logo logo
  • تاریخ انتشار:‌ 1397/07/07
  • بازدید:‌ 516
  • چاپ
ظهور حقیقت ارض کربلا در اصل  پیاده روی اربعین

ظهور حقیقت ارض کربلا در اصل پیاده روی اربعین

«دلیل برجسته سازی زیارت امام حسین علیه السلام به صورت پیاده در روایات چیست؟»

ظهور حقیقت ارض کربلا در اصل «پیاده روی اربعین

عباس اشرفی

دانشیار دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

احسان حسنی

کارشناس ارشد رشته علوم قرآن و حدیث از دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

 

چکیده

زیارت امام حسین علیه السلام در روز اربعین، از سنت هایی است که در منابع شیعی بدان توصیه شده است. لکن در این بین، «پیاده روی» نیز، موضوعیت یافته است. منشأ این موضوعیت می تواند روایاتی باشد که در آن به بیان فضیلت زیارت امام حسین علیه السلام به صورت «پیاده» پرداخته شده است. این مقاله مشخصا به دنبال پاسخ به این سوال است که: «دلیل برجسته سازی زیارت امام حسین علیه السلام به صورت پیاده در روایات چیست؟»، تا در پی پاسخ به این سؤال، پیاده روی اربعین با تعمق بیشتری صورت پذیرد. فرض در پاسخ به سؤال مزبور بدین قرار است: از آنجا که به حسب ظاهر «ارض»، مسیری ممهد و مجهز برای «راه رفتن» است و از طریق آن وصول به مقصد محقق خواهد شد، بنابر این استعمال ارض در منطق وحی، به خصوص آن زمانی که سیاق کلام در مورد هدایت است، لزوما به معنای بریده ای از زمین نیست، بلکه می تواند عبارت از «راه و مسیر معنوی ممهد و مجهز برای هدایت و سیر الی الله» باشد. یعنی راه و مسیر معنوی را که هر شخصی در زندگی خود اختیار می کند، می توان ارض آن شخص نامید. از این رو، به طور ویژه ارضینی که موصوف صفاتی چون مقدس و مبارک قرار گرفته اند و یا مضاف الیه شان الله است (ارض الله)، دارای ماهیت و ظرفیت راهبری معنوی هستند.

بنابراین برای شناخت دقیق این ارضین، لازم است که به ظاهر و جلوه آنها بر روی زمین اکتفا نشده و بلکه به عنوان یک طریق سلوکی مورد مطالعه قرار گیرند. یکی از ارضینی که قابلیت مطالعه این چنینی را دارد ارض کربلا است. زیرا که در روایات، هم مقدس و مبارک وصف شده و هم ارض الله خوانده شده است. بنابراین تأکید بر پیاده رفتن به زیارت امام حسین علیه السلام، می تواند اشاره به حقیقت و ماهیت طریقیت معنوی ارض کربلا داشته باشد. این معنا از ارض کربلا، آن را از محدودیت بریده ای از زمین در کشور عراق خارج کرده و به عنوان مسلکی معنوی معرفی می کند، که با آداب و ساز و کارهای خاص خود، در هر مکانی از دنیا قابل سیر است.

بنابراین می توان پیاده روی اربعین را نماد و جلوه ای از ماهیت طریقتی ارض کربلا دانست. نکته حائر اهمیت در این بین که سؤال دوم این مقاله محسوب می شود، «جایگاه ارض کربلا در بین ارضین است؟».

به عبارت دیگر، اگر ارض، طریقی سلوکی دانسته شود و هر کدام از مصادیق ارض، طریقی خاص با ساز و کارهای خاص خود باشند، در این بین جایگاه ارض کربلا نسبت به دیگر ارضین کجاست؟ فرض در پاسخ به این سؤال نیز بدین قرار است که، استقبال عمومی و منحصر به فرد از پیاده روی اربعین، می تواند گواه بر این باشد که اولا ظرفیت ارض کربلا نسبت به دیگر ارضین، در هدایت و سیر الى الله، بیشتر است.

ثانیأ حضور افراد با ادیان و مذاهب و مسلک ها و مشربهای گوناگون، در پیاده روی اربعین، شاهد بر ماهیت ویژه طریق کربلا است که در آن هر فردی حتی با ارض منتخب زندگی خود، در عین حال می تواند طریق معنوی ارض کربلا را نیز طی کند و بلکه باید طی کند تا به الله واصل آید. به عبارت دیگر نسبت ارض کربلا با دیگر ارضین، مانند نسبت صراط به بل است، که در آن هر سبیلی، یکی از لاینهای صراط است. بنابراین برای سیر الى الله یک ارض بیشتر وجود ندارد و آن ارض کربلا است و دیگر ارضین، اگر بخواهند واصل باشند، لازم است هماهنگ با مناسبات و ساز و کارهای ارض کربلا شده تا بتوانند به عنوان یکی از لاین های این ارض قرار گیرند. در غیر این صورت بی راهه خواهند بود.

این مقاله با کنکاش در آیات مشتمل بر کلیدواژه ارض و روایات مشتمل بر موضوع ارض کربلا، به دنبال بررسی صحت و سقم دو فرض مزبور در پاسخ به دو سؤال فوق است.

 برای وصول به این مهم از روش کتابخانه ای بهره برده شده است.