logo logo
  • تاریخ انتشار:‌ 1398/08/11
  • بازدید:‌ 322
  • چاپ
گزارشی از همایش فرصت¬ها و پرسش¬های پدیده اربعین از علوم انسانی و اجتماعی- نجف اشرف یکشنبه 21 مهر98 ، 14 صفر 1441

گزارشی از همایش فرصت¬ها و پرسش¬های پدیده اربعین از علوم انسانی و اجتماعی- نجف اشرف یکشنبه 21 مهر98 ، 14 صفر 1441

همایش فرصت¬ها و پرسش¬های پدیده اربعین از علوم انسانی و اجتماعی در روز یکشنبه مورخ بیست و یکم مهرماه 1398 در نجف اشرف و در سالن همایش صافی صفا و به همت اندیشکده خط مشی گذاری اربعین دانشگاه امام صادق(ع) و با همکاری کمیته فرهنگی و آموزشی ستاد مرکزی اربعین کشور برگزار گردید. مدیریت و اداره این همایش را حجت الاسلام و المسلمین دکتر علیرضا پیروزمند عضو هیأت علمی فرهنگستان علوم اسلامی قم بر عهده داشت.

همایش فرصت­ها و پرسش­های پدیده اربعین از علوم انسانی و اجتماعی در روز یکشنبه مورخ بیست و یکم مهرماه 1398 در نجف اشرف و در سالن همایش صافی صفا و به همت اندیشکده خط مشی گذاری اربعین دانشگاه امام صادق(ع) و با همکاری کمیته فرهنگی و آموزشی ستاد مرکزی اربعین کشور برگزار گردید. مدیریت و اداره این همایش را حجت الاسلام و المسلمین دکتر علیرضا پیروزمند عضو هیأت علمی فرهنگستان علوم اسلامی قم بر عهده داشت. در آغاز این نشست، دکتر پیروزمند توضیحاتی درباره موضوع همایش مطرح کردند و مقاله خود را ارئه فرمودند.

نخستین سخنران این مراسم سرکار خانم دکتر محسنی­نژاد عضو هیأت علمی دانشگاه امام صادق علیه­السلام بودند که مقاله خود را به زبان عربی ارائه فرمودند. دیگر سخنرانان این مراسم عبارت بودند از دکتر صفوی عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی امیر کبیر که مقاله خود را با عنوان مفهوم و جایگاه اربعین در قرآن و روایات به زبان انگلیسی بیان کردند؛ دکتر محسن صبوریان عضو هیأت علمی دانشکده معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع)؛ شیخ عبدالله شقیق امام جمعه مرکز الجهاد کشور آفریقای جنوبی که مباحث خود را به زبان انگلیسی عرضه کردند؛ دکتر محمد رضا پویافر استادیار جامعه­شناسی دانشگاه علوم انتظامی امین؛ دکتر سید مجید امامی عضو هیأت علمی دانشکده معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع)؛ و دکتر محمد علی همایون استاد گروه فرهنگ و تمدن دانشگاه امام صادق(ع). در ادامه، اهم مطالب مطرح شده توسط استادان مذکور تشریح می­­شود.

سخنان دکتر پیروزمند

اربعین پدیده­ای است که سیدالشهداء با به حضور فراخواندن مردم آفریده و نعمت و توفیقی است که در یک مرحله تاریخی حرکت به سمت ظهور در اختیار جامعه مسلمین قرار گرفته است. عنوان سخنرانی بنده اربعین به مثابه حج نام دارد. حج یک تکلیف، تجمع و منسک استثنایی و سیاسی و اجتماعی و فرهنگی است که جایگاه خود را دارد اما متأسفانه با شرایط حاکمیت آل سعود، از آثار سیاسی و اجتماعی تخلیه شده است. بدون تعرض به ماهیت و جایگاه حج می­خواهم بگویم که خدای متعال آثار و پیامدهایی را برای حج برشمرده که به دلیل تشابه آن با صحنه پیاده روی اربعین، می­توان انتظار داشت که عمده آثار  سیاسی و اجتماعی مورد انتظار از حج، در اربعین اتفاق بیفتد:

  1. قیام برای خدا: در قرآن چنین آمده است که که خداوند کعبه را قیاماً للناس قرار داده یعنی حرکت جمعی برای اقامه توحید و جریان ولایت خدا در زمین که در اربعین این قیام اجتماعی برای دفاع از حق به محوریت امام علیه­السلام اتفاق افتاده است.
  2. برائت از مشرکین: »ان الله بریء من المشرکین»؛ خداوند می­فرماید مشرکان باید از حج بترسند و در دل­هایشان به خاطر مراسم حج رعب و وحشت ایجاد شود. امروزه، کمتر چنین می­شود اما این جلوه در اربعین هست.
  3. حج فقط برای عبادت نیست برای این است که مسلمانان در حج منافع خود را به نحو حداکثری تحصیل کنند(لیشهدو منافعاً لهم). امام خمینی می­فرمایند که مراد از منافع در این آیه، منافع سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نیز هست. این بهره­مندی از حج در صحنه اربعین نیز در حال تکرار شدن است. مسلمین در حج می­توانند با تشریک مساعی علاوه بر زیارت، در انجام تدبیرهای جمعی برای پیشبرد مقاصد اسلام تشریک مساعی کنند.
  4. تعظیم شعائر الهی: تعظیم شعائر الهی از تقوای قلوب است(دلک و من یعظم شعائر الله فانها من تقوی القلوب). اربعین به واقع یک شعار الهی و از شعائر الهی است. برخی تردید می­کنند که آیا حرکت اربعین در روایات ما وارد شده است؟ آیا در سده­ی گذشته که بنیان این حرکت گذاشته شده، بدین منظور بنا شده است؟ آیا دامن زدن به آن و این نوع انتظار از پیاده روی اربعین غلو یا بدعت است؟ اربعین جزء شعائر الهی است. روضه خواندن برای سیدالشهداء فارغ از موضوع اربعین از شعائر الهی است. پس اربعین هم از شعارئر الهی است و نیاز به روایت خاص ندارد.

به نظر من، اربعین یک نشانه­شناسی نوین در شناخت خداوند و تجلی ولایت معصومان بوده و از این جهت سزاوار پاسداشت است.

سخنرانی سرکار خانم دکتر محسنی­ نژاد

عنوان سخنرانی ایشان، زنان و تمدن سازی اسلامی بود. ارزش­های موجود در اربعین، بیشتر ارزش­های انسانی است تا اسلامی. این مراسم بدون اقدامات دولتی و دخالت­های حکومتی، به صورت خودجوش و مردمی برگزار می­گردد. در این پدیده، مسلمانان اهل سنت و مسیحیان نیز حضور دارند که جملگی با شیعیان در حال تعاملات اجتماعی و فرهنگی هستند. در این مراسم، مباحث اخلاقی چون جود و کرم، ایثار، بخشش، و کشتن بخل جلوه می­کند. همان گونه که زنان با محوریت حضرت زینب سلام الله علیها، در جهاد و دفاع از حسین علیه السلام مشارکت داشتند؛ در مراسم اربعین نیز در این گرمای طاقت فرسا، زنان با سختی­های موجود به همراه فرزندانشان همچون مردان برای رسیدن به او و لبیک گفتن به ندایش حضور پیدا می­کنند.

حضرت زینب پس از واقعه عاشورا، نیروها را تقویت فرمود و از ارزش­های دینی، حجاب و عفاف حفاظت کرد. وی با عنصر بکاء بعد عاطفی کربلا را تعمیق بخشید و حرکت و اهداف یزید را تغییر داد. امروزه، زنان در مراسم اربعین با الگوگیری از ایشان نقش مهمی ایفا می­کنند. در این حرکت زنان با همراهی با همسرانشان و تحمل سختی­ها و کمبود آب و غیره، باعث استحکام بنیان خانواده می­­شوند. در این میان، ما نیازمند ایجاد خدمات و موکب­های مخصوص برای زنان هستیم تا احکام شرعی مختص به آنان، و موارد مرتبط با آنان مرتفع شود.

حضور امروز زنان در حرکت اربعین، به حضور زنان در واقعه کربلا مشابهت دارد. زنان می­توانند با مشارکت جدی خود در پیاده­روی اربعین، در ایجاد زمینه برای حضور مردان و تحمل سختی­های این سفر در راه حضرت زینب گام بردارند. براین اساس، زنان با تجلی عطوفت و محبت در این سفر، در شکل­گیری امت واحده و حرکت به سوی ظهور مؤثر هستند.

سخنرانی دکتر محسن صبوریان

مقاله ایشان با عنوان «واقعه اربعین و علوم اجتماعی موجود» ارائه شد. فهم واقعه راهپیمایی سالیانه اربعین در مسیر نجف به کربلا، با استفاده از مفاهیم و مقولات علوم اجتماعی موجود، هر چند پرتویی بر برخی از عناصر این پدیده می­افکند اما باعث پوشیده شدن و غفلت از برخی عناصر ماهوی و جوهری این حرکت عظیم می­گردد. علوم اجتماعی موجود اربعین را با مقولاتی نظیر هویت دینی، اقتدار آفرینی ملی و مذهبی، تجربه دین، عرفی زدایی و عرفی شدن، همبستگی و انسجام اجتماعی، منسک­گرایی اجتماعی، گردشگری و توریسم دینی مفهوم سازی و موجه می­کند. بالطبع عظمت و ابعاد حرکت اربعین اقتضای چنین مفهوم سازی­هایی را با استفاده از جعبه ابزار علوم اجتماعی موجود دارد، و مادامی که از منظر مشاهده­گر صادق و همدل صورت گیرد، حظی از واقع دارد. با این حال غفلت از جنبه­های جوهری واقعه ­­ی(evenent) اربعین که آن را در معنای واقعه از مابقی اقسام حرکت و جنبش جدا می­کند؛ واقعه اربعین را هم مرتبه و هم سنخ سایر مناسک و آیین­های انبوه قرار می­دهد. این هم سنخی، هر چند برای فهم متعارف علمی مهم است، اما برای فهم عمیق­تر قطعاً رهزن است. در مقابل دیدگاه متعارف با زبان رایج علوم اجتماعی، دیدگاه دیگری وجود دارد که در سال­های اخیر و توسط برخی از اهل فکر تحت عناوینی نظیر «دخالت مستقیم الهی» یا «ظهور و بروز خدا در تاریخ» مطرح شده است. این دیدگاه طالب نوع جدیدی از علم اجتماعی الهی برای توضیح دخالت­ها و ظهورات الهی در تاریخ است. دیدگاه مورد بحث از جهتی بدیع است و مبشر یک طرح پژوهشی رقیب برای علوم اجتماعی موجود. با این حال استفاده از این مفاهیم و نظریه­پردازی ذیل آن، اقتضائاتی کلامی و اجتماعی دارد. جنبه مثبت چنین دیدگاهی فهم منظور اصلی واقعه و فهم اراده الهی در پس آن است. اما جنبه منفی این دیدگاه این است که چنین نظریه­ای باید به منابع عقلانی و عقلایی تأیید شود تا جنبه عقل­گریزی آن بر جنبه عقلانی قضیه غلبه نکند. دخالت مستقیم الهی در تاریخ نباید این گونه معنا شود که هر آن چه که توان تحلیل عقلانی­اش را نداشتیم و آن را فهم نکردیم، به دخالت مستقیم خدا در تاریخ ربط دهیم. لذا برای توضیح پدیده­های نظیراربعین، نیاز به علم اجتماعی دینی داریم.

سخنرانی شیخ عبدالله شقیق

موضوع سخنرانی من، فرصت­های اربعین است. ما الان در زمینی گام برمی­داریم که شاید حسین علیه السلام و زینب سلام الله علیها بر آن قدم گذاشته­اند. نجات انسان­ها دو گونه است: نجات فردی در هنگامی که مثلاً غریق را از غرق شدن نجات می­دهیم؛ و نجات اجتماعی که مربوط به جامعه در حال غرق شدن است. بقای اجتماعی نیاز به نجات اجتماعی دارد. مشکلات اجتماعی در آفریقای جنوبی از قبیل خشکسالی، امور مربوط به ایتام، سوءاستفاده از زنان، و بیماران بی­پناه، کمک به بازیابی معتادان، رسیدگی به زنان و کودکان بی­سرپرست، و بی­خانمانان وجود دارد که باید رفع شوند.

انسان وقتی این دردها را احساس می­کند و به همراه پیاده­روی اربعین که با خستگی و تشنگی و سختی همراه است؛ به یاد مصائب اهل بیت علیهم­السلام می­افتد. این دردها و اشک­ها بی­جواب نخواهند ماند. فریاد حضرت زینب برای زنی که مورد سوء استفاده قرار گرفته، کمک کار خواهد بود.

برگزاری این مراسم بزرگ با این جمعیت میلیونی، از عهده یک دولت و یا یک سازمان جهانی برنمی­آید بلکه خداوند این کار را انجام می­دهد. اطعام به جمعیتی بیست میلیونی از اختیار و اراده یک شخص و یک دولت خارج است. ما در این جا دولت قلب­ها را می­بینیم که یک دولت جهانی است برای التیام دردهای جامعه. ان شاءالله به کمک امام حسین علیه السلام مشکلات حل می­شود و کودکان فلسطینی نیز می­توانند به آرامش و آسایش برسند.

سخنرانی دکتر محمد رضا پویافر

عنوان مقاله من «تنوع تجربه­ی زیارت» است. علاوه بر شباهت­های زیارت ایرانیان و عراقیان، تفاوت­های هویتی در تعاملات فرهنگی در اربعین میان زائران عراقی و ایرانی وجود دارد. با بررسی این تفاوت­ها این سؤال مطرح می­­شود که این تعاملات مبتنی بر تفاوت­ها در آینده به کدام سمت و سو خواهد رفت تا بتوانیم بر اساس آن سیاست­گذاری­هایی داشته باشیم.

به نظر می­رسد که چهار تفاوت عمده در الگوی زیارت ایرانیان و عراقی­ها وجود دارد: تفاوت نخست، در استفاده از نمادها، علائم، و پرچم­ها است. نماد پردازی­های تجسمی در زائران عراقی جایگاه مهمی دارد. در این جا، پرچم و عَلَم معنای ویژه­ای دارد. برافراشته بودن پرچم، به معنای زنده بودن قوم و عشیره و رهبر، و اعلام زنده بودن و استمرار حیات یک فرهنگ است. به عنوان مثال، حتی نذورات عراقی­ها نیز روی پرچم حمل و به مقصد مورد نظر برده می­شود. همچنین، در عراق، پیکره­سازی برای تجسم معصومان، و شرح وقایع کربلا صورت می­گیرد. و تصویرهای زیادی از اهل بیت، و واقعه عاشورا در پیاده­روی اربعین خودنمایی می­کند.

تفاوت دوم، در نوع و وجهه سیاسی است که به این رویداد داده می­­شود. زائران ایرانی برخلاف زائران عراقی، پرچم­هایی با مضامین سیاسی حمل می­کنند. شعارهای سیاسی نیز در ایرانی­ها نمود بیشتری دارد که بعضاً به دلخوری و رنجش عراقی­ها منجر می­گردد.

تفاوت سوم، مربوط به عام گرایی و خاص گرایی است. در پذیرایی از زائران، خادمان موکب­های ایرانی خاص­گرایی دارند و توجه بیشتری به قوم و ملیت خود می­کنند اما خادمان عراقی کمتر خاص­گرایی داشته و خدمات مختلف را بدون هیچ محدودیتی به زائران حسینی ارائه می­دهند و برای آن­ها ملیت زائران جایگاه چندانی ندارد.

تفاوت چهارم مربوط به الگوی زیارت است. تجربه زیارت زائران ایرانی بر اساس نگرش زیارت در مقصد و مبتنی بر مقصد است اما برای زائران عراقی، زیارت در تک تک گام­هایی که در مسیر برمی­دارند معنا می­شود. موکب­های ایرانی دغدغه و مسأله­شان مدت زمان اقامت در کربلا است. به همین خاطر معمولاً کوله بار پیاده­روی عراقی­ها کوچک بوده و کوله بار ایرانیان بزرگ­تر است چون معمولاً قصد اقامت بیشتری در مقصد دارند.

نکته بعدی این که در زیارت ایرانی اصرار بر نزدیکی به ضریح ائمه علیهم­السلام وجود دارد اما زائر عراقی بعضاً به یک سلام و زیارت از دور و بازگشت به شهر و خانه خود بسنده می­کند. تفاوت دیگر در الگوی زیارت به زیارت همراه با غبار تن و خستگی راه، و زیارت همراه با غسل و ظاهر پاک و مرتب برمی­گردد؛که هر دو نوع زیارت ریشه در روایات دارند. زائران عراقی در سفر زیارتی خود شرایط حمام و غسل کردن، و اقامت را پیش بینی نمی­کنند. حال اگر قرار بر این است که در آینده هر کس بر اساس ملیت و فرهنگ زیارتی خود عمل نکند؛ باید برای نزدیک شدن به یکدیگر، تدبیری برای این تفاوت­ها اندیشه شود.

سخنان دکتر سید مجید امامی

موضوع سخنرانی من «کاربست تجربه اربعین در امداد، خدمت و پیشرفت: رویکردی نهادی - اسلامی» است. در مطالعات توسعه، معضله اصلی توسعه­نیافتگی جوامع مسلمان مربوط به توانمندسازی جامعه است. اگر جوامع توانمند شوند توسعه اتفاق می­افتد. تجربه­های پیشین برای توسعه کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته، حاکی از این است که تقلید از برنامه­های غربی توسعه، مداخله خارجی، و یا وام­های خارجی توسعه را محقق نمی­کنند. کشور عراق کشوری توسعه نیافته است و ایران کشوری در حال توسعه. ما برای ایجاد الگوی درون زای توسعه چالش داریم. در این میان، نقش دولت چیست؟ البته که دولت نقشی دارد اما تئوری مطلوب توسعه کدام است؟ در جوامع ما الگوی دولت­زدایی شده توسعه جواب نمی­دهد.

در الگوی علوم اجتماعی نهادمندسازی، دولت­ها سه دسته هستند: دولت­های توسعه­گرا، یغماگر، و میانه. دولت توسعه­گرا قابله و پرورش­گراست و توسعه را مانند مادری می­داند که باید فرزند سالمی را به دنیا آورد. این الگو معتقد است که پرسش از این که آیا دولت در امر توسعه مداخله کند یا نکند خطا است بلکه باید این پرسش را طرح کنیم که دولت باید چگونه در این امر مداخله کند؟ برای توسعه مبتنی بر توانمندی، استقلال متکی بر مردم نیاز هست نه دولت متکی بر قدرت یا ثروت.

در این تحقیق، سه رخداد برای بازنمایی الگوی پیاده­روی اربعین که مبتنی بر مشارکت، مدیریت، و خدمت است؛ مقایسه گردیده: الگوی کمک رسانی به زلزله زدگان بوئین زهرا در سال 1341 که در آن، روحانیون بیش از دولت پهلوی به کمک مردم شتافتند. مرحوم تختی نیز در این زلزله خدمات شایانی را به مردم ارائه داد.

زلزله سال 1357 طبس، الگوی دومی است که در آن روحانیون وارد نظم اجتماعی شدند. این حرکت، یکی از عوامل نفوذ آنان به زندگی اجتماعی ایرانیان و ارائه الگوی مدیریت بحران به جامعه بود. هر نهادی که بتواند بحران­های پیش آمده در جامعه را مدیریت و به اصطلاح جمع کند؛ می­تواند وارد باشگاه توسعه شود. مورد سوم، تجربه سیل سال 1398 در استان­های خوزستان، گلستان، و لرستان است. در این تجربه، با فراخوانی موکب­های اربعین برای کمک به سیل زدگان، الگوی اربعینی معنویت محور، بر اساس خدمت و پیشرفت شکل گرفت.

بررسی تجربه این سه رخداد به معنای تخریب اقدامات و خدمات دولتی در بحران سیل سال 1398 نیست بلکه به معنای ارائه الگویی برای یک دولت توسعه­گرا است. این الگو مدعی است که می­تواند تجربه پیاده­روی اربعین در ارائه خدمات به زائران را، مبتنی بر نقش توانمندی دولت برای تشکیل یک دولت توسعه­گرا به کار ببرد.

نجات اجتماعی در توامند شدن جامعه است. جامعه­ای که می­تواند در پیاده­روی اربعین در یک روز، میلیون­ها غذا برای زائران اربعین تهیه کند؛ نباید وضعیت توسعه­اش این گونه باشد. مردم ایران نیز باید بنا بر الگوی اربعینی که مبتنی بر معنویت، مشارکت، و پیشرفت است؛ برای توسعه ایران دست به کار شوند.

سخنان دکتر محمد علی همایون

ایشان در این سخنرانی به بررسی ابعاد تمدنی عاشورا و اربعین پرداختند. اگر سخن ازالگوی علوم انسانی و اسلامی می­کنیم باید در توضیح پدیده­ها علاوه بر تبیین وجه عینی آن­ها، جنبه ملکوتی و ذهنی آنان را نیز در نظر بگیریم. این دو بعد را باید همراه با هم دید. پدیده­ها هم جنبه عینی و هم جنبه ملکوتی دارند. رشد علوم انسانی در گرو پیوند این دو بعد است. علوم انسانی باید به بعد ملکوتی هم توجه کند. در مقابل، علوم اسلامی نیز برای پیشرفت خود باید به بعد عینی پدیده­ها توجه بیشتری داشته باشد.

براین اساس، پدیده اربعین و عاشورا هم جنبه عینی و هم جنبه ملکوتی دارد. ما برای نوشتن تاریخ تمدن، یک نقطه عطف می­خواهیم و آن عاشورا است و هر چه پس از آن اتفاق افتاده جملگی از نتایج عاشورا هستند. این پدیده­ها اتفاقات جدا از یکدیگر نبوده و همه جلوه­هایی از حیقت قیامت هستند که در تاریخ به وقوع پیوسته است. بعثت انبیاء، عاشورا، ظهور، رجعت، واقعه غدیر خم، و پدیده اربعین در این چارچوب قرار می­گیرند. ماهیت این وقایع، حرکت جمعی انسان­ها به سمت امامشان است تا موعد ظهور.

این حقیقت بر اساس سنت غیبت و ظهور در حال ساختن تاریخ ما است. در این سنت، ما با یک جریان غیبت و ظهور مواجه نیستیم بلکه پیش و پس از ظهور امام عصر(عج) نیز ظهور داشته و خواهیم داشت. از زمان امام رضا(ع) که حقیقت امامت توضیح داده شد؛ به سبب آن که هنوز جامعه در فهم این حقیقت عاجز مانده به دوران غیبت وارد شدیم. این دوره، دوره­ای تربیتی است و بعد از ظهور نیز آن را خواهیم داشت. پس از واقعه ظهور، نوعی رشد خواهیم داشت و باز دوره غیبت دیگری آغاز می­شود که پس از آن به سمت دیدن امام واحدی خواهیم رفت که نخستین تجلی­اش در وجود حضرت سیدالشهداء خواهد بود. این یک واقعیت است نه مجاز. دوره­های غیبت همچنان ادامه دارد تا این که چهل روز پیش از برپایی قیامت این روند متوقف شده و همه انسان­ها عروج می­کنند و در هنگامه تخریب زمین و وقوع قیامت، فقط کفار بر روی زمین قرار خواهند داشت.

چهل روز یک امر مبتنی بر رشد است نه تخریبو عدد چهل، عدد کمال است. در تاریخ تنها یک بار امام علیه­السلام بتمامه و کاملاً تجلی کرد و آن هم فقط برای 72 تن از یارانش. پیاده­روی اربعین به وجود آمده تا ما را نیز به این رشد برساند تا با حقیقت امام علیه­السلام روبرو شویم. این یک سنت الهی است که ما را به سمت قیامت می­برد.