند.

 

در بررسی متن مصاحبه های  زائرانی که   "حاجت و شفاء"   انگیزه اصلی و پررنگ تر  در روایت آنهاست، واژگان کلیدی و اپیزودهای اصلی معنایی زیر وجود دارد:

 

واژگان کلیدی

حاجت، مراد، نذر، شفاء، نیت

نیازمندی،گرفتاری ، مشکل، درد، بیماری

امام حسین، مراقب،حافظ ،نگهدار

 

اپیزودهای اصلی معنایی

رهاشدن از رنج بیماری، بچه دار شدن، سر و سامان گرفتن، ترک اعتیاد، کمک و دستگیری، بهتر شدن وضعیت زندگی و معیشت

یکی از مهمترین انگیزه های حضور زنان در پیاده روی زیارتی اربعین که بنابر ترجیحات ضمنی، بعضی از سوژه های زائر  سعی در کتمان آن داشتند و نیاز به برقراری ارتباط صمیمانه هر چه بیشتر از جهت کشف آن داشت، حاجت مندی نسبت به امور دنیایی و شفا بود. مسائل و مشکلات حاکم بر زندگی اجتماعی و خانوادگی، وضعیت نابسامان اقتصادی، فشارهای روحی و روانی، فرد را بر این امر واداشته برای اتصال به امر قدسی  و رهایی از فشارهای پیرامون، قدم در این راه نهاده و در یک فضای مناسکی و  مشارکت جمعی معنوی حضور پیدا کند . اگرچه اشاره بر امر حاجتمندی از جانب اکثر افراد از یک بعد پنهانی برخوردار بوده و کمتر به آن پرداخته می شد، اما آنچه که بود اکثر افراد با انگیزه برآورده شدن حاجات و از طریق اتصال به معصوم و به نیت سامان امور بعد از بازگشت به زندگی معمول خود قدم در این راه گذاشته و از درگاه آن مقام قدسی حاجت خود را طلب می داشتند. میزان اهمیت این آیین با توجه به مقام والای امام حسین و حادثه کربلا این اطمینان خاطر را بر افراد شرکت کننده القاء می نمود که با یکبار حضور در این امر حاجت خود را دریافت نموده و یا به سطح دلخواهی از آرامش نائل خواهند آمد.

در واقع احساس نیاز به آمدن زیارت در بسیاری از این افراد برخاسته از تجربه‌ی استجابت  است. استجابتی که آن را به وساطت امام حسین نزد خدا نسبت می‌دهند. به عبارت دیگر در اینجا احساس نیاز و عشق به امام حسین برخاسته از قدرت او در واسطه شدن برای استجابت دعا و گرفتن شفاء است. مثلا "  این موارد:

-«خواهرم  15 سال بچه دار نمی شد همه دکتری رفت اما جواب نگرفت آخر سر امام حسین حاجتش رو داد ، الان هر سال میارش کربلا

- شفایم  رو از امام حسین دارم، چند سال پیش بیماری سختی داشتم، امام حسین نجاتم داد». (65ساله، متاهل، بی سواد، وضعیت مالی ضعیف، اهل شوش وعرب زبان، همراه اقوام)

-«بیماری داشتم همه دکترها جوابم کرده بودند امام حسین خودش شفام داد

-اگر واقعا از ته دل آدم از امام حسین بخواد حتما جواب می گیره من هر بار اومدم حاجتم روگرفتم 

-میرم به امید اینکه حاجتمو از امام حسین بگیرم  و وضع زندگیم بهتر بشه

زن در هنگام بیان این جمله کمی مکث کرد شاید با خود کمی فکر کرد که چرا  با وجود اینکه هر سال به زیارت می آید هنوز این همه مشکلات دارد ولی از بیان آن منصرف شد چرا که با وجود آشفتگی هایی که داشت هنوز امیدوار بود و در ادامه گفت:

-«ازکوچیکی عشق به امام حسین و حضرت عباس  دارم هرچی خواستم  بهم دادن 

- نذر دارم ،برادری دارم که معتاد بود به شیشه و پارسال به نیت ترک اومد الان خداروشکر پاک شده». ( 48 سال بیوه - مستخدم اداره بهشت -حجاب معمولی  - وضعیت مالی ضعیف - همراه گروه)

-«خیلی حاجت دارم؛ پسرم بیکاره، خودمون هم زندگی مون به سختی میگذره. از امام حسین می خوام همونطور که شفام داد خودش دستمون رو بگیره. پسرم بره سر کار . سر و سامونش بدم. میخوام همه جوونا مون خوشبخت بشن». (65ساله، متاهل، بی سواد، وضعیت مالی ضعیف، اهل شوش وعرب زبان، همراه اقوام)

 

این واسطه دیدن امام حسین در انجام امور ، بر آوردن نیاز و حاجت و رفع گرفتاریها زمینه نوعی گفتگوی دائمی در طول مسیر را برای فرد زائر فراهم می کند به طوری که زائر  هم برای حاجات و خواسته های اساسی و  بزرگ خود و هم برای مشکلات پیش  پاافتاده و مسائل و مشکلات عادی سفر ش  هم به امام  حسین رجوع می کند مثلا در این موارد :

-« امام خودش دعوتم کرده پس خودش هم تو  راه حافظم  هست، نمیذاره  مشکلی برام پیش بیاد». (48  سال بیوه مستخدم اداره بهشت -حجاب معمولی  - وضعیت مالی ضعیف- همراه گروه)

-« با امام حسین قرارگذاشتم که اگر  از مرز ردم کنه و حاجتم رو بهم  بده باورش کنم و  این راه رو در زندگی ادامه بدم  و گرنه معلوم میشه که خبری نیست و دوباره برمی گردم به رویه  زندگی سابقم ». (19 ساله مجرد دانشجو بد حجاب وضعیت مالی ضعیف همراه گروه)

-« سال گذشته در مسیر گم شدم و دو روز تمام گشتم تا همسفرهام رو پیدا کردم در طول این دو روز مدام با امام حسین حرف زدم و ازش کمک خواستم

- یک بار گم شدم شب رو تنها گذروندم، شب به وادی  السلام رسیدم  یه موکب پیداشد همونجا موندم چند نفر هم میت آوردن اینقدر دعا کردم و ناراحت شدم، دلم گرفته بود گفتم امام حسین خودش آوردم دستم رو تو حنا نمیذاره! حتما کمکم میکنه». (65ساله، متاهل، بی سواد، وضعیت مالی ضعیف، اهل شوش وعرب زبان، همراه اقوام)

افرادی که با نیت حاجت یا گرفتن شفاء زائر امام حسین شده اند در خیلی از موارد به لحاظ دینداری و پایبندی به مسائل شرعی و ملزومات دیندارانه افرادی عادی به شمار می آیند و از بررسی متن گفتگوهای صورت گرفته با این افراد نشانه هایی از  داشتن  ویژگی های اعتقادی، بینشی و ایدئولوژیک خاص مشاهده نمی شود.

همچنین این افراد غالبا " از  اقشار ضعیف جامعه هستند و مشکلات آنها بیشتر جنبه اقتصادی دارد. به طور مثال در این موارد:

-« من امسال پولم جور نبود پسرم گفت بیا خودم هزینه هاش رو میدم گفت امام طلبیدت، خدا براش بسازه

-خیلی ها که تو راه باشون حرف زدم قرض گرفته بودن  برای ویزا و پول سفرشون

- زنی بود که فرش زیر پاش رو فروخته بود  شوهرش مریض بود  اومده که امام حسین بهش کمک کنه زندگیش روبراه بشه اونجا همسفرها  پول جمع کردن براش تو فامیل هم خیلی ها پول جمع کردن بر ای بقیه فامیل که پول ندارند». (65 ساله، متاهل، بی سواد، وضعیت مالی ضعیف، اهل شوش وعرب زبان ،همراه اقوام)

-« برای تهیه  هزینه سفر یه آدم خیر کمک کرده خودم پولی تو دستم نبود». (48  سال بیوه مستخدم اداره بهشت -حجاب معمولی - وضعیت مالی ضعیف - همراه گروه)

 

در واقع این دسته از زائران اغلب از اقشار ضعیف جامعه هستند که بخاطر شرایط نا مساعد اقتصادی و معیشتی امید چندانی به بهبود وضعیت زندگی خود ندارند از اینرو  در زیارت امام حسین  با تحمل رنج و سختی های پیاده روی اربعین امیدوارانه به دنبال گشایشی هر چند اندک در زندگی و اوضاع و احوال خویش هستند.

این یافته بر اساس دیدگاه" استارک و بین بریج"  که  در آن "دین " به عنوان عامل "جبران"  مطرح شده، قابل تبیین است؛ دیدگاهی که می گوید هرگاه انسان نتواند خودش آرزوهایش را برآورده کند، سعی میکند عامل جبران کننده فراطبیعی- مثل دین- پیدا کند  که قادر باشد آرزوهایش را برآورده کند (همیلتون ،1387).

 مضاف بر این  در اثر ((تعلیق امر مادی و روزمره )) افراد فضای معنوی و بر انگیزاننده ای را در طول مسیر پیاده روی اربعین تجربه می کنند که به نوعی آنها را  هرچند برای زمانی کوتاه از مشکلات و رنجهایشان جدا می سازد.

خلاصه و نتیجه گیری

    «معنا » یكی از با اهمیت ترین  نیازهای  زندگی انسان ست  که دین برای او فراهم می آورد؛ چرا که دین- برخلاف علم که پاره پاره و ناقص است-  با سامانمند و هدفدار نشان دادن زندگی، آن را برای انسان ها معنا دار می سازد  و مناسک دین بستری  هستند برای برساخت و  بازتولید این معنا؛ به این ترتیب که فرد مؤمن در بستر مناسک به  باورها و عقایدی که از دین دریافت کرده است عمل می کند. در جریان ارتباط میان باور وعمل دینی افراد فرایندی از معنابخشی صورت می گیرد؛ معنابخشی که تحت تأثیر تجربه دینی افراد  در بستر مناسک  امکان ظهور و بروز بیشتری می یابد و زیارت به عنوان یکی از مناسک مهم در ادیان  مختلف از جمله تشیع، مصداق بارز  این موضوع است.

پژوهش حاضرنیز چنانکه درمقدمه بدان  اشاره  شده است؛ با  هدف بررسی درون نگرانه از معنابخشی زنان زائر به "مناسک زیارتی پیاده روی اربعین " صورت گرفته است، که نتایج زیر را نشان می دهد:

بعد از تجزیه و تحلیل گفتمانی روایتها ی نمونه  ارائه صورتبندی از گفتمان روایتها امکان پذیر شد؛ صورتبندی  که حول 4 محور معنایی انگیزشی برای کنشگران قابل بیان است:

1-گفتمان عشق به امام حسین  

 2-گفتمان احساس وظیفه  سیاسی وآمادگی برای ظهور                                                                                  3-  گفتمان ثواب و عمل به تکلیف دینی

 4- گفتمان حاجت و شفاء

 

   در مورد اولین گفتمان روایی  یعنی  گفتمان "عشق به امام حسین " فرد مؤمن از احساس و عاطفه شدیدی در  درون خود  سخن می گوید که معتقد است هرکس خودش باید تجربه کند و توصیف ناپذیر است. عاشق امام حسین خود را  تحت تأثیر جذبه،کشش و عشقی آسمانی می بیند که در او عطشی سیری ناپذیر برای زیارت ایجاد نموده است. از اینروست که تنها چاره ی پایان دادن به این عطش را رسیدن به کربلا می داند.

مکان کربلا به عنوان یکی از مظاهر امر قدسی تجسم یک ایدئال ارزشمند برای زائر است؛ چنانچه باحسرت از رسیدن به این مکان مقدس  سخن می گوید.

در واقع زائری  که در وجودش  عشق، اتصال و وابستگی  به امام حسین را باور دارد، در جهت عمل و عینیت بخشیدن به باور خود بر می آید و لذا در درونش اشتیاق به زیارت  پیدا خواهد شد؛ چرا که مؤمن در مسیر زیارت به دنبال آنست که آنچه در درون و فکرت خویش از عشق به امام حسین (ع) یافته است با عمل و سعی خود  نمایان سازد.

نوع بیان و روایت عاشقانه افراد به امام حسین، عشق و کشش به سوی کسی است که فرد با تمام وجود و اطمینان و آگاهی کامل در ارتباطی نزدیک و معنوی با اوست؛ ارتباطی عاشقانه  که مبتنی بر داد و ستدی همیشگی و بدون انقطاع با معشوقی فرا زمینی  است؛  به طوری که هم داشتن حال خوب، همراه با آرامش و نشاط  و هم  حل شدن مشکلات و مرتفع شدن سختیهای زندگی اش را از جانب او می بیند، در واقع ارتباط  زائر با امام  به عنوان امر متعالی در خود آگاه قابل درک است.

از نظر  زائران در  "گفتمان  عشق به امام حسین"  این عشق  و ارادت  نیرویی خاص و جذبه ای توصیف نا شدنی ست که از دل خاطرات گذشته و ایام کودکی آنها بیرون آمده است. در روایت این افراد متولد شدن و زندگی در یک خانواده دوستدار اهل بیت ومذهبی و تحت تأثیر باورهای والدین به ویژه مادر مقدمه ایجاد محبت و عشق به امام حسین  در وجود آنها بوده است؛ که به مرور زمان در بسترجامعه و حضور در مکانهایی مثل مسجد، مجالس و هیئتهای مذهبی   و تأثیر پذیرفتن از دوستان  هیئتی و مذهبی، پررنگتر و شدیدتر شده است. که از این روند میتوان به  عنوان "جامعه پذیری " عشق به امام حسین نام برد.

در روایت عاشقانه این افراد دلیل هرفعالیت خیر و خداپسندانه ای امام حسین است؛ تا آنجا که ثواب خدمت به مسافران خسته از راه  را هم  به این علت که عاشق و زائر  امام حسین اند هم ردیف با زیارت امام حسین می دانند.

 

       در  دومین گفتمان روایی  "واژه "ظهور " معنای اصلی مورد نظر زائران است. در این گفتمان روایی  احساس وظیفه  سیاسی وآمادگی از دالهای محوری و برجسته ترین معانیست؛ چنانچه زائران آن را علت و انگیزه اصلی سفر می دانند.

در روایت این افراد" احساس وظیفه داشتن"  از دالهای محوری و برجسته ترین معانیست؛ چنانچه آن را علت و انگیزه اصلی سفر می دانند. انگیزه ای که ناشی از  اهمیت دادن به وجه سیاسی  و ایدئولوژیک حضور در مسیر پیاده روی اربعین است. معنابخشی این زائران به مناسک اربعین  از زاویه  دید تلاش برای آمادگی و انجام مسئولیت در قبال برقراری حکومت جهانی و" آرمانی" مهدوی است که  در باور این افراد با ظهور امام زمان تحقق خواهد یافت؛ حکومتی که قرار است  به مشکلات ، بحرانها و کاستیهای جامعه بشری  پایان دهد  و جامعه ای آرمانی  را به ارمغان آورد. این یافته بر اساس دیدگاه" استارک و بین بریج"  که  در آن "دین " به عنوان عامل "جبران"  مطرح شده، قابل تبیین است؛ دیدگاهی که می گوید هرگاه انسان نتواند خودش آرزوهایش را برآورده کند، سعی میکند عامل جبران کننده فراطبیعی- مثل دین- پیدا کند که قادر باشد آرزوهایش را برآورده کند. درواقع  گفتمان" مهدویت و ظهور" به واسطه  وعده ای مطرح شده است  که مذهب  تشیع به پیروانش می دهد؛ معنایی امید بخش  که همه افراد را در یک باور و احساس لاهوتی به شکل واحد همذات می سازد؛این معنای امید بخش باعث ایجاد  وحدت، همبستگی و انسجام جامعه دینی شیعه می شود. از اینرو مراسم اربعین بستری است که منجر به بیداری بیشتر افکار و احساسات مهدوی و وعده  نزدیک بودن  امر ظهور می شود؛ در واقع  دراین فضای مناسکی ایمان فرد به آمدن  امام زمان به عنوان  منجی آخر الزمان دوباره دربین گروه و جماعت مؤمنین یادآوری می شود؛ چراکه ایمان مشترک کاملا" به طور طبیعی در قلب این گروه تشکیل شده و دوباره تقویت می شود، برتمام تردیدهای شخصی که در اذهان فردی ظاهر می شوند غلبه خواهد کرد. افراد مطمئن تر هستند بخاطر اینکه احساس می کنند که قویتر هستند و واقعا قویتر هستند زیرا نیروهایی که ازتوان افتاده بودند دوباره درآگاهییها زنده می  شوند.

این نیروی  ایمان درون فرد که درتجربه حضور در میان جماعت های مناسکی تقویت  می شوند  همچنین موجد احساس وظیفه ای  است که آنها را حتی وادار به کنار گذاشتن کار روزمره، زندگی  و تعطیل نمودن فعالیتهای جاری خود مینماید.

در واقع این اشتیاق زیاد ناشی از ((تجربه تعلیق امر مادی و روزمره )) به همراه پشتوانه ای  اعتقادی و ایدئولوژیک که داشتن هدفی متعالی  را برای فرد مؤمن ترسیم کرده، سختی ها و خستگی های طبیعی اینگونه تلاش و کار جهاد گونه  را به رنجی مقدس و احساسی  شیرین و لذت بخش  بدل ساخته که در پایان درذهن فرد معنایی عمیق از ارتباط با وجود مقدس امام را می نمایاند.

چرا که هرگونه همذات شدگی وجدانها، به هر شكلی كه باشد بر نیروی محرك و سرزندگی اجتماعی می افزاید، از اینرو فردی  که در درونش  اندیشه واحد جمع یعنی تلاش برای زمینه سازی ظهور امام زمان را  باور کرده است با انجام  این وظیفه احساس رضایت فراوانی بدست می آورد، تا بدانجا که اهمیتی به سختی ها و مشکلات آن نمی دهد و از پیامدهای آن نیز نگرانی ندارد.

افرادی که اینچنین روایتی از اربعین دارند به نوعی با هدف آمادگی فردی برای امری نزدیک و قریب الوقوع_ ظهور امام زمان_ راهی مسیر پیاده روی اربعین شده اند.

افراد صاحب این روایت برنامه مشخص تری برای سفر دارند. غالب این افراد کسانی اند که به نوعی از روزمرگی زندگی گریزان شده اند و در زندگی معنوی خود به دنبال فعالیت و تلاشی مقدس اند.

در این نوع نگاه  میتوان حس "رهایی" حاصل از وجه آستانگی زیارت را مشاهده کرد.

مفهوم آستانگی وجدایی از محدودیتهای زندگی روزمره همواره تا حدی جزئی از تجربة زائران است

این دسته از زائران تلاش خود برای رهایی از روزمرگی را در راستای فعالیت های مهدوی و  امام زمانی  شکل داده اند. دراین فعالیتها آموزش و جهت دهی به نوجوانان و جوانان مود توجه ویژه آنهاست.

این زائران اغلب خود را مبلغ ها و سفیرهای فرهنگی مهدویت و انقلاب اسلامی می دانند که وظیفه روشنگری و تبلیغ آرمانها و ارزشهای نظام جمهوری اسلامی بر عهده اشان گذاشته شده است و مسیر پیاده روی زیارت اربعین بهترین فرصت برای این کار تبلیغی است. این هدف در روایت این افراد به وضوح بیان می شود.

در این گفتمان معنا بخشی سیاسی روایتگران به موضوع پیاده روی و زیارت اربعین  بسیار برجسته است. از منظر آنها این مناسک هم به نوعی اعلام موضع در صحنه انقلاب بودن و آمادگی برای هر نوع جهاد وحرکت سیاسی ست.

این افراد حضور در پیاده روی اربعین را به نوعی نمایش موضع سیاسی حسینی بودن تلقی می کنند، و معتقدند که اگر کسی واقعا" دنباله رو حرکت و نهضت امام حسین است حتما باید در این صحنه حضور داشته باشد ونسبت به آن  بی تفاوت نباشد. 

از اینرو در این گفتمان دلالتهایی سیاسی و ایدئولوژیک  نمود بارز دارد از جمله  توجه به گسترش قدرت جمهوری اسلامی به عنوان پایگاهی برای حمایت از شیعیان سراسر دنیا  و همچنین عامل  وحدت شیعیان که درحرکت  اربعین  و با شرکت پر شور مردم ایران  تقویت شده است.

معنای مهم دیگر دلسپردگی و تسلیم بودن دربرابرمقام رهبری و ولایت است؛ مقامی که برای این دسته از زائران  اهمیت بسیار حیاتی دارد و از اینرو اصرار بر به کاربردن پیشوند "امام" برای آن را دارند.

این افراد غالبا" کسانی هستند که  به دنبال زندگی معنوی تر ند و حضور در مناسک پیاده روی اربعین را فرصتی  برای  فرار از روزمرگی ها و ظواهر دنیا می بینند. در این نوع نگاه  میتوان حس "رهایی" حاصل از وجه آستانگی زیارت را مشاهده کرد.

این افراد از همان شروع حرکت خود را در مسیر سلوک معنوی و جهاد با نفس می بینند. حرکتی که دستاورد گذر از سختی ها و رنجهایش قرار است  قرب به امام باشد. این مسیر در واقع  نوعی عرصه آزمایش شدن و محک خوردن برای ایمان افراد دانسته می شود. مسیری که پا نگذاشتن در آن نیز عامل محرومیت  معنوی و از دست دادن نگاه  و توجه امام تلقی می شود. 

   اما در مورد سومین گفتمان روایی یعنی "ثواب و عمل به تکلیف دینی، "ثواب " معنای اصلی مورد نظر زائران در  این گفتمان است؛ یکی از مهمترین معانی که از تحلیل  روایتها بدست  آمده است. مفهوم " ثواب"  یا " پاداش اخروی" انگیزه ای قوی است  که افراد زیادی را برای زیارت مشتاق میسازد. ثوابی که با تطهیر روحی فرد زائر -که در ازای طاعت و بندگی خداوند و عمل به تکلیف دینی بدست آورده - قرار است از ترسها و دلهره های مربوط به  زندگی  پس از مرگ او کم کند و به اوآرامش و اطمینان قلب دهد.

در واقع فرد مؤمن در زیارت به دنبال ثواب و پاکی ست که اطمینان دارد به دست خواهد آورد. همین اطمینان به پاک شدن  و بدست آوردن ثواب الهی، برایش منشأ امیدواری و آرامش  در زندگیست. این امید  همچنین در ذهنش آینده ای روشن  ترسیم می کند  و زندگی اکنون او را نیز با احساس رضایت همراه می سازد. 

برای این زائران آمدن به زیارت هم ردیف اعمال صالح و خیری است که در زندگی با امید به دریافت پاداش الهی و ثواب اخروی انجام می دهند. اعمالی که در اثر انجام آن احساس رضایت، پاکی و سبکی را تجربه می کنند؛ تجربه ای که به کمک قرار گرفتن در فضایی قدسی و معنوی، در فاصله شروع به حرکت و در طول مسیر پیاده روی اربعین تا رسیدن به حرم مطهر- در درون ذهن فرد زائر- در حال شکل گرفتن است.

در گفتمان روایی اشان  مضامینی مانند "عمل به  شرع " و" تکلیف داشتن" زیاد تکرار می شود ومفاهیمی مثل نماز و دعا و...دغدغه اصلی زائران با انگیزه "ثواب و عمل به تکلیف دینی" می باشند. در روایت این افراد مدام به این واژگان برمی خوریم و زائر به نوعی نگران داشتن حال مناسب وجای آوردن کامل  اعمال توصیه شده در زیارت  مانند اذن دخول، حضور قلب، خواندن نماز و زیارتنامه  در کنار ضریح و داشتن ذکر و مناجات در طول مسیرپیاده روی است.

در روایت زائرانی که" عمل به تکلیف دینی"  انگیزه پررنگ تر زیارت است. امام حسین به نوعی واسطه ای ست که قرار است دست زائر را برای انجام تکالیف دینی اش بگیرد و به او توفیق توبه کردن و تطهیر شدن دهد.در روایت این افراد  واسطۀ فیض الهی دانستن امام، واسطۀ ‌اجابت دعا، واسطۀ پذیرش توبه و آمرزش گناه بودن امام دلالت های اصلی زیارت است و زیارت در روایت این افراد آسانترین راه برای قرار گرفتن در صراط مستقیم است چرا که  ائمه و اهل بیت به آن توصیه نموده اند.

همچنین  این زائران کسانی هستند که معمولا " زمانهای دیگر از سال هم به سفر زیارت می روند  و رفتن به سفرهای زیارتی بخشی از اعمال و تکالیف دینی اشان تلقی می شود.

تقریبا همه این زائران ترجیح می‌دهند حرم آنقدر شلوغ نباشد که امکان خلوت را از آن‌ها بگیرد؛ امکان اینکه بتوانند در حرم به راحتی دعا و و نماز بخوانند، از اینرو در ایام اربعین این افراد کمتر به حال و هوای مطلوبشان برای زیارت دست پیدا می کنند و معمولا" نمی توانند آداب زیارت  را با کیفیتی که در زمانهای دیگر سال  به انجام می رسانند.

در واقع در نوع  نگاه این افراد به زیارت پایبندی بیشتری به آداب زیارت مشاهده می شود بنابراین  زائرینی که  به انجام این مقدمات و آداب زیارتی پایبند هستند ،معتقدندکه در خلوتی حرم زمینه مناسب تری برای انجام زیارت مطلوب وجود دارد.

 

    در چهارمین گفتمان روایی  یعنی "گفتمان حاجت و شفاء  "حاجت" - یکی از مهم‌ترین و جامع‌ترین انگیزه‌‌های زیارتی- محور معنایی است. در روایت بسیاری  از زائران  " حاجت و شفاء  را انگیزه اصلی سفر دانسته و به بیان آن می پردازند؛انگیزه ای که اغلب ناشی از  وجود  بحران ،مشکل و مسئله ای لا ینحل در زندگی افراد یا بیماری لا علاج مربوط به خود یا نزدیکانشان است. رنج‌ها و سختیهای این جهانی و هراس‌های مربوط به زندگی انگیزه‌ای قوی و معنابخش برای تجربه زیارت این افراد است.

زیارت برای این دسته از زائران تنها راه رهایی  از رنجها و مشکلات  زندگی و معیشت است. دراین نوع روایت، بیان معانی که حکایت از ارتباط عمیق معنوی و قدسی فرد زائر در حین انجام زیارت باشد بسیار کم رنگ تر است و فرد زائرروایت زیارت خود  را در بیان حاجات و نیازهایش  خلاصه میکند.

این دسته از زائران اغلب افرادی هستد که  پیوند چندانی با گروهها و جماعت های مذهبی ندارند  و از آنجا که دینداری افراد با شدت و نحوة پیوند  آنها با گروههای اجتماعی ارتباط دارد؛ این افراد نیز به لحاظ پایبندی به مسائل شرعی و ملزومات دیندارانه در حد یک مسلمان عادی بوده  و انگیزه های دینی و ایدئولوژیک خاصی ندارند.

در این گفتمان روایی زائر به امام حسین به عنوان نگهبان و مراقبی نگاه می کند که قرار است از او در مقابل مشکلات و سختی های زندگی محافظت کند و نگهدارش باشد.

این یافته مؤید دیدگاهی است که زیارت را مظهر ارتباط با " امر متعالی" و آرمانی می‌داند که انسان‌ها آن را برای درمان مشکلات چاره‌ناپذیرخود می خواهند.

احساس نیاز به آمدن زیارت در بسیاری از این افراد برخاسته از تجربه‌ی استجابت  است. استجابتی که آن را به وساطت امام حسین نزد خدا نسبت می‌دهند. به عبارت دیگر در اینجا احساس نیاز و عشق به امام حسین برخاسته از قدرت او در واسطه شدن برای استجابت دعا و گرفتن شفاء است.

 

این واسطه دیدن امام حسین در انجام امور، بر آوردن نیاز و حاجت و رفع گرفتاریها زمینه نوعی گفتگوی دائمی در طول مسیر را برای فرد زائر فراهم می کند به طوری که زائر  هم برای حاجات و خواسته های اساسی و  بزرگ خود و هم برای مشکلات پیش  پا افتاده و مسائل و مشکلات عادی سفرش  هم به امام  حسین رجوع می کند.

 در واقع این دسته از زائران اغلب از اقشار ضعیف جامعه هستند که بخاطر شرایط نا مساعد اقتصادی و معیشتی امید چندانی به بهبود وضعیت زندگی خود ندارند از اینرو در زیارت امام حسین با تحمل رنج و سختی های پیاده روی اربعین امیدوارانه به دنبال گشایشی هر چند اندک در زندگی و اوضاع و احوال خویش هستند.

چراکه با اتکا به نظریات "جبران"  هرگاه انسان نتواند خودش به طور طبیعی به خواسته ها و آرزوهایش دست یابد ،سعی میکند عامل جبران کننده فراطبیعی- مثل دین- پیدا کند  که قادر باشد آرزوها و خواسته هایش را برآورده سازد.

 مضاف براین  در اثر ((تعلیق امر مادی و روزمره )) افراد فضای معنوی و بر انگیزاننده ای را در طول مسیر پیاده روی اربعین تجربه می کنند که به نوعی آنها را  هرچند برای زمانی کوتاه از مشکلات و رنجهایشان جدا می سازد. 

 

    بنابراین در نگاهی اجمالی به روایتهای متنوع اربعین می توان به اپیزودهای معنایی مختلفی رسید که در دو دسته قابل نوع بندی  هستند ؛که دسته اول تقریبا" شامل  اپیزودهای معنایی مشترک میان همه زائران  و  دسته دوم معانی هستند که در روایت های  طیف خاصی از زائران بیان شده اند و  به طور خلاصه شامل موارد زیر هستند:                                                                     

1-دعوت امام؛ انتخاب و  طلبیده شدن،  عمل به تکلیف دینی  و شرعی، ثواب اخروی، نزدیکی به امام حسین و اهل بیت به عنوان  عامل بخشودگی و عاقبت بخیری، جذب خیر و برکت و بیمه کردن زندگی،  داد و ستد معنوی با امام حسین، امید به جاری شدن خیر و برکت در زندگی، دستیابی به آرامش و اطمینان خاطر، توفیق پیدا کردن، امید به آینده  و عاقبت بخیری، ناب بودن تجربۀ زیارت، معنای زیارت وتصور زائر از امام(ع)،ارادت و عشق زائر نسبت به امام ، خدمت  عاشقانه به زوار امام، رها شدن از غم و غصه ها  و مشکلات زندگی،خواسته‌ها و حاجات ، خاطرات  خوشایند ، تأثیر پذیری از جماعت زائران، حالات و تغییرات پس از زیارت، تجربیات معنوی تازه، اجابت دعا، محرومیت، عهد و پیمان با امام، احساس سبکی و پاکی بعد از زیارت و تصمیم به زیارت دوباره.                                                                                        

2- جهاد با نفس، دل بریدن از  دنیا و ظواهرش، ترس ازمحرومیت معنوی، لبیک گفتن به ندای تاریخی امام حسین، تبلیغ دینی و فعالیت فرهنگی، گسترش قدرت شیعیان و جمهوری اسلامی، احساس هویت و عزت مندی شیعه، هویت شیعه بودن و حسینی بودن، وحدت ملتهای شیعه، صدور تفکر امام و انقلاب، نا امید کردن دشمنان، حمایت از رهبری امام خامنه ای و ولایت، تبلیغ اسلام ناب، روشنگری برای رفع شبهات اعتقادی، ادامه راه شهدای دفاع مقدس، انجام وظیفه در زمینه سازی ظهور  آمادگی فردی برای ظهور،آموزش و انتقال مفهوم ظهور به نسل بعد، اجتناب از روزمرگی، نزدیکی زمان ظهور، شوق ظهورخواهی اربعین، زحمات خالصانه مشتاقان ظهور.                                                                                                 

  منابع                                                                       

آسا برگر، آرتور،1380، روایت در فرهنگ عامه، رسانه و زندگی روز مره ،ترجمه محمد رضا لیراوی ، نشر سروش

امینی، عبدالحسین، 1362، الغدیر، ترجمۀ محمدتقی واحدی، جلد 5، تهران: کتابخانه بزرگ اسلامی.

برگر، پیتر و توماس لاکمن (1387) ساخت اجتماعی واقعیت؛ رساله‌ای در جامعه‌شناسی شناخت، ترجمۀ فریبرز مجیدی، تهران: علمی و فرهنگی

اتو، رودلف 1380، مفهوم امر قدسی؛ پژوهشی دربارۀ عامل غیرعقلانی مفهوم الوهیت و نسبت آن به عامل عقلانی، ترجمۀ همایون همتی، تهران: نقش جهان.

دورکیم، امیل، 1383، صور بنیانی حیات دینی، ترجمۀ باقر پرهام، تهران، نشر مرکز

شریعتی ،سارا ؛ و آرمان ذاکری ، 1394، موقعیت دین در جامعۀ ایران: قدسی تقد س زدایی شده، مجموعه مقالات گزارش وضعیت اجتماعی کشور، ناشر: شورای اجتماعی کشور؛ پژوهشکدۀ مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فنّاوری

فلیک، اووه ،1388 ، درآمدی بر تحقیق کیفی ،ترجمة هادی جلیلی. چاپ اول، تهران: نشر نی.

شریعتی مزینانی، سارا  - شیما غلامرضا کاشی،سیالیت و مناسک دینی ، فصلنامه تحقیقات فرهنگی ایران، دوره هشتم، شماره 3، پاییز 1394، ص97- 61

کاشی،شیما،1394، الگوهای زیارتی جوانان ،مطالعه موردی دو الگوی زیارتی در مشهد اردهال  ، خلاصه پایان نامه های همایش ملی مطالعات اجتماعی دین ، انجمن جامعه شناسی ایران وپژوهشگاه فرهنگ ،هنر و ارتباطات

چنگی آشتیانی، مریم، 1388،بررسی جامعه شناختی كاركرد معنا بخشی دین در آثار محمد حسین طباطبایی

گیسلر، نورمن ال. (1375) فلسفه دین، ترجمۀ حمیدرضا آیت‌الهی، تهران: حکمت.

همیلتون، ملکم (1387) جامعه‌شناسی دین، ترجمۀ محسن ثلاثی، تهران: ثالث.

یوسفی ، علی  و همکاران،1391 ،پدیدارشناسی تجربی زیارت امام‌رضا (ع) ،مقاله 9، دوره 6، صفحه 180-198

منابع لاتین


-Fariba Adelkhah (2009): Moral Economy of Pilgrimage and Civil Society in Iran: Religious, Commercial and Tourist Trips to Damascus1 , South African Historical Journal, 61:1, 38-53

-John Eade and Micheal H Sallnow (1991), Contesting the sacred,the Anthropology of Christian pilgrimage, Routledge

-Eller, Jack David (2007)  Introducing Anthropology of Religion, London: Routledge                                                                                                                          

-Moen Torill, (2009) Reflection on the Narrative Research Approach, in: Life Story Research, vol 1, Edited By: Barbara Herrison, SAGE Publication, First Printed: pp. 291-308                                                                                                         

-Turner,V. (1974) Dramas, Fields, and Metaphors: Symbolic Action in Human Society, Ithaca: Cornell University Press.

-Jansen, Willy & Meike Kühl (2008) “Shared Symbols: Muslims, Marian Pilgrimages and Gender”, European Journal of Women’s Studies, 15 (3): 295–311.

Morinis, A. (1992). ‘Introduction: The Territory of the Anthropology of Pilgrimage’, in Morinis, A. (ed.) Sacred Journeys: The Anthropology of Pilgrimage, Westport: Greenwood Press.

 

Norman A. (2004) Spiritual tourism: Religion and Spirituality in Contemporary Travel, from http://ses.library.usyd.edu.au/bitstream/2123/6150/1/THESIS%20-%20Final.pdf (6.1.2012

. Stark, Rodney (1986) “The Class Basis of Early Christianity”, Sociological

Analysis, 47 (3), pp. 216-225.

Weber, Max (1922/1993), The Sociology of Religion, English translation by

Ephraim Fiscoff, Washington: Beacon Press.

 

 

 

 

[1] nasim.kahirdeh@gmail.com کارشناس ارشد جامعه شناسی

 

[2] damavandi.effat@yahoo.com کارشناس ارشد انسان شناسی

[3]Theorical sampeling

[4] منظور از روایت، یك داستان روایی است كه نه تنها شامل گفتمان روایی بیـان شده توسط راوی است، بلكه شامل گفتمان بیان شـده كنشـگران و نقـل قـول هایی است كه راوی از گفته های كنشگران ارائه كرده است،

[5] Eller, Jack David (2007)  Introducing Anthropology of Religion, London: Routledge

 

[6] همان